فانوس های دریایی زندگی شما کدامند؟ #حتما_بخوانید
استفان کاوی نویسنده کتاب بسیار مشهور هفت عادت مردمان موثر داستانی جالب نقل می کند: دو کشتی جنگی ماموریت یافته بودند برای آموزش نظامی به مدت چند روز در هوایی طوفانی مانور بدهند. من در کشتی فرماندهی خدمت می کردم و با نزدیک شدن شب در عرشه کشتی نگهبانی می دادم؛ هوای مه آلود سبب شده بود که دید کمی داشته باشم، ناخدا نیز در عرشه حضور یافته بود تا فعالیتها را زیر نظر داشته باشد.
پاسی از شب نگذشته بود که دیده بان گزارش داد نوری در سمت راست جلوی کشتی به چشم می خورد. ناخدا فریاد زد آیا نور ثابت است یا به طرف عقب حرکت می کند؟ دیده بان جواب داد: ثابت است یعنی اینکه با ادامه این مسیر با هم تصادف خواهیم کرد. ناخدا به مامور ارسال علائم گفت: به آن کشتی علامت بده که رو در روی هم هستیم توصیه می کنیم که 20 درجه تغییر مسیر دهيد؛
جواب علامت این بود که: شما باید 20 درجه تغییر مسیر بدهید. ناخدا گفت: علامت بده که من ناخدای کشتی جنگی هستم و آنها باید تغییر مسیر بدهند. پاسخ آمد: من مهناوی دوم هستم، بهتر است شما 20 درجه تغییر مسیر بدهید؛
ناخدا که بسیار عصبانی شده بود گفت: علامت بده که از یک کشتی جنگی این علامت فرستاده می شود پس هرچه سریعتر تغییر مسیر دهید. اما پاسخ آمد: ما فانوس دریایی هستیم!
☑️تحلیل و تجویز راهبردی:
در برخی کتاب های موفقیت و مدیریت بارها و بارها نوشته شده است که شما می توانید همه چیز را تغییر دهید. کافیست تجسم کنید، اراده کنید و تلاش کنید. باید بگویم که این نوشته ها که در کتاب های انگیزشی مطرح می شود واقعیت ندارد. کسانی که این کتاب ها را می نویسند مانند فال گیرانی هستند که واقعیت را به شما نمی گویند بلکه آنچه شما دوست دارید را به شما می فروشند تا شما خوشحال شوید و درآمد آنان بالا برود. درست است بارها و بارها شده که چیزهایی که فکرش را نمی کردیم تغییر کرد اما این بدان معنا نیست که ما می توانیم همه چیز را تغییر دهیم.
اگر دری پیش روی شما وجود دارد که باز نمی شود. اینکه به آن در خیره و مدام بنگریم. دو زیان را متحمل شده ایم:
اول اینکه آرامش و رضایت درون خود را به حسرت تبدیل کرده ایم و دوم اینکه فرصت تمام درهای دیگری که می توانستیم باز کنیم را از دست می دهیم.
چه باید کرد؟
1-با ژرف نگری باید تحلیل کرد در میان امور نامطلوبی که پیش رویمان وجود دارند، کدام تغییرپذیر است و کدام تغییرناپذیر.
2-به امور تغییرناپذیر رضایت داد و آرامش را تجربه کرد.
3-در بین امور تغییرپذیری که پیش روی ماست آن اموری را انتخاب کنیم که بیشترین مطلوبیت را برای ما دارد.
4-هر از چند گاهی بررسی می کنیم که آیا آن امور تغییرناپذیر، تغییرپذیر شده اند یا نه؟
بدین ترتیب علاوه بر آرامش، متمرکز می شویم روی بهترین فرصت های موفقیت. به نوعی اگر بخواهم این تجویز چهار بندی را در یک نیایش بیاورم اشاره می کنم به همان گفته معروف: خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، جسارتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم، و اندیشه ای ده تا تفاوت آن دو را دریابم.
🆑 @BookTop
استفان کاوی نویسنده کتاب بسیار مشهور هفت عادت مردمان موثر داستانی جالب نقل می کند: دو کشتی جنگی ماموریت یافته بودند برای آموزش نظامی به مدت چند روز در هوایی طوفانی مانور بدهند. من در کشتی فرماندهی خدمت می کردم و با نزدیک شدن شب در عرشه کشتی نگهبانی می دادم؛ هوای مه آلود سبب شده بود که دید کمی داشته باشم، ناخدا نیز در عرشه حضور یافته بود تا فعالیتها را زیر نظر داشته باشد.
پاسی از شب نگذشته بود که دیده بان گزارش داد نوری در سمت راست جلوی کشتی به چشم می خورد. ناخدا فریاد زد آیا نور ثابت است یا به طرف عقب حرکت می کند؟ دیده بان جواب داد: ثابت است یعنی اینکه با ادامه این مسیر با هم تصادف خواهیم کرد. ناخدا به مامور ارسال علائم گفت: به آن کشتی علامت بده که رو در روی هم هستیم توصیه می کنیم که 20 درجه تغییر مسیر دهيد؛
جواب علامت این بود که: شما باید 20 درجه تغییر مسیر بدهید. ناخدا گفت: علامت بده که من ناخدای کشتی جنگی هستم و آنها باید تغییر مسیر بدهند. پاسخ آمد: من مهناوی دوم هستم، بهتر است شما 20 درجه تغییر مسیر بدهید؛
ناخدا که بسیار عصبانی شده بود گفت: علامت بده که از یک کشتی جنگی این علامت فرستاده می شود پس هرچه سریعتر تغییر مسیر دهید. اما پاسخ آمد: ما فانوس دریایی هستیم!
☑️تحلیل و تجویز راهبردی:
در برخی کتاب های موفقیت و مدیریت بارها و بارها نوشته شده است که شما می توانید همه چیز را تغییر دهید. کافیست تجسم کنید، اراده کنید و تلاش کنید. باید بگویم که این نوشته ها که در کتاب های انگیزشی مطرح می شود واقعیت ندارد. کسانی که این کتاب ها را می نویسند مانند فال گیرانی هستند که واقعیت را به شما نمی گویند بلکه آنچه شما دوست دارید را به شما می فروشند تا شما خوشحال شوید و درآمد آنان بالا برود. درست است بارها و بارها شده که چیزهایی که فکرش را نمی کردیم تغییر کرد اما این بدان معنا نیست که ما می توانیم همه چیز را تغییر دهیم.
اگر دری پیش روی شما وجود دارد که باز نمی شود. اینکه به آن در خیره و مدام بنگریم. دو زیان را متحمل شده ایم:
اول اینکه آرامش و رضایت درون خود را به حسرت تبدیل کرده ایم و دوم اینکه فرصت تمام درهای دیگری که می توانستیم باز کنیم را از دست می دهیم.
چه باید کرد؟
1-با ژرف نگری باید تحلیل کرد در میان امور نامطلوبی که پیش رویمان وجود دارند، کدام تغییرپذیر است و کدام تغییرناپذیر.
2-به امور تغییرناپذیر رضایت داد و آرامش را تجربه کرد.
3-در بین امور تغییرپذیری که پیش روی ماست آن اموری را انتخاب کنیم که بیشترین مطلوبیت را برای ما دارد.
4-هر از چند گاهی بررسی می کنیم که آیا آن امور تغییرناپذیر، تغییرپذیر شده اند یا نه؟
بدین ترتیب علاوه بر آرامش، متمرکز می شویم روی بهترین فرصت های موفقیت. به نوعی اگر بخواهم این تجویز چهار بندی را در یک نیایش بیاورم اشاره می کنم به همان گفته معروف: خدایا به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم، جسارتی ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم، و اندیشه ای ده تا تفاوت آن دو را دریابم.
🆑 @BookTop
👍5
تو گرچه تکیه گاه منی، اما خود، در تنهایی، ساقه ی باریک یک گل مینایی. مگذار حتی نسیم یک اضطراب، این ساقه ی نازک را مختصری خم کند. شکستن تو، درهم شکستن من است.
#نادر_ابراهیمی
🆑 @BookTop
#نادر_ابراهیمی
🆑 @BookTop
نتیجه سانسور این است که هیچکس اجازه ندارد هیچ کتابی را بخواند به جز کتابهایی که هیچکس نمی خواند ...
#جورج_برنارد_شاو
🆑 @BookTop
#جورج_برنارد_شاو
🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
این همه آدم تنها، از کجا می آیند
ساکنین شهرهای بزرگ در طول روز آنقدر آدم اشنا می بینند که اجداد اولیه ما در طول یک سال هم نمی دیدند. با این وجود آمارها نشان می دهد یک سوم میانسالان و مسن ها، با تنهایی دست به گریبان هستند.
اجداد اولیه ما، شانس تنها بودن عملا نصیب شان نمی شد. آنها چنان مقهور طبیعت بودند که نمی توانستند تنها زندگی کنند. وابستگی به قبیله حرف اول را می زد. تعدد شغل و سلیقه و تجربه ایی در کار نبود. همه همشکل لباس می پوشیدند ، مثل هم کار می کردند و … به ندرت یک فرد در قبیله بود که بخواهد با بقیه فرق داشته باشد یا حتی بخواهد تنها باشد.
وقتی روش زندگی از قبیله و خانواده به زندگی بر محور منافع شخصی و فردی تغییر جهت پیدا کرد ماجرای تنهایی بشر نیز گسترده تر شد. از این به بعد همه می خواهند با دیگری فرق داشته باشند تا دیده شوند. تلاش برای متفاوت بودن خیلی از افراد نسل جوان کنونی را عملا به تنهایی سوق داد.
خانواده های تک فرزند نیز در طی 50 سال گذشته مدام در همه جای جهان افزایش یافت و به همان نسبت نسل هایی از افراد درست شد که به تنهایی عادت کرده اند و حتی برایشان، امن و خوشایند است.
این روزها، خیلی از افراد به خاطر داشتن شبکه های اجتماعی، بی نیازتر از همیشه در درون خانه های شان می مانند و اوقات شان را با دوستان، از راه دور، می گذرانند.
آدمها برای امنیت شان، غذا پختن شان و نظافت و نگهداری آپارتمان شان، بهداشت و سلامت شان احتیاج به شریک زندگی یا اعضای خانواده و قبیله ندارند. آدمها حتی برای ایجاد فرزند و سکس نیز ضروتی به ازدواج ندارند. این اواخر حتی می توانند اسپرم یا تخمک مورد نیاز شان را بخرند
خیلی ها، همه این اتفاقات را مثبت ارزیابی می کنند و خوشحال هستند که فرصت توجه و تربیت به انها بیشتر شده است. نیاز به از خودگذشتگی و پذیرش زندگی متاهلی و فرزندآوری ندارند. سال های بیشتری در مدارس می مانند و به خواسته ها و خشنودی شخصی خود میدان می دهند. گروه زیادی نیز کم کم و به ناگزیر تنها می شوند و بین پذیرفتن تنهایی و تلاش برای اجتماعی بودن را در نوسان ستند.
محیط زندگی جدید، با تنها شدن بشر راحت تر است اما مشکل بشر معاصر این است که وضعیت جسمی و روحی اش برای تنهایی ساخته نشده است. برای همین است که افسردگی تا تشویش در بین بشر افزایش یافته است و …
🆑 @BookTop
این همه آدم تنها، از کجا می آیند
ساکنین شهرهای بزرگ در طول روز آنقدر آدم اشنا می بینند که اجداد اولیه ما در طول یک سال هم نمی دیدند. با این وجود آمارها نشان می دهد یک سوم میانسالان و مسن ها، با تنهایی دست به گریبان هستند.
اجداد اولیه ما، شانس تنها بودن عملا نصیب شان نمی شد. آنها چنان مقهور طبیعت بودند که نمی توانستند تنها زندگی کنند. وابستگی به قبیله حرف اول را می زد. تعدد شغل و سلیقه و تجربه ایی در کار نبود. همه همشکل لباس می پوشیدند ، مثل هم کار می کردند و … به ندرت یک فرد در قبیله بود که بخواهد با بقیه فرق داشته باشد یا حتی بخواهد تنها باشد.
وقتی روش زندگی از قبیله و خانواده به زندگی بر محور منافع شخصی و فردی تغییر جهت پیدا کرد ماجرای تنهایی بشر نیز گسترده تر شد. از این به بعد همه می خواهند با دیگری فرق داشته باشند تا دیده شوند. تلاش برای متفاوت بودن خیلی از افراد نسل جوان کنونی را عملا به تنهایی سوق داد.
خانواده های تک فرزند نیز در طی 50 سال گذشته مدام در همه جای جهان افزایش یافت و به همان نسبت نسل هایی از افراد درست شد که به تنهایی عادت کرده اند و حتی برایشان، امن و خوشایند است.
این روزها، خیلی از افراد به خاطر داشتن شبکه های اجتماعی، بی نیازتر از همیشه در درون خانه های شان می مانند و اوقات شان را با دوستان، از راه دور، می گذرانند.
آدمها برای امنیت شان، غذا پختن شان و نظافت و نگهداری آپارتمان شان، بهداشت و سلامت شان احتیاج به شریک زندگی یا اعضای خانواده و قبیله ندارند. آدمها حتی برای ایجاد فرزند و سکس نیز ضروتی به ازدواج ندارند. این اواخر حتی می توانند اسپرم یا تخمک مورد نیاز شان را بخرند
خیلی ها، همه این اتفاقات را مثبت ارزیابی می کنند و خوشحال هستند که فرصت توجه و تربیت به انها بیشتر شده است. نیاز به از خودگذشتگی و پذیرش زندگی متاهلی و فرزندآوری ندارند. سال های بیشتری در مدارس می مانند و به خواسته ها و خشنودی شخصی خود میدان می دهند. گروه زیادی نیز کم کم و به ناگزیر تنها می شوند و بین پذیرفتن تنهایی و تلاش برای اجتماعی بودن را در نوسان ستند.
محیط زندگی جدید، با تنها شدن بشر راحت تر است اما مشکل بشر معاصر این است که وضعیت جسمی و روحی اش برای تنهایی ساخته نشده است. برای همین است که افسردگی تا تشویش در بین بشر افزایش یافته است و …
🆑 @BookTop
👍4❤1