نتیجه سانسور این است که هیچکس اجازه ندارد هیچ کتابی را بخواند به جز کتابهایی که هیچکس نمی خواند ...
#جورج_برنارد_شاو
🆑 @BookTop
#جورج_برنارد_شاو
🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
این همه آدم تنها، از کجا می آیند
ساکنین شهرهای بزرگ در طول روز آنقدر آدم اشنا می بینند که اجداد اولیه ما در طول یک سال هم نمی دیدند. با این وجود آمارها نشان می دهد یک سوم میانسالان و مسن ها، با تنهایی دست به گریبان هستند.
اجداد اولیه ما، شانس تنها بودن عملا نصیب شان نمی شد. آنها چنان مقهور طبیعت بودند که نمی توانستند تنها زندگی کنند. وابستگی به قبیله حرف اول را می زد. تعدد شغل و سلیقه و تجربه ایی در کار نبود. همه همشکل لباس می پوشیدند ، مثل هم کار می کردند و … به ندرت یک فرد در قبیله بود که بخواهد با بقیه فرق داشته باشد یا حتی بخواهد تنها باشد.
وقتی روش زندگی از قبیله و خانواده به زندگی بر محور منافع شخصی و فردی تغییر جهت پیدا کرد ماجرای تنهایی بشر نیز گسترده تر شد. از این به بعد همه می خواهند با دیگری فرق داشته باشند تا دیده شوند. تلاش برای متفاوت بودن خیلی از افراد نسل جوان کنونی را عملا به تنهایی سوق داد.
خانواده های تک فرزند نیز در طی 50 سال گذشته مدام در همه جای جهان افزایش یافت و به همان نسبت نسل هایی از افراد درست شد که به تنهایی عادت کرده اند و حتی برایشان، امن و خوشایند است.
این روزها، خیلی از افراد به خاطر داشتن شبکه های اجتماعی، بی نیازتر از همیشه در درون خانه های شان می مانند و اوقات شان را با دوستان، از راه دور، می گذرانند.
آدمها برای امنیت شان، غذا پختن شان و نظافت و نگهداری آپارتمان شان، بهداشت و سلامت شان احتیاج به شریک زندگی یا اعضای خانواده و قبیله ندارند. آدمها حتی برای ایجاد فرزند و سکس نیز ضروتی به ازدواج ندارند. این اواخر حتی می توانند اسپرم یا تخمک مورد نیاز شان را بخرند
خیلی ها، همه این اتفاقات را مثبت ارزیابی می کنند و خوشحال هستند که فرصت توجه و تربیت به انها بیشتر شده است. نیاز به از خودگذشتگی و پذیرش زندگی متاهلی و فرزندآوری ندارند. سال های بیشتری در مدارس می مانند و به خواسته ها و خشنودی شخصی خود میدان می دهند. گروه زیادی نیز کم کم و به ناگزیر تنها می شوند و بین پذیرفتن تنهایی و تلاش برای اجتماعی بودن را در نوسان ستند.
محیط زندگی جدید، با تنها شدن بشر راحت تر است اما مشکل بشر معاصر این است که وضعیت جسمی و روحی اش برای تنهایی ساخته نشده است. برای همین است که افسردگی تا تشویش در بین بشر افزایش یافته است و …
🆑 @BookTop
این همه آدم تنها، از کجا می آیند
ساکنین شهرهای بزرگ در طول روز آنقدر آدم اشنا می بینند که اجداد اولیه ما در طول یک سال هم نمی دیدند. با این وجود آمارها نشان می دهد یک سوم میانسالان و مسن ها، با تنهایی دست به گریبان هستند.
اجداد اولیه ما، شانس تنها بودن عملا نصیب شان نمی شد. آنها چنان مقهور طبیعت بودند که نمی توانستند تنها زندگی کنند. وابستگی به قبیله حرف اول را می زد. تعدد شغل و سلیقه و تجربه ایی در کار نبود. همه همشکل لباس می پوشیدند ، مثل هم کار می کردند و … به ندرت یک فرد در قبیله بود که بخواهد با بقیه فرق داشته باشد یا حتی بخواهد تنها باشد.
وقتی روش زندگی از قبیله و خانواده به زندگی بر محور منافع شخصی و فردی تغییر جهت پیدا کرد ماجرای تنهایی بشر نیز گسترده تر شد. از این به بعد همه می خواهند با دیگری فرق داشته باشند تا دیده شوند. تلاش برای متفاوت بودن خیلی از افراد نسل جوان کنونی را عملا به تنهایی سوق داد.
خانواده های تک فرزند نیز در طی 50 سال گذشته مدام در همه جای جهان افزایش یافت و به همان نسبت نسل هایی از افراد درست شد که به تنهایی عادت کرده اند و حتی برایشان، امن و خوشایند است.
این روزها، خیلی از افراد به خاطر داشتن شبکه های اجتماعی، بی نیازتر از همیشه در درون خانه های شان می مانند و اوقات شان را با دوستان، از راه دور، می گذرانند.
آدمها برای امنیت شان، غذا پختن شان و نظافت و نگهداری آپارتمان شان، بهداشت و سلامت شان احتیاج به شریک زندگی یا اعضای خانواده و قبیله ندارند. آدمها حتی برای ایجاد فرزند و سکس نیز ضروتی به ازدواج ندارند. این اواخر حتی می توانند اسپرم یا تخمک مورد نیاز شان را بخرند
خیلی ها، همه این اتفاقات را مثبت ارزیابی می کنند و خوشحال هستند که فرصت توجه و تربیت به انها بیشتر شده است. نیاز به از خودگذشتگی و پذیرش زندگی متاهلی و فرزندآوری ندارند. سال های بیشتری در مدارس می مانند و به خواسته ها و خشنودی شخصی خود میدان می دهند. گروه زیادی نیز کم کم و به ناگزیر تنها می شوند و بین پذیرفتن تنهایی و تلاش برای اجتماعی بودن را در نوسان ستند.
محیط زندگی جدید، با تنها شدن بشر راحت تر است اما مشکل بشر معاصر این است که وضعیت جسمی و روحی اش برای تنهایی ساخته نشده است. برای همین است که افسردگی تا تشویش در بین بشر افزایش یافته است و …
🆑 @BookTop
👍4❤1
خوبی مرغی بود پرشکسته. یک شب توفانی او را گرفتم و به خانه آوردم. چندی که گذشت پر زد و روی بام خانه من پرید. باید حالا آن را از دور تماشا کنم.
📗 دنیا خانه من است
✍ #نیما_یوشیج
🆑 @BookTop
📗 دنیا خانه من است
✍ #نیما_یوشیج
🆑 @BookTop
❤2
چشم خود بسته به رویا، به تمام قد یک در
که در آن نقش ببندد، قد وبالای پدر
کرده زانو بغل ازغم، به هر آیینه بغل
نحسی سیزدهش را که کند، روز به در...!
#مهدی_تنهایی
🆑 @BookTop
که در آن نقش ببندد، قد وبالای پدر
کرده زانو بغل ازغم، به هر آیینه بغل
نحسی سیزدهش را که کند، روز به در...!
#مهدی_تنهایی
🆑 @BookTop
کتابخانه
بهار، پیش از آنکه حادثهای در طبیعت باشد، حادثهایست در قلب آدمی ... 14 فروردین، زادروز "نادر ابراهیمی" داستاننویس معاصر ایرانی روحش شاد و یادش گرامی🌹 🆑 @BookTop
نادر ابراهیمی، نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، فیلمساز و ترانهسرا، در چهاردهم فروردین سال 1315 در یک خانوادهی سرشناس کرمانی در تهران به دنیا آمد.
او نوشتن را از پانزدهسالگی آغاز کرد و در دانشکده ابتدا در رشتهی حقوق شروع به تحصیل کرد ولی پس از دو سال آن را رها کرد و در رشتهی ادبیات انگلیسی لیسانس گرفت.
نخستین کتاب ابراهیمی در سال 1342 با نام "خانهای برای شب" منتشر شد که یک مجموعه داستان کوتاه بود و داستان "دشنام" از میان داستانهای کتاب مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفت.
ابراهیمی در طول زندگیش مشاغل مختلفی داشت که در دو کتاب به نامهای "ابن مشغله" و "ابومشاغل" به شرح آنها پرداخته است.
او در زمینهی فیلمسازی و فیلمنامهنویسی هم فعالیتهایی داشته است و چندین فیلم مستند، سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی هم ساخته است.
از مهمترین اقدامات او فعالیت در حوزهی ادبیات کودک بود که با تاسیس "موسسهی همگام با کودکان و نوجوان" به همراه همسرش، به بررسی و مطالعهی خلق و خو و نحوهی یادگیری کودکان پرداخت، و در این زمینه برندهی جایزهی تعلیم و تربیت "یونسکو" و جایزهی نخست کتاب کودک "براتیسلاوا" شد.
ابراهیمی اولین موسسهی غیرانتفاعی ایرانشناسی و یکی از قدیمیترین گروههای کوهنوردی را نیز در ایران پایهگذاری کرده است.
نادر ابراهیمی پس از یک دوره تحمل بیماری در سن هفتاد و دو سالگی در شانزدهم خرداد سال 1387 در تهران درگذشت.
🔸برخی از آثار
🔹ادبیات بزرگسالان
با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ
بار دیگر شهری که دوست داشتم
افسانهی باران
آتش بدون دود
فردا شکل امروز نیست
چهل نامه کوتاه به همسرم
سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآید
یک عاشقانه آرام
در سرزمین کوچک من
مردی در تبعید ابدی (زندگینامه ملاصدرا)
🔹ادبیات کودک
کلاغها
دور از خانه
سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن
قصه گلهای قالی
برادرت را صدا کن
حکایت دو درخت خرما
قصههای موش خودنما و شتر باصفا
هفت آموزگار مهربان
👤 لیلا دلارستاقی
🆑 @BookTop
او نوشتن را از پانزدهسالگی آغاز کرد و در دانشکده ابتدا در رشتهی حقوق شروع به تحصیل کرد ولی پس از دو سال آن را رها کرد و در رشتهی ادبیات انگلیسی لیسانس گرفت.
نخستین کتاب ابراهیمی در سال 1342 با نام "خانهای برای شب" منتشر شد که یک مجموعه داستان کوتاه بود و داستان "دشنام" از میان داستانهای کتاب مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفت.
ابراهیمی در طول زندگیش مشاغل مختلفی داشت که در دو کتاب به نامهای "ابن مشغله" و "ابومشاغل" به شرح آنها پرداخته است.
او در زمینهی فیلمسازی و فیلمنامهنویسی هم فعالیتهایی داشته است و چندین فیلم مستند، سینمایی و دو مجموعه تلویزیونی هم ساخته است.
از مهمترین اقدامات او فعالیت در حوزهی ادبیات کودک بود که با تاسیس "موسسهی همگام با کودکان و نوجوان" به همراه همسرش، به بررسی و مطالعهی خلق و خو و نحوهی یادگیری کودکان پرداخت، و در این زمینه برندهی جایزهی تعلیم و تربیت "یونسکو" و جایزهی نخست کتاب کودک "براتیسلاوا" شد.
ابراهیمی اولین موسسهی غیرانتفاعی ایرانشناسی و یکی از قدیمیترین گروههای کوهنوردی را نیز در ایران پایهگذاری کرده است.
نادر ابراهیمی پس از یک دوره تحمل بیماری در سن هفتاد و دو سالگی در شانزدهم خرداد سال 1387 در تهران درگذشت.
🔸برخی از آثار
🔹ادبیات بزرگسالان
با سرود خوان جنگ در خطه نام و ننگ
بار دیگر شهری که دوست داشتم
افسانهی باران
آتش بدون دود
فردا شکل امروز نیست
چهل نامه کوتاه به همسرم
سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآید
یک عاشقانه آرام
در سرزمین کوچک من
مردی در تبعید ابدی (زندگینامه ملاصدرا)
🔹ادبیات کودک
کلاغها
دور از خانه
سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن
قصه گلهای قالی
برادرت را صدا کن
حکایت دو درخت خرما
قصههای موش خودنما و شتر باصفا
هفت آموزگار مهربان
👤 لیلا دلارستاقی
🆑 @BookTop
👍2
میدانم که ما خلق شده ایم
تا به دیگران کمک کنیم
اما نمیدانم دیگران برای چه خلق شده اند؟
#مارگارت_آتوود
🆑 @BookTop
تا به دیگران کمک کنیم
اما نمیدانم دیگران برای چه خلق شده اند؟
#مارگارت_آتوود
🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
راز دشمنی با خود
انسان برای زنده ماندن، یاد گرفت که همراهِ جمع بودن، از شرط های اصلی بقا است. به همین خاطر است که بشر به طور عمومی، همواره تن به این سه کار می دهد ۱- اطاعت از قوانین، رسوم و سنت ها ۲- عادت به تکرارِ یک شیوهِ زندگی ۳ – تلاش برای به دست آوردن تائیدِ دیگران.
همه ما این سه کار را انجام می دهیم تا به زبان خیلی ساده، از قبیله اخراج نگردیم. ما به طور غریزی یاد گرفتیم که دور افتادن از جمع و تنها شدن، بقای ما را تهدید خواهد کرد.
شکی نیست که تحول و تغییر همیشه صورت می گیرد ولی می توان شاهد بود که بخش بزرگی از انسانها، احساس خوبی نسبت به تغییرات ندارند. میل عمومی بشر تسلیم شدن و تحمل وضعیتی است که در آن به سر می برند. درست از همینجا است که خودتخریبی آغاز می گردد.
مثال بارز این پدیده، تلاش ناخوداگاه بسیاری از افراد در به هم زدن رابطه شان با دیگران در شروع یک آشنایی است. از یک سو، آرزوی بسیاری از ما مردان و زنان معاصر، داشتن یک شریک زندگی، یک دوست و یک همراه است و ناله بسیاری از ما نیز سر به آسمانها می کشد وقتی که به این هدف مهم زندگی نائل نمی شویم.
از سوی دیگر، هر روزه شاهد رفتارهای مخرب افرادی هستیم که شانس یافتن زوج مناسب خود را به دست آورده اند ولی به همان دلیل غریزی اولیه، از تغییر و تبدیل خودشان از یک انسان مجرد به فردی که قرار است با انسانی دیگر، زندگی جدید را شروع کند واهمه دارند.
یکی از ترفندهای انسانها در این مواقع « دشمنی با خود» می باشد. افراد خودتخریب با ابراز رفتارهای غیرعادی، رابطه شان را بر هم می زنند چون به شکل ناخوداگاه، ترجیح می دهند در همان وضعیت اولیه ناراحت و ناراضی ولی تثبیت شده بمانند و ریسک نکنند.
🆑 @BookTop
راز دشمنی با خود
انسان برای زنده ماندن، یاد گرفت که همراهِ جمع بودن، از شرط های اصلی بقا است. به همین خاطر است که بشر به طور عمومی، همواره تن به این سه کار می دهد ۱- اطاعت از قوانین، رسوم و سنت ها ۲- عادت به تکرارِ یک شیوهِ زندگی ۳ – تلاش برای به دست آوردن تائیدِ دیگران.
همه ما این سه کار را انجام می دهیم تا به زبان خیلی ساده، از قبیله اخراج نگردیم. ما به طور غریزی یاد گرفتیم که دور افتادن از جمع و تنها شدن، بقای ما را تهدید خواهد کرد.
شکی نیست که تحول و تغییر همیشه صورت می گیرد ولی می توان شاهد بود که بخش بزرگی از انسانها، احساس خوبی نسبت به تغییرات ندارند. میل عمومی بشر تسلیم شدن و تحمل وضعیتی است که در آن به سر می برند. درست از همینجا است که خودتخریبی آغاز می گردد.
مثال بارز این پدیده، تلاش ناخوداگاه بسیاری از افراد در به هم زدن رابطه شان با دیگران در شروع یک آشنایی است. از یک سو، آرزوی بسیاری از ما مردان و زنان معاصر، داشتن یک شریک زندگی، یک دوست و یک همراه است و ناله بسیاری از ما نیز سر به آسمانها می کشد وقتی که به این هدف مهم زندگی نائل نمی شویم.
از سوی دیگر، هر روزه شاهد رفتارهای مخرب افرادی هستیم که شانس یافتن زوج مناسب خود را به دست آورده اند ولی به همان دلیل غریزی اولیه، از تغییر و تبدیل خودشان از یک انسان مجرد به فردی که قرار است با انسانی دیگر، زندگی جدید را شروع کند واهمه دارند.
یکی از ترفندهای انسانها در این مواقع « دشمنی با خود» می باشد. افراد خودتخریب با ابراز رفتارهای غیرعادی، رابطه شان را بر هم می زنند چون به شکل ناخوداگاه، ترجیح می دهند در همان وضعیت اولیه ناراحت و ناراضی ولی تثبیت شده بمانند و ریسک نکنند.
🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
اعرابی را پیش خلیفه بردند.
او را دید بر تخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده.
گفت: السلام علیک یا الله.
گفت: من الله نیستم.
گفت: یا جبرائیل.
گفت: من جبرائیل نیستم.
گفت: الله نیستی، جبرائیل نیستی، پس چرا در آن بالا تنها نشستهای، تو نیز در زیر آی و در میان مردمان بنشین.
📗 کلیات عبید زاکانی
🔎 محمد جعفر محجوب
🆑 @BookTop
اعرابی را پیش خلیفه بردند.
او را دید بر تخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده.
گفت: السلام علیک یا الله.
گفت: من الله نیستم.
گفت: یا جبرائیل.
گفت: من جبرائیل نیستم.
گفت: الله نیستی، جبرائیل نیستی، پس چرا در آن بالا تنها نشستهای، تو نیز در زیر آی و در میان مردمان بنشین.
📗 کلیات عبید زاکانی
🔎 محمد جعفر محجوب
🆑 @BookTop
❤1