@Book_Life
در شعاع کج نوری بود
که آفتاب از میان پارگی ابر میتابید.
حس کرد حالش حالا بهتر است.
دلش تازه و سبک بود.
صاف...
فیل در تاریکی | #قاسم_هاشمینژاد
در شعاع کج نوری بود
که آفتاب از میان پارگی ابر میتابید.
حس کرد حالش حالا بهتر است.
دلش تازه و سبک بود.
صاف...
فیل در تاریکی | #قاسم_هاشمینژاد
@Book_Life
دروغ خواننده را فریب میدهد
و او را از واقعیت دور میکند،
اما تخیلات میتواند راه میانبری باشد
و فرد را به حقیقت برساند...
مرد جعبهای | #کوبو_آبه
دروغ خواننده را فریب میدهد
و او را از واقعیت دور میکند،
اما تخیلات میتواند راه میانبری باشد
و فرد را به حقیقت برساند...
مرد جعبهای | #کوبو_آبه
@Book_Life
دردهایی در این دنیا هست
به آن عظمت که
دیگر در برابر آنها
از اشک،
کاری ساخته نیست...
#هاینریش_بل
دردهایی در این دنیا هست
به آن عظمت که
دیگر در برابر آنها
از اشک،
کاری ساخته نیست...
#هاینریش_بل
@Book_Life
گفتم: همه رسیدند، جز من!
راننده گفت: تو هم میرسی،
تو هم پیاده میشی
هیچ مسافری تا حالا توی تاکسی نمونده
همه پیاده میشن.
یکی، یکی…
تاکسی سواری | #سروش_صحت
گفتم: همه رسیدند، جز من!
راننده گفت: تو هم میرسی،
تو هم پیاده میشی
هیچ مسافری تا حالا توی تاکسی نمونده
همه پیاده میشن.
یکی، یکی…
تاکسی سواری | #سروش_صحت
@Book_Life
نمیتوانم که بهخاطر همه چیز
در زندگی ناراحت باشم؛
باید بعضی وقتها در مورد
بعضی چیزها زد به در بیخیالی،
وگرنه بیبرو برگرد خُل میشوم...
پسری با ۳۵ کیلو امید | #آنا_گاوالدا
نمیتوانم که بهخاطر همه چیز
در زندگی ناراحت باشم؛
باید بعضی وقتها در مورد
بعضی چیزها زد به در بیخیالی،
وگرنه بیبرو برگرد خُل میشوم...
پسری با ۳۵ کیلو امید | #آنا_گاوالدا
@Book_Life
هرکسی در دنیا باید کسی را داشته باشد
که حرفهایش را به او بزند.
آزادانه، بدون رو دربایستی، بدون خجالت،
وگرنه آدم از تنهایی دق میکند...
زنگها برای که به صدا در میآید | #ارنست_همینگوی
هرکسی در دنیا باید کسی را داشته باشد
که حرفهایش را به او بزند.
آزادانه، بدون رو دربایستی، بدون خجالت،
وگرنه آدم از تنهایی دق میکند...
زنگها برای که به صدا در میآید | #ارنست_همینگوی
@Book_Life
به عقل و هوشت فشار نیار
چیزی که چشم ما را به روی
همه چیز میبندد عقل است،
اول برو سراغ غریزه
اگر غریزه خوب نگاه کند
بُرد با توست
غریزه هیچوقت بهات خیانت نمیکند...
مرگ قسطی | #لویی_فردینان_سلین
به عقل و هوشت فشار نیار
چیزی که چشم ما را به روی
همه چیز میبندد عقل است،
اول برو سراغ غریزه
اگر غریزه خوب نگاه کند
بُرد با توست
غریزه هیچوقت بهات خیانت نمیکند...
مرگ قسطی | #لویی_فردینان_سلین
@Book_Life
گالیله:
بذار یه چیزی بهت بگم آقای موچیوس، کسی که حقیقت رو نمیدونه، فقط نادانه!
اما اونی که حقیقت رو میدونه
و انکار میکنه جنایتکاره...
زندگی گالیله | #برتولت_برشت
گالیله:
بذار یه چیزی بهت بگم آقای موچیوس، کسی که حقیقت رو نمیدونه، فقط نادانه!
اما اونی که حقیقت رو میدونه
و انکار میکنه جنایتکاره...
زندگی گالیله | #برتولت_برشت
@Book_Life
بعضیها میتوانند هرچیز بیربطی را آنقدر خوب تعریف کنند
که آدم با دهان کاملاً باز
و لبخندی کاملاً گشاده
به آنها گوش دهد...
چند نامه برای ریمیدیوس | #ابراهیم_رها
بعضیها میتوانند هرچیز بیربطی را آنقدر خوب تعریف کنند
که آدم با دهان کاملاً باز
و لبخندی کاملاً گشاده
به آنها گوش دهد...
چند نامه برای ریمیدیوس | #ابراهیم_رها
@Book_Life
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد، که سرّیست خدایی
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینهی کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
این توانم که بیایم به محلت به گدایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی!
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانهی مایی
كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان
پرتو روی تو گويد كه تو در خانهی مایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که دربند تو خوشتر، که رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی
#سعدی_شيرازی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد، که سرّیست خدایی
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینهی کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
این توانم که بیایم به محلت به گدایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی
روز صحرا و سماعست و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی!
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانهی مایی
كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان
پرتو روی تو گويد كه تو در خانهی مایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که دربند تو خوشتر، که رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی
#سعدی_شيرازی
@Book_Life
مری جِین گفت: خب پس واسه چی زنش شدی؟
- : به خدا خودم هم نمیدونم!
بهم گفت شیفتهٔ جین آستینه.
بهم گفت کتابهاش
به نظرش خیلی باارزشن.
این عین حرف خودشه.
وقتی ازدواج کردیم،
فهمیدم حتی یکی از
رمانهاش رو هم نخونده...
نُه داستان | #جیدی_سلینجر
مری جِین گفت: خب پس واسه چی زنش شدی؟
- : به خدا خودم هم نمیدونم!
بهم گفت شیفتهٔ جین آستینه.
بهم گفت کتابهاش
به نظرش خیلی باارزشن.
این عین حرف خودشه.
وقتی ازدواج کردیم،
فهمیدم حتی یکی از
رمانهاش رو هم نخونده...
نُه داستان | #جیدی_سلینجر
@Book_Life
من عمرم را بیشتر
صرف چیزی کردهام که دوست داشتهام،
از این رو زندگی خوبی را گذراندهام.
حال آدم یا با یادگیری و مطالعه
یا با تجربه تاوان زندگی را میدهد
یا بهطور شانسی و از طریق پول درآوردن.
لذت بردن از زندگی این است
که بدانی به میزان پولات
چه چیز بهدست میآوری
و بدانی که چه موقع آن را داری...
خورشید همچنان میدمد | #ارنست_همینگوی
من عمرم را بیشتر
صرف چیزی کردهام که دوست داشتهام،
از این رو زندگی خوبی را گذراندهام.
حال آدم یا با یادگیری و مطالعه
یا با تجربه تاوان زندگی را میدهد
یا بهطور شانسی و از طریق پول درآوردن.
لذت بردن از زندگی این است
که بدانی به میزان پولات
چه چیز بهدست میآوری
و بدانی که چه موقع آن را داری...
خورشید همچنان میدمد | #ارنست_همینگوی
@Book_Life
چقدر سعادتمند خواهم بود،
اگر آنگونه که دوستت دارم
دوستم داشته باشی...
نامه به آدل فوشه | #ویکتور_هوگو
چقدر سعادتمند خواهم بود،
اگر آنگونه که دوستت دارم
دوستم داشته باشی...
نامه به آدل فوشه | #ویکتور_هوگو
@Book_Life
چقدر زمان لازم است
تا بوی کسی را که دوست داریم،
از یاد ببریم؟
چقدر باید بگذرد
تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟
دوستش داشتم | #آنا_گاوالدا
چقدر زمان لازم است
تا بوی کسی را که دوست داریم،
از یاد ببریم؟
چقدر باید بگذرد
تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟
دوستش داشتم | #آنا_گاوالدا
@Book_Life
وقتی که آدم سردش باشد،
نباید از کسی که جای گرم و نرمی دارد
انتظار همدردی داشته باشد...
یک روز از زندگی ایوان دنیسویج | #الکساندر_سولژنیتسین
وقتی که آدم سردش باشد،
نباید از کسی که جای گرم و نرمی دارد
انتظار همدردی داشته باشد...
یک روز از زندگی ایوان دنیسویج | #الکساندر_سولژنیتسین
@Book_Life
وقتی انسان آموخت
آن هم نه فقط بر روی کاغذ،
که چگونه با رنجهایش تنها بماند؛
چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود،
آن وقت چیز زیادی نمانده
که یاد نگرفته باشد...!
#آلبر_کامو
وقتی انسان آموخت
آن هم نه فقط بر روی کاغذ،
که چگونه با رنجهایش تنها بماند؛
چگونه بر اشتیاقش به گریز چیره شود،
آن وقت چیز زیادی نمانده
که یاد نگرفته باشد...!
#آلبر_کامو
@Book_Life
زندگی فقط به این دلیل با معناست
که مثل هر آغوشی، هر روزی،
هر لذتی و هر دردی پایانی دارد...
قُربِ جَوار | #ایوان_کلیما
زندگی فقط به این دلیل با معناست
که مثل هر آغوشی، هر روزی،
هر لذتی و هر دردی پایانی دارد...
قُربِ جَوار | #ایوان_کلیما
@Book_Life
چیزی که ضروری است
خلوتی درونی و ژرف است؛
به درون خود فرورفتن
و ساعتها همانجا ماندن...
نامههایی به شاعر جوان | #راینرماریا_ریلکه
چیزی که ضروری است
خلوتی درونی و ژرف است؛
به درون خود فرورفتن
و ساعتها همانجا ماندن...
نامههایی به شاعر جوان | #راینرماریا_ریلکه
@Book_Life
زیر سقفی با گچبریهای آب،
در اتاقهایی با دیوارهای آب،
هیچکس نمیتواند بفهمد
که دیگری دارد گریه میکند...
یوزپلنگانی که با من دویدهاند | #بیژن_نجدی
زیر سقفی با گچبریهای آب،
در اتاقهایی با دیوارهای آب،
هیچکس نمیتواند بفهمد
که دیگری دارد گریه میکند...
یوزپلنگانی که با من دویدهاند | #بیژن_نجدی