کتابخانه
341K subscribers
8.72K photos
80 videos
2.1K files
7.16K links
📚 بزرگترین مرجع کتاب‌های صوتی و PDF

.


سفارش تبلیغات:
@Library_ad

.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


کانال دوم ما:
@Academic_Library

.


انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy









.

















.




















.
Download Telegram
فرهنگ همیشه وحشتناک‌ترین چیز برای یک دیکتاتور است زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!!


#آنتونیو_لوبوآنتونس

🆑 @BookTop
👍4
هرگز در ميان موجودات
مخلوقى كه براى كبوتر شدن
آفريده شده كركس نمى شود.

اين خصلت در ميان
هيچ يک از مخلوقات نيست
جز آدميان!


#ويكتور_هوگو

🆑 @BookTop
WaRzUl.Gif
373.2 KB
توی یک شب دلگیر هیچی بیشتر از خوندن یک کتاب خوب آدم‌رو آروم نمی‌کنه،
نه تماشای فیلم و نه گوش دادن به موسیقی. بخوابی و بخونی و بیخیال عالم و آدم و دنیا بشی ...


#ماریو_بارگاس_یوسا

🆑 @BookTop
👍1
جز روزگار من
همه چیز را سفید کرده برف ...


#شمس_لنگرودی

🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

آن بالا كه بودم، فقط سه پیشنهاد بود،
اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد، خوشگل و پولدار، قرار بود خانه ای
در سواحل فلوریدا داشته باشیم. تنها اشکال اش این بود كه زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.

بعد موقعیت دیگری پیشنهاد كردند : پاریس ، خودم هنرپیشه می شدم و زنم مدل لباس! قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یكی از آنها نه سالگی در تصادفی كشته میشود، گفتم حرف اش را هم نزنید.

بعد قرار شد كلودیا زنم باشد. با دو پسر، قرار شد توی محله های پایین شهر ناپل زندگی كنیم. توی دخمه ای عینهو قبر! اما كسی تصادف نكند، كسی سرطان نگیرد، قبول كردم.
حالا كلودیا- همین كه كنارم ایستاده است - مدام می گوید خانه نور كافی ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمیدهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف! كلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.

✍🏻 #مصطفی_مستور

🆑 @BOokTop
4
حالا که ما یاد گرفته ایم در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم
فقط یک چیز باقى مانده یاد بگیریم
آنهم اينكه مثل یک آدم روى زمین زندگى کنیم.

#جرج_برنارد_شاو

🆑 @BookTop
#برشی_از_یک_کتاب 📚

چیزهایی هست که نباید گفت،
مگر برای دوستان!
چیزهایی هست که نباید گفت،
حتی برای دوستان!
و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت،
حتی برای خویش...!

📗 رویای آدم مضحک
✍🏻 #داستایفسکی

🆑 @BookTop
خدا، خوبی را می‌خواهد یا انتخاب کردن خوبی را؟ آیا انسانی که بد بودن را انتخاب می‌کند، به نحوی بهتر از انسانی نیست که خوبی به او تحمیل شده‌است؟

#آنتونی_برجس

🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚

قاعده اول شمس:

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم ، همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم . هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید ، به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر می بری . اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید ، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

📗 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک

🆑 @BookTop
3
🎵 #کتاب_صوتی

📗 غروب جلال
✍🏻 #سیمین_دانشور
راوی: ناصر زراعتی

🆑 @BookTop
🎵 #کتاب_صوتی

📗 غروب جلال
✍🏻 #سیمین_دانشور
راوی: ناصر زراعتی

🆑 @BookTop
Audio
🎵 قسمت دوم

🆑 @BookTop
انسان به این دلیل زندگی می کند
که برای مردن آماده شود !


📗 گور به گور
✍🏻 #ویلیام_فاکنر

🆑 @BookTop
#یک_جرعه_کتاب 📚

قاعده دوم شمس :

پیمودن راه حق کار دل است ، نه کار عقل . راهنمایت همیشه دلت باشد ، نه سری که بالای شانه هایت است . از کسانی باش که به نفس خود آگاهند ، نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند.

📗 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک

🆑 @BookTop
1
🎵 #کتاب_صوتی

📗 غروب جلال
✍🏻 #سیمین_دانشور
راوی: ناصر زراعتی

🆑 @BookTop
👍1
Audio
🎵 قسمت پایانی

🆑 @BookTop
دونه ای که نخواد رشد کنه ؛
هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی
فقط بیشتر می گنده ...

👤 #بزرگ_علوی

13 بهمن زادروز نویسنده ی مشهور ایرانی "بزرگ علوی" گرامی باد🌹

🆑 @BookTop
#برشی_از_یک_کتاب 📚

وقتی به اتاق رختکن می رفتم به خود گفتم بهتر است شلوار گل و گشاد بپوشم و عصایی نازک به دست بگیرم و یک جفت کفش کت و گنده به پا کنم و کلاه دربی هم بر سر بگذارم.دلم می خواست ظاهری بی قواره و ناجور داشته باشم:شلوار گشاد،کت تنگ،کلاه کوچک و کفش های بسیار بزرگ!


📙 سرگذشت من
✍🏻 #چارلی_چاپلین

🆑 @BookTop
آدم باید همیشه یه کسی رو توی این زندگی کوفتی داشته باشه که بتونه بابهونه و بی بهونه جلوش گریه کنه ...!


📙 زندگی منفی یک
✍🏻 #کیوان_ارزاقی

🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

نمی‌دانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیان‌ها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادی‌ها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه می‌رفتم، سعی می‌کردم پا روی ملخ‌ها نگذارم. اگر محصول را می‌خوردند پیدا بود که گرسنه‌اند.

منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمی‌دیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سال‌ها نماز خوانده‌ام. بزرگترها می‌خواندند، من هم می‌خواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد می‌بردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت:”نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید.

مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سال‌ها مذهبی ماندم، بی‌آنکه خدایی داشته باشم.

📙 هنوز در سفرم
✍🏻 #سهراب_سپهری

🆑 @BookTop
1