هوا دلگير ، درها بسته ،
سرها در گريبان،دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است ...
#مهدی_اخوان_ثالث
🆑 @BookTop
سرها در گريبان،دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است ...
#مهدی_اخوان_ثالث
🆑 @BookTop
💔1
ابو حنیفه روزی می گذشت
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📙 تذکرة الاولیاء
✍🏻 #عطار_نیشابوری
🖋برگرفته از مقدمه کتاب "گزیدۀ منطق الطیر"
🆑 @BookTop
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📙 تذکرة الاولیاء
✍🏻 #عطار_نیشابوری
🖋برگرفته از مقدمه کتاب "گزیدۀ منطق الطیر"
🆑 @BookTop
❤1
📖 #برشی_از_یک_کتاب
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📙 خنده و فراموشی
✍🏻 #میلان_کوندرا
🆑 @BookTop
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📙 خنده و فراموشی
✍🏻 #میلان_کوندرا
🆑 @BookTop
📖 #برشی_از_یک_کتاب
«اگر کسی مدعی باشد که برای دلش می نویسد یا نقاشی می کند یا مجسمه می سازد یا آواز میخواند و آنگاه هنرش را به دیگران ارایه کند ،واسم و امضایش را در پای اثرش بگذارد بی شک دروغ می گوید . چرا که دست کم میخواهد ردپایی ازخود بگذارد که پس از مرگش باقی بماند .اگر نویسنده کتاب سیره مسیح ناشناس است ازاین است که درپیِ جاودانگی روح بوده است و پروای نام و نشان نداشته است. هر ادیب و نویسنده ای که مدعی باشد از شهرت بیزار است ، شیادی دروغزن است! »
📙 درد جاودانگی
✍🏻 #میگل_د_اونامونو
🆑 @BookTop
«اگر کسی مدعی باشد که برای دلش می نویسد یا نقاشی می کند یا مجسمه می سازد یا آواز میخواند و آنگاه هنرش را به دیگران ارایه کند ،واسم و امضایش را در پای اثرش بگذارد بی شک دروغ می گوید . چرا که دست کم میخواهد ردپایی ازخود بگذارد که پس از مرگش باقی بماند .اگر نویسنده کتاب سیره مسیح ناشناس است ازاین است که درپیِ جاودانگی روح بوده است و پروای نام و نشان نداشته است. هر ادیب و نویسنده ای که مدعی باشد از شهرت بیزار است ، شیادی دروغزن است! »
📙 درد جاودانگی
✍🏻 #میگل_د_اونامونو
🆑 @BookTop
❤2
📜فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار
💬میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
◽️من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
◽️عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
📙 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
✍🏻 #فريدون_آدميت
🆑 @BookTop
💬میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
◽️من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
◽️عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
📙 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
✍🏻 #فريدون_آدميت
🆑 @BookTop
بهترین معلم دنیا هم که باشم،
چه سود؟!
وقتی نمی توانم
"دوست داشتن" را
به تو بیاموزم ...
📙 خیابان بی انتهای زندگی
✍🏻 #زهرا_طراوتی
🆑 @BookTop
چه سود؟!
وقتی نمی توانم
"دوست داشتن" را
به تو بیاموزم ...
📙 خیابان بی انتهای زندگی
✍🏻 #زهرا_طراوتی
🆑 @BookTop
❤1
در جوانی چون فکر میکردم آدمهایی را که در کتابها شناختهام در دنیا پیدا میکنم، همیشه به دنبالِ چیزی میگشتم که وجود نداشت!
📙 جدال فیلسوفان
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
🆑 @BookTop
📙 جدال فیلسوفان
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
🆑 @BookTop
ما دلیر مردمانمان را
زیر آوار ها
در اعماق دریاها
در دل زمین از دست داده ایم
ما در آب سوختن را بلد شده ایم
رقصیدن میان شعله ها را
امید به گلستان شدن را
ولی
هیچ دستی آوارها را برنداشت
هیچ دستی آتش را خاموش نکرد
دنیای ما خالی از معجزه است
اما از ایمان سرشار...!
#فائزه_شبانی
🏴 @BookTop
زیر آوار ها
در اعماق دریاها
در دل زمین از دست داده ایم
ما در آب سوختن را بلد شده ایم
رقصیدن میان شعله ها را
امید به گلستان شدن را
ولی
هیچ دستی آوارها را برنداشت
هیچ دستی آتش را خاموش نکرد
دنیای ما خالی از معجزه است
اما از ایمان سرشار...!
#فائزه_شبانی
🏴 @BookTop
خیلی ها، قبل از اینکه دیگران به آنها خیانت کنند،
خودشان به خود،
خیانت کرده اند ...
📘 زمستان
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
🆑 @BookTop
خودشان به خود،
خیانت کرده اند ...
📘 زمستان
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
🆑 @BookTop
❤1
کشیش مدتهاست که دیگر به خدایش فکر نمیکند، درحالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایماناش ایستاده!
آنهم به سختی فولاد. جداً آدم حالش به هم میخورد.
📙سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
🆑 @BookTop
آنهم به سختی فولاد. جداً آدم حالش به هم میخورد.
📙سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
🆑 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه
بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که ارادی کنی، شک نکن.
📙 بیشعوری
✍🏻 #خاویر_کرمنت
🆑 @BookTop
بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که ارادی کنی، شک نکن.
📙 بیشعوری
✍🏻 #خاویر_کرمنت
🆑 @BookTop
👍1
#برشی_از_یک_کتاب 📚
اینجا اگر کسی غم و غصهای نداشته باشد بهش میگویند مَشنگ...!
برای همین اگر غم و غصهای هم نداشته باشد، برای خودش چیزی دست و پا میکند تا نگویند طرف بیغم است ...!
📙 دیگر اسمت را عوض نکن
✍🏻 #مجید_قیصری
🆑 @BookTop
اینجا اگر کسی غم و غصهای نداشته باشد بهش میگویند مَشنگ...!
برای همین اگر غم و غصهای هم نداشته باشد، برای خودش چیزی دست و پا میکند تا نگویند طرف بیغم است ...!
📙 دیگر اسمت را عوض نکن
✍🏻 #مجید_قیصری
🆑 @BookTop
#برشی_از_یک_کتاب 📚
ملت خواب است، دوست دارد خواب باشد و خواب ببیند، دوست ندارد کسی خوابش را بهم بزند! تازه وقتی بیدار میشود هم هنوز خمار است. درست و غلط را نمیبیند. تازه درست و غلط چیست؟
📙 یک پرونده کهنه
✍🏻 #رضا_جولایی
🆑 @BookTop
ملت خواب است، دوست دارد خواب باشد و خواب ببیند، دوست ندارد کسی خوابش را بهم بزند! تازه وقتی بیدار میشود هم هنوز خمار است. درست و غلط را نمیبیند. تازه درست و غلط چیست؟
📙 یک پرونده کهنه
✍🏻 #رضا_جولایی
🆑 @BookTop
تمامِ اتفاقاتِ روى كره ى زمين، دليل ميخواهد جانم...
از صبح كه چشمانت را باز ميكنى تا شب كه روى هم ميگذاريِشان بايد دليل داشته باشى...
باور كن بايد يك نفر باشد، كه زندگى ات را به جريان بياندازد...يك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهايت ، دلَش برايت هزار راه برود!
آنها كه يار ندارند زندگى نميكنند، روزمرگى ميكنند!
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
✍🏻 نشر نازلی
🆑 @BookTop
از صبح كه چشمانت را باز ميكنى تا شب كه روى هم ميگذاريِشان بايد دليل داشته باشى...
باور كن بايد يك نفر باشد، كه زندگى ات را به جريان بياندازد...يك نفر كه حدفاصلِ مبدا و مقصدهايت ، دلَش برايت هزار راه برود!
آنها كه يار ندارند زندگى نميكنند، روزمرگى ميكنند!
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
✍🏻 نشر نازلی
🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
روزی، اتوبوس خلوتی در حال حرکت بود. پیرمردی با دسته گلی زیبا روی یکی از صندلی ها نشسته بود. مقابل او دخترکی جوان قرار داشت که بینهایت شیفته زیبایی و شکوه دسته گل شده بود و لحظه ای از آن چشم برنمیداشت.
زمان پیاده شدن پیرمرد فرا رسید.
قبل از توقف اتوبوس در ایستگاه، پیرمرد از جا برخواست، به سوی دخترک رفت و دسته گل را به او داد و گفت: متوجه شدم که تو عاشق این گل ها شده ای... آنها را برای همسرم خریده بودم و اکنون مطمئنم که او از اینکه آنها را به تو بدهم خوشحال تر خواهد شد.
دخترک با خوشحالی دسته گل را پذیرفت و با چشمانش پیرمرد را که از اتوبوس پایین می رفت بدرقه کرد و با تعجب دید که پیرمرد به سوی دروازه آرامگاه خصوصی آن سوی خیابان رفت و کنار نزدیک در ورودی نشست.
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
🆑 @BookTop
روزی، اتوبوس خلوتی در حال حرکت بود. پیرمردی با دسته گلی زیبا روی یکی از صندلی ها نشسته بود. مقابل او دخترکی جوان قرار داشت که بینهایت شیفته زیبایی و شکوه دسته گل شده بود و لحظه ای از آن چشم برنمیداشت.
زمان پیاده شدن پیرمرد فرا رسید.
قبل از توقف اتوبوس در ایستگاه، پیرمرد از جا برخواست، به سوی دخترک رفت و دسته گل را به او داد و گفت: متوجه شدم که تو عاشق این گل ها شده ای... آنها را برای همسرم خریده بودم و اکنون مطمئنم که او از اینکه آنها را به تو بدهم خوشحال تر خواهد شد.
دخترک با خوشحالی دسته گل را پذیرفت و با چشمانش پیرمرد را که از اتوبوس پایین می رفت بدرقه کرد و با تعجب دید که پیرمرد به سوی دروازه آرامگاه خصوصی آن سوی خیابان رفت و کنار نزدیک در ورودی نشست.
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
🆑 @BookTop
❤3👍1