#حکایت 📚
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست.
آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
📕 امثال و حکم
✍🏻 #علی_اکبر_دهخدا
📚 @BookTop
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد.
کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت:
روزی که می خواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ی کدخدا رفت و از کیسه های برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت:
راستش برنجی در کار نیست.
آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
📕 امثال و حکم
✍🏻 #علی_اکبر_دهخدا
📚 @BookTop
👍2😭1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
روابط به خصوص روابط نزدیک ضروری هستند. به همین خاطر تنهایی مهلک است.
همه ما نیاز به فهمیده شدن داریم، دوست داریم دیده شویم و به جمع دوستان و خانواده تعلق داشته باشیم. همه دوست داریم یک همسر یا شریک رمانتیک داشته باشیم. ما نیاز داریم که قبیله خودمان را پیدا کنیم.
تحقیقات نشان داده که یکی از مزایایی که بودن در رابطه یا یک گروه دارد، احساس تعلق است که به زندگی معنا میبخشد. وقتی دیگران به ما اهمیت میدهند و طوری با ما رفتار میکنند که این اهمیت را نشان بدهند، ما باور میکنیم که آدمهای با اهمیتی هستیم.
با اینکه همه ما نیاز به تعلق داشتن داریم، در دههای اول قرن بیستم، بسیاری از روانشناسان و پزشکان با نفوذ، آنهایی که نگهبانان جسم و روح مان بودند، به این وجه اساسی طبیعت انسان اذعان نکردند. این که بچهها نیاز به عشق پدر و مادر و مراقبت آنها دارند تا زندگی پربار و پر معنایی داشته باشند، از نظر پزشکی معنایی نداشت. بیتوجهی خطرناک دانسته نمیشد بلکه آن را عملی غیراخلاقی میدانستند.
زمانی که روانشناسی رفتاری به وجود آمد و روانشناسان دانشگاهی توجه خود را به موضوع پرورش فرزند معطوف کردند، این دیدگاه عوض شد و آنها دست به آزمایش اهمیت وابستگی و روابط در سالهای اولیه زندگی زدند. آنها کشف کردند که آدمها فاوغ از اینکه چندسالهاند، برای زندگی سالم و سرشار، بیش از غذا و سرپناه به روابط نزدیک نیاز دارند.
روشی که ما با آن احساس نیار به تعلق را در خود ارضا میکنیم، در مراحل مختلف زتدگی متفاوت است. در سالهای اولیه زندگی عشق سرپرستان بسیار ضروری است، وقتی بزرگتر میشویم، تعلق را در روابط دیگر میجوییم. آنچه که در تمام مراحل ثابت به جا میماند، اهمیت حیاتی این احساس تعلق است.
اما متاسانه بسیاری از ما از این تعلق بیبهرهایم. در زمانهای که ارتباطات ما بیش از گذشته دیجیتالی شده است، میزان انزوای اجتماعی بیشتر شده است. حدود ۲۰ درصد مردم احساس تنهایی میکنند؛ آنها میگویند که منبعی عظیم از احساس ناشادی در زندگیشان وجود دارد. یک سوم آمریکاییهای بالای ۴۵ سال میگویند که تنها هستند. همزمان نتایج یک نظرسنجی در ایج یو کی، نشان میدهد که نیم میلیون نفر از افراد بالای شصت سال در بریتانیا، اغلب روزای خود را در تنهایی میگذارنند و غیرعادی نیست که آن نیم میلیون دیگر پنج شش رز هفته را بدون اینکه کسی را ببینند یا با کسی حرف بزنند، بگذرانند.
در سال ۱۹۸۵، مرکز نظرسنجی عمومی از آمریکاییها سوال کرد که در شش ماه گذشته با چند نفر درباره یک موضوع مهم بحث و گفت و گو کردهاند. پاسخ اغلب افراد سه نفر بود. وقتی این نطرسنجی در سال ۲۰۰۴ تکرار شد، پاسخ افراد صفر بود.
تمام این دادهها افزایش تنهایی را ثابت میکند. این تحقیقات نشان میدهند که زندگی مردم خالی از معنا شده است. اغلب در نظرسنجیها آدمها روابط نزدیک خود را به عنوان معنای اصلی زندگی خود ذکر میکنند و آنهایی که تنهاتر و منزویترند، حس میکنند که زندگیشان خالی از معنا شده است.
گرچه روابط نزدیک برای یک زندگی معنادار ضروریاند اما تنها نیاز اجتماعی ما نیستند. روانشناسان همچنین دریافته اند که ارزش لحظات کوتاه احساس صمیمیت نیز بالاست. ارتباطات با کیفیت، مثل تعامل کوتاهی که میان دو انسان برقرار میشود، مهم هستند. مثلا زمانی که زوجی دست هم را هنگام پیادهروی می فشارند، یا زمانی که دو غریبه در هواپیما گفتوگویی همدلانه را آغاز میکنند، این ارتباط کوتاه اثر مثبتی بر آنها دارد. روابط با کیفیت این ظرفیت را دارند که به روابط ما با آشنایان، همکاران و غریبهها معنا ببخشند.
درست است که ما نمیتوانیم یک رابطه با کیفیت از سوی دیگران با خودمان ایجاد کنیم، اما میتوانیم خودمان آغازگر آن باشیم. میتوانیم به غریبه ای در خیابان سلام بگوییم به جای اینکه نگاهمان را از او برگردانیم. میتوانیم به جای بیارزش قلمداد کردن دیگران، به آنها ارزش بدهیم. میتوانیم آدمها را دعوت کنیم که «تعلق» داشته باشند.
📙 قدرت معنا: هنر زندگی
✍🏻 #امیلی_اسمیت
📚 @BookTop
روابط به خصوص روابط نزدیک ضروری هستند. به همین خاطر تنهایی مهلک است.
همه ما نیاز به فهمیده شدن داریم، دوست داریم دیده شویم و به جمع دوستان و خانواده تعلق داشته باشیم. همه دوست داریم یک همسر یا شریک رمانتیک داشته باشیم. ما نیاز داریم که قبیله خودمان را پیدا کنیم.
تحقیقات نشان داده که یکی از مزایایی که بودن در رابطه یا یک گروه دارد، احساس تعلق است که به زندگی معنا میبخشد. وقتی دیگران به ما اهمیت میدهند و طوری با ما رفتار میکنند که این اهمیت را نشان بدهند، ما باور میکنیم که آدمهای با اهمیتی هستیم.
با اینکه همه ما نیاز به تعلق داشتن داریم، در دههای اول قرن بیستم، بسیاری از روانشناسان و پزشکان با نفوذ، آنهایی که نگهبانان جسم و روح مان بودند، به این وجه اساسی طبیعت انسان اذعان نکردند. این که بچهها نیاز به عشق پدر و مادر و مراقبت آنها دارند تا زندگی پربار و پر معنایی داشته باشند، از نظر پزشکی معنایی نداشت. بیتوجهی خطرناک دانسته نمیشد بلکه آن را عملی غیراخلاقی میدانستند.
زمانی که روانشناسی رفتاری به وجود آمد و روانشناسان دانشگاهی توجه خود را به موضوع پرورش فرزند معطوف کردند، این دیدگاه عوض شد و آنها دست به آزمایش اهمیت وابستگی و روابط در سالهای اولیه زندگی زدند. آنها کشف کردند که آدمها فاوغ از اینکه چندسالهاند، برای زندگی سالم و سرشار، بیش از غذا و سرپناه به روابط نزدیک نیاز دارند.
روشی که ما با آن احساس نیار به تعلق را در خود ارضا میکنیم، در مراحل مختلف زتدگی متفاوت است. در سالهای اولیه زندگی عشق سرپرستان بسیار ضروری است، وقتی بزرگتر میشویم، تعلق را در روابط دیگر میجوییم. آنچه که در تمام مراحل ثابت به جا میماند، اهمیت حیاتی این احساس تعلق است.
اما متاسانه بسیاری از ما از این تعلق بیبهرهایم. در زمانهای که ارتباطات ما بیش از گذشته دیجیتالی شده است، میزان انزوای اجتماعی بیشتر شده است. حدود ۲۰ درصد مردم احساس تنهایی میکنند؛ آنها میگویند که منبعی عظیم از احساس ناشادی در زندگیشان وجود دارد. یک سوم آمریکاییهای بالای ۴۵ سال میگویند که تنها هستند. همزمان نتایج یک نظرسنجی در ایج یو کی، نشان میدهد که نیم میلیون نفر از افراد بالای شصت سال در بریتانیا، اغلب روزای خود را در تنهایی میگذارنند و غیرعادی نیست که آن نیم میلیون دیگر پنج شش رز هفته را بدون اینکه کسی را ببینند یا با کسی حرف بزنند، بگذرانند.
در سال ۱۹۸۵، مرکز نظرسنجی عمومی از آمریکاییها سوال کرد که در شش ماه گذشته با چند نفر درباره یک موضوع مهم بحث و گفت و گو کردهاند. پاسخ اغلب افراد سه نفر بود. وقتی این نطرسنجی در سال ۲۰۰۴ تکرار شد، پاسخ افراد صفر بود.
تمام این دادهها افزایش تنهایی را ثابت میکند. این تحقیقات نشان میدهند که زندگی مردم خالی از معنا شده است. اغلب در نظرسنجیها آدمها روابط نزدیک خود را به عنوان معنای اصلی زندگی خود ذکر میکنند و آنهایی که تنهاتر و منزویترند، حس میکنند که زندگیشان خالی از معنا شده است.
گرچه روابط نزدیک برای یک زندگی معنادار ضروریاند اما تنها نیاز اجتماعی ما نیستند. روانشناسان همچنین دریافته اند که ارزش لحظات کوتاه احساس صمیمیت نیز بالاست. ارتباطات با کیفیت، مثل تعامل کوتاهی که میان دو انسان برقرار میشود، مهم هستند. مثلا زمانی که زوجی دست هم را هنگام پیادهروی می فشارند، یا زمانی که دو غریبه در هواپیما گفتوگویی همدلانه را آغاز میکنند، این ارتباط کوتاه اثر مثبتی بر آنها دارد. روابط با کیفیت این ظرفیت را دارند که به روابط ما با آشنایان، همکاران و غریبهها معنا ببخشند.
درست است که ما نمیتوانیم یک رابطه با کیفیت از سوی دیگران با خودمان ایجاد کنیم، اما میتوانیم خودمان آغازگر آن باشیم. میتوانیم به غریبه ای در خیابان سلام بگوییم به جای اینکه نگاهمان را از او برگردانیم. میتوانیم به جای بیارزش قلمداد کردن دیگران، به آنها ارزش بدهیم. میتوانیم آدمها را دعوت کنیم که «تعلق» داشته باشند.
📙 قدرت معنا: هنر زندگی
✍🏻 #امیلی_اسمیت
📚 @BookTop
👍2
آدم یه عمر زحمت میکشه و یه خونه میخره، بعد از اون همه زحمت، مالک خونه میشه، اما هیچکس نیست که توو خونه زندگی کنه!
📓 مرگ فروشنده
✍🏻 #آرتور_میلر
📚 @BookTop
📓 مرگ فروشنده
✍🏻 #آرتور_میلر
📚 @BookTop
💔2
ترس از عشق، ترس از زندگیست و آنان که از عشق دوری میکنند، مردگانی بیش نیستند!
عشق در نمیزند به یکباره میآید و آنها که پسش میزنند بزرگترین بازندههای دنیا هستند!
#برتراند_راسل
📚 @BookTop
عشق در نمیزند به یکباره میآید و آنها که پسش میزنند بزرگترین بازندههای دنیا هستند!
#برتراند_راسل
📚 @BookTop
💔5
کتابخانه
📚 بهترین کتابی که تاکنون خوانده اید چه کتابی است؟ نظر خود را در اینستاگرام به اشتراک بگذارید👇 https://www.instagram.com/Academic_Library ✅ نمایش کامنت های منتخب در کانال
Instagram Books.pdf
83.7 KB
📝 کامنت های منتخب پست اینستاگرامی "بهترین کتابی که خواندید چه بود؟"
📖 قسمت اول
🔹شما هم نظر خود را ثبت کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📖 قسمت اول
🔹شما هم نظر خود را ثبت کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
❤1
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
از هر کسی یک چیزی یاد بگیریم ...
بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم اگر از هر آدم آشنایی، یک چیز یاد می گرفتم تا آخر سال به تعداد آدم های که دیده ام عادت های خوب به من اضافه شده بود.
بالاخره توی هر آدمی یک نکته مثبت پیدا می شود دیگر. نه؟ مثلا همین پسره میز بغلی، عادت های بد هم داشت اما یک اخلاقش را خیلی دوست دارم.
هر وقت، هر جا، هر کی شروع به حرف زدن پشت سر شخص دیگری می کرد، گوشی اش را بر می داشت و به بهانه تلفن از اتاق بیرون می رفت. نه حرف های دیگران را تائید می کرد نه رد می کرد. نه حتی نسبت به حرف زدن پشت سر آدم ها اعتراض داشت. فقط تلفنش رو بر می داشت و می رفت. به همین سادگی ...
📚 @BookTop
از هر کسی یک چیزی یاد بگیریم ...
بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم اگر از هر آدم آشنایی، یک چیز یاد می گرفتم تا آخر سال به تعداد آدم های که دیده ام عادت های خوب به من اضافه شده بود.
بالاخره توی هر آدمی یک نکته مثبت پیدا می شود دیگر. نه؟ مثلا همین پسره میز بغلی، عادت های بد هم داشت اما یک اخلاقش را خیلی دوست دارم.
هر وقت، هر جا، هر کی شروع به حرف زدن پشت سر شخص دیگری می کرد، گوشی اش را بر می داشت و به بهانه تلفن از اتاق بیرون می رفت. نه حرف های دیگران را تائید می کرد نه رد می کرد. نه حتی نسبت به حرف زدن پشت سر آدم ها اعتراض داشت. فقط تلفنش رو بر می داشت و می رفت. به همین سادگی ...
📚 @BookTop
👍7
🔹محکومیت چند نوجوان خرابکار به خواندن کتاب!
یک قاضی در ویرجینیای آمریکا چند نوجوان خرابکار را که روی دیوار مدرسه تاریخی آفریقایی ـ آمریکاییها گرافیتی نژادپرستانه کشیده بودند، به خواندن ۳۵ جلد کتاب و چند کار فرهنگی دیگر محکوم کرد.
«گاردین » نوشت: پنج نوجوان خرابکار که به کشیدن گرافیتیهای نژادپرستانه و توهینآمیز روی دیوار مدرسه سیاهپوستان «اشبورد» اقدام کرده بودند، از سوی یک قاضی ویرجینیایی به خواندن ۳۵ جلد کتاب از جمله «رنگ بنفش»، «بادبادکباز» و «قصه ندیمه»، تماشای ۱۴ فیلم، دیدن دو موزه و نوشتن مقاله پژوهشی محکوم شدند.
هدف این قاضی این بوده که آنها درک بهتری از «جنسیت، نژاد، مذهب و تعصب» پیدا کنند. او درباره انگیزه خود از این تصمیم گفت: چون این پنج نفر، چند نوجوان خنگ بودند و هیچ یک از آنها قبلا سابقهای نداشتند. آنها هرگز به دردسر نیفتادهاند. کاملا مشخص است که با انگیزههای نژادپرستانه این کار را نکردهاند. بیشتر از روی حماقت و نداشتن درک از جدی بودن کارشان، دست به این اقدام زدهاند.
تمام ۳۵ کتابی که این نوجوانان محکوم به مطالعه آنها هستند، درباره نژادپرستی، برابری جنسی، مذهب و جنگ نوشته شدهاند. «رنگ بنفش» رمان معروف «آلیس واکر»، «قصه ندیمه» نوشته «مارگارت اتوود»، «بوته آزمایش» کتاب «آرتور میلر»، «پسر بومی» به قلم «ریچارد رایت»، «مبارزه زیبا» نوشته «تا ـ نهیسی کوتس»، «هزار خورشید تابان» و «بادبادکباز» نوشته «خالد حسینی»، «خورشید همچنان میدمد» اثری از «ارنست همینگوی»، «میدانم چرا پرنده قفسی آواز میخواند» از «مایا آنجلو» و «آبیترین چشم» نوشته «تونی موریسون» جزو این فهرست هستند.
یکی از فیلمهای این لیست هم «۱۲ سال بردگی»، فیلم برنده اسکار با بازی «مایکل فاسبندر» و «چیوتل اجیوفور» است. هر یک از این محکومان باید هر ماه یک گزارش کتاب بنویسد و یا مروری بر یکی از فیلمها. آنها همچنین باید درباره پیامی که در نماد نازیها پنهان است، مقاله بنویسند و از موزه هولوکاست و موزه تاریخ آمریکا بازدید کنند.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
یک قاضی در ویرجینیای آمریکا چند نوجوان خرابکار را که روی دیوار مدرسه تاریخی آفریقایی ـ آمریکاییها گرافیتی نژادپرستانه کشیده بودند، به خواندن ۳۵ جلد کتاب و چند کار فرهنگی دیگر محکوم کرد.
«گاردین » نوشت: پنج نوجوان خرابکار که به کشیدن گرافیتیهای نژادپرستانه و توهینآمیز روی دیوار مدرسه سیاهپوستان «اشبورد» اقدام کرده بودند، از سوی یک قاضی ویرجینیایی به خواندن ۳۵ جلد کتاب از جمله «رنگ بنفش»، «بادبادکباز» و «قصه ندیمه»، تماشای ۱۴ فیلم، دیدن دو موزه و نوشتن مقاله پژوهشی محکوم شدند.
هدف این قاضی این بوده که آنها درک بهتری از «جنسیت، نژاد، مذهب و تعصب» پیدا کنند. او درباره انگیزه خود از این تصمیم گفت: چون این پنج نفر، چند نوجوان خنگ بودند و هیچ یک از آنها قبلا سابقهای نداشتند. آنها هرگز به دردسر نیفتادهاند. کاملا مشخص است که با انگیزههای نژادپرستانه این کار را نکردهاند. بیشتر از روی حماقت و نداشتن درک از جدی بودن کارشان، دست به این اقدام زدهاند.
تمام ۳۵ کتابی که این نوجوانان محکوم به مطالعه آنها هستند، درباره نژادپرستی، برابری جنسی، مذهب و جنگ نوشته شدهاند. «رنگ بنفش» رمان معروف «آلیس واکر»، «قصه ندیمه» نوشته «مارگارت اتوود»، «بوته آزمایش» کتاب «آرتور میلر»، «پسر بومی» به قلم «ریچارد رایت»، «مبارزه زیبا» نوشته «تا ـ نهیسی کوتس»، «هزار خورشید تابان» و «بادبادکباز» نوشته «خالد حسینی»، «خورشید همچنان میدمد» اثری از «ارنست همینگوی»، «میدانم چرا پرنده قفسی آواز میخواند» از «مایا آنجلو» و «آبیترین چشم» نوشته «تونی موریسون» جزو این فهرست هستند.
یکی از فیلمهای این لیست هم «۱۲ سال بردگی»، فیلم برنده اسکار با بازی «مایکل فاسبندر» و «چیوتل اجیوفور» است. هر یک از این محکومان باید هر ماه یک گزارش کتاب بنویسد و یا مروری بر یکی از فیلمها. آنها همچنین باید درباره پیامی که در نماد نازیها پنهان است، مقاله بنویسند و از موزه هولوکاست و موزه تاریخ آمریکا بازدید کنند.
📚 اینستاگرام ما را دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
👍4❤3