My favorite Power Couples:
- جود و کاردن (Cruel Prince)
- اسلون و زیویر (King Of Sloth)
- ایلاید و لارکن (Throne Of Glass)
- منان و دوریان (Throne Of Glass)
- نستا و کاسین (A Court Of Thorn And Roses)
- نذیرا و کنجی (Shatter Me)
- الیزابت و آقای دارسی (Pride And Prejudice)
- جود و کاردن (Cruel Prince)
- اسلون و زیویر (King Of Sloth)
- ایلاید و لارکن (Throne Of Glass)
- منان و دوریان (Throne Of Glass)
- نستا و کاسین (A Court Of Thorn And Roses)
- نذیرا و کنجی (Shatter Me)
- الیزابت و آقای دارسی (Pride And Prejudice)
شاید ظاهراً میخندیدم یا بازی میکردم ولی در باطن کمترین زخمِ زبان یا کوچکترین پیش آمد ناگوار و بیهوده ساعتهای دراز فکر مرا به خود مشغول میداشت و خودم خودم را میخوردم.
-زنده به گور | صادق هدایت
-زنده به گور | صادق هدایت
«خاطراتی که آدمهایش رفته اند دردناک اند، ولی خاطراتی که آدمهایش حضور دارند، اما شبیه گذشته نیستند، به مراتب دردناک ترند.»
-صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز
-صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز
پیوسته همان رنج تحلیلناپذیر را بهتنهایی تحمل میکرد و پیوسته در تنهایی به همان معمای ناگشودنی میاندیشید. «یعنی چه؟ آیا بهراستی باید مرد؟» و ندای درونش جواب میداد: «بله، حقیقت است و باید مرد.» میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!»
-مرگ ایوان ایلیچ
-مرگ ایوان ایلیچ
اکثر مواقع زندگی من اینطوریه: من بر اساس شهود + منطق میفهمم که یه اتفاق چطور قراره بیوفته.
آدم های منطقی اطرافم چون فقط منطقی هستن حرفم رو نمیفهمن، آدم های احساسی هم چون فقط به بخش شهودی تیکه میکنن متوجه نمیشن. بعد ۴-۵ سال میگذره تا حرف من ثابت شه بهشون ولی دیگه دیره.
آدم های منطقی اطرافم چون فقط منطقی هستن حرفم رو نمیفهمن، آدم های احساسی هم چون فقط به بخش شهودی تیکه میکنن متوجه نمیشن. بعد ۴-۵ سال میگذره تا حرف من ثابت شه بهشون ولی دیگه دیره.
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
Forwarded from Book Tweet
تنها عذر موجه خدا، این است که وجود نداشته باشد.
-آلبر کامو
-آلبر کامو
بدون وحشت، از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند؟
-صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز
-صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز
فریدون عزیز، کاش بعد از شکست دادن ضحاک، میکشتیش نه اینکه اونو ببری و توی دماوند به بند بکشی.
-شاهنامه
-شاهنامه