📖 #یک_دقیقه_مطالعه
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.
دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان.
اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد. حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده.
دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد.
روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.
دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.
هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد ...
📙 به همین سادگی
✍🏻 نشر نازلی
🆑 @BookTop
دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.
دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان.
اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد. حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده.
دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد.
روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.
دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.
هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد ...
📙 به همین سادگی
✍🏻 نشر نازلی
🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
چرا مردان به آرامش نمی رسند؟!
از وقتی که خودم را می شناسم در این فکر بودم که بالاخره روزی فرا می رسد که آرام می گیرم. روزی که دست از هیاهو و شیطنت برخواهم داشت و وسوسه و تمنا، مرا به در و دیوار نخواهند کوبید. روزی از دوران پیری.
خودم هنوز به آن مرحله از پیری نرسیدم ولی در طی ده سال گذشته، زندگی ام طوری رقم خورد که مدام با مجموعه ایی از مردان خیلی مسن می گردم. تجربه آشنایی و همصحبتی مداوم آنها، نشان داد که متاسفانه خبری از آرامش نخواهد بود.
اوایل برایم باورنکردنی بود که چرا این مردان در آخزین سال های عمرشان، همچنان مسحور زیبایی زنان، پول و قدرت هستند، چرا خبری از کشف شهود و خرد نیست؟ چرا بیش از هفتاد سال تجربه زندگی، آنها را به مرحله ایی از تحول فردی و شخصیتی نرسانده است که بی نیاز از دغدغه های زمینی گردند؟
فرقی هم نمی کرد که چقدر با همدیگر در مقدار پول یا تجربه جنسی یا میزان اعتبار، تفاوت دارند. همگی شان همچنان مملو از نیاز بودند.
برای مدتی فکر کردم شاید این خصیصه پیری است و بازگشت به دوران معصومیت کودکانه و تبدیل شدن این پیرمردان به پسران بازیگوش …
مدتی نیز به این نتیجه رسیدم که زنده بودن، اصلا تعریفش همین نیازها و امیدواری برای رسیدن به آنها است. با این میل و نیازها است که پیرمردان می توانند انواع درد و بیماری، خستگی بدن و کند شدن مغزشان را تحمل کنند.
شاید مشکل برای اغلب پیرمردان این است که همه عمرشان، در حال تلاش و تکاپو بودند تا مردانگی خود را به کمک تجربه جنسی بیشتر، پول بیشتر و اعتبار، به اثبات برسانند.
فرق نمی کند اگر در خانه سالمندان باشند یا در خانه مجلل شان، ولی کار اصلی شان مرور ثروت، درجه اعتبار و زنانی است که دوست شان داشتند. برای همین، بدشان نمی آید اگر هم رمقی مانده باشد بلیط بخت آزمایی بزرگی را ببرند یا به شکل های مختلف از آنها تجلیل به عمل آید یا لبخند زنی نصیب شان شود. تا همچنان مرد بودن شان را ثابت کنند.
من هنوز امیدوارم به اینکه اولا شانس بیاورم و پیری را تجربه کنم. دوم اینکه بتوانم بی نیاز و آرام باشم.
🆑 @BookTop
چرا مردان به آرامش نمی رسند؟!
از وقتی که خودم را می شناسم در این فکر بودم که بالاخره روزی فرا می رسد که آرام می گیرم. روزی که دست از هیاهو و شیطنت برخواهم داشت و وسوسه و تمنا، مرا به در و دیوار نخواهند کوبید. روزی از دوران پیری.
خودم هنوز به آن مرحله از پیری نرسیدم ولی در طی ده سال گذشته، زندگی ام طوری رقم خورد که مدام با مجموعه ایی از مردان خیلی مسن می گردم. تجربه آشنایی و همصحبتی مداوم آنها، نشان داد که متاسفانه خبری از آرامش نخواهد بود.
اوایل برایم باورنکردنی بود که چرا این مردان در آخزین سال های عمرشان، همچنان مسحور زیبایی زنان، پول و قدرت هستند، چرا خبری از کشف شهود و خرد نیست؟ چرا بیش از هفتاد سال تجربه زندگی، آنها را به مرحله ایی از تحول فردی و شخصیتی نرسانده است که بی نیاز از دغدغه های زمینی گردند؟
فرقی هم نمی کرد که چقدر با همدیگر در مقدار پول یا تجربه جنسی یا میزان اعتبار، تفاوت دارند. همگی شان همچنان مملو از نیاز بودند.
برای مدتی فکر کردم شاید این خصیصه پیری است و بازگشت به دوران معصومیت کودکانه و تبدیل شدن این پیرمردان به پسران بازیگوش …
مدتی نیز به این نتیجه رسیدم که زنده بودن، اصلا تعریفش همین نیازها و امیدواری برای رسیدن به آنها است. با این میل و نیازها است که پیرمردان می توانند انواع درد و بیماری، خستگی بدن و کند شدن مغزشان را تحمل کنند.
شاید مشکل برای اغلب پیرمردان این است که همه عمرشان، در حال تلاش و تکاپو بودند تا مردانگی خود را به کمک تجربه جنسی بیشتر، پول بیشتر و اعتبار، به اثبات برسانند.
فرق نمی کند اگر در خانه سالمندان باشند یا در خانه مجلل شان، ولی کار اصلی شان مرور ثروت، درجه اعتبار و زنانی است که دوست شان داشتند. برای همین، بدشان نمی آید اگر هم رمقی مانده باشد بلیط بخت آزمایی بزرگی را ببرند یا به شکل های مختلف از آنها تجلیل به عمل آید یا لبخند زنی نصیب شان شود. تا همچنان مرد بودن شان را ثابت کنند.
من هنوز امیدوارم به اینکه اولا شانس بیاورم و پیری را تجربه کنم. دوم اینکه بتوانم بی نیاز و آرام باشم.
🆑 @BookTop
❤1
از کسی که به کار بد شما
پاسخی نمی دهد بترسید؛
او نه شما را می بخشد و نه می گذارد خودتان را ببخشید.
#برنارد_شاو
🆑 @BookTop
پاسخی نمی دهد بترسید؛
او نه شما را می بخشد و نه می گذارد خودتان را ببخشید.
#برنارد_شاو
🆑 @BookTop
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه
به نظر شما چه چیزی عوام را به میدان اعدام می کشاند؟ سنگدلی؟ اشتباه میکنید، مردم سنگدل نیستند و اگر زورشان میرسید این بدبختی را که روی سکوی اعدام احاطهاش کردهاند از چنگال عدالت بیرون میکشیدند. اینان اگر به میدان اعدام میروند برای آن است که وقتی به محلهیشان برمیگردند مطلبی برای تعریف کردن داشته باشند، حالا صحنهی اعدام باشد یا هر اتفاق دیگری فرق نمیکند، فقط میخواهند دارای نقشی باشند، همسایهها را دور خود جمع کنند و آنها به حرفهایشان گوش بدهند. کافی است در خیابان جشن و سرور بهپا شود، خواهید دید میدان اعدام خالی میشود. مردم تشنهی نمایشاند و اگر نمایش جالب باشد همانقدر لذت میبرند که برگردند و آن را برای دیگران تعریف کنند. مردم اگر خشمگین شوند ترسناکاند. اما خشمشان دیرپا نیست. بدبختیهایی که متحمل شدهاند آنها را دلرحم کرده است؛ آنها چشم از صحنهی فجیعی که به تماشایش رفتهاند برمیگردانند. دل میسوزانند و با چشم گریان برمیگردند.
📙 ژاک قضا و قدری و اربابش
✍🏻 #دنی_دیدرو
🆑 @BookTop
به نظر شما چه چیزی عوام را به میدان اعدام می کشاند؟ سنگدلی؟ اشتباه میکنید، مردم سنگدل نیستند و اگر زورشان میرسید این بدبختی را که روی سکوی اعدام احاطهاش کردهاند از چنگال عدالت بیرون میکشیدند. اینان اگر به میدان اعدام میروند برای آن است که وقتی به محلهیشان برمیگردند مطلبی برای تعریف کردن داشته باشند، حالا صحنهی اعدام باشد یا هر اتفاق دیگری فرق نمیکند، فقط میخواهند دارای نقشی باشند، همسایهها را دور خود جمع کنند و آنها به حرفهایشان گوش بدهند. کافی است در خیابان جشن و سرور بهپا شود، خواهید دید میدان اعدام خالی میشود. مردم تشنهی نمایشاند و اگر نمایش جالب باشد همانقدر لذت میبرند که برگردند و آن را برای دیگران تعریف کنند. مردم اگر خشمگین شوند ترسناکاند. اما خشمشان دیرپا نیست. بدبختیهایی که متحمل شدهاند آنها را دلرحم کرده است؛ آنها چشم از صحنهی فجیعی که به تماشایش رفتهاند برمیگردانند. دل میسوزانند و با چشم گریان برمیگردند.
📙 ژاک قضا و قدری و اربابش
✍🏻 #دنی_دیدرو
🆑 @BookTop
اكثر مردان موفقيتشان را
مديون همسر اولشان
و همسر دومشان را
مديون موفقيتشان هستند!
#لورن_باكال
🆑 @BookTop
مديون همسر اولشان
و همسر دومشان را
مديون موفقيتشان هستند!
#لورن_باكال
🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ۵ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ: ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭم: ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ: ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭم: ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ: ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻰ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.
🆑 @BookTop
ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ۵ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ: ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭم: ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ: ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭم: ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ: ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻰ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.
🆑 @BookTop
❤3💔1
مراقب باشیم اعتقاداتمون از ما یه احمق نسازه شاید خودمونم خیلی متوجه آزاردهنده بودنمون نشیم اما چنین چیزی هست ...
📙 پرنده خارزار
✍🏻 #کالین_مکالو
🆑 @BookTop
📙 پرنده خارزار
✍🏻 #کالین_مکالو
🆑 @BookTop
❤1
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
🔅 هشت راه برای افزایش خوشبینی
۱) حداقل یک اتفاق خوب را در هر روز پیدا کنید.
۲) به اتفاق یا اتفاقهای خوشایند روزانهی خود فکر کنید و یا با فردی دیگر پیرامون آن(ها) صحبت کنید.
۳) روز خود را با قلبی قدردان و شکرگزار آغاز نمایید.
۴) فهرستی از تواناییهای خود را آماده و چگونگی استفاده از آنها را بررسی کنید.
۵) هدف دستیافتنی خود را مشخص و فرایند رسیدن به آن را یادداشت نمایید.
۶) عوامل استرسزا را شناسایی کنید و بهدنبال راههای کنترل آنها باشید.
۷) لبخند بزنید و با اطرافیان خود مهربان باشید.
۸) در لحظه زندگی کنید و بهجای افسوس بر گذشته و نگرانی از آینده، بر حال تمرکز کنید.
- پروفسور Moskowitz و همکاران.
"دانشگاه فینبرگ شیکاگو"
🆑 @BookTop
🔅 هشت راه برای افزایش خوشبینی
۱) حداقل یک اتفاق خوب را در هر روز پیدا کنید.
۲) به اتفاق یا اتفاقهای خوشایند روزانهی خود فکر کنید و یا با فردی دیگر پیرامون آن(ها) صحبت کنید.
۳) روز خود را با قلبی قدردان و شکرگزار آغاز نمایید.
۴) فهرستی از تواناییهای خود را آماده و چگونگی استفاده از آنها را بررسی کنید.
۵) هدف دستیافتنی خود را مشخص و فرایند رسیدن به آن را یادداشت نمایید.
۶) عوامل استرسزا را شناسایی کنید و بهدنبال راههای کنترل آنها باشید.
۷) لبخند بزنید و با اطرافیان خود مهربان باشید.
۸) در لحظه زندگی کنید و بهجای افسوس بر گذشته و نگرانی از آینده، بر حال تمرکز کنید.
- پروفسور Moskowitz و همکاران.
"دانشگاه فینبرگ شیکاگو"
🆑 @BookTop
❤1👍1
📖 #یک_دقیقه_مطالعه
"بورژوازی و سرمایه داری"
نظام سرمایه داری را میتوان کثیف ترین نوع حکومت بر کشورها دانست
تمام کشورهای دنیا شاخه ی از این کثافت را دارا هستند و برایش احترام خاصی قائل هستند
زیرا وابسته به سرمایه و کنترل طبقه پایین جامعه از طریق این نظام هستند
حال سرمایه دار چگونه به وجود می آید؟
بیشتر سرمایه داران در دل دولتهای فاسد
و مسئولین فاسد حکومت به وجود می آیند
که برای غارت سهم مردم ،
از سرمایه کشور تلاش بسیاری می کنند
کثیف ترین و پر سودترین حالت جمع آوری سرمایه برای سرمایه داران کلان
به راه انداختن جنگ و هدایت آن به طور غیر مستقیم است
با فروش جنگ افزار به طرفین جنگ
و چرخاندن رسانه ها به طرفی دیگر شروع به غارت منابع کشورها به سود خود میکنند
کثیف ترین حالت کشتار جمعی انسانها "جنگ" می باشد،
که به صورت خیلی راحت و آرام به تمامی ما خورانده شده و درگیر آن هستیم
جنگ آوردگاه کسانی ست که همدیگر را نمیشناسند اما يكديگر را مى كشند،
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند .
📙 بورژوازی جنگ و سلطه سرمایه داری
🆑 @BookTop
"بورژوازی و سرمایه داری"
نظام سرمایه داری را میتوان کثیف ترین نوع حکومت بر کشورها دانست
تمام کشورهای دنیا شاخه ی از این کثافت را دارا هستند و برایش احترام خاصی قائل هستند
زیرا وابسته به سرمایه و کنترل طبقه پایین جامعه از طریق این نظام هستند
حال سرمایه دار چگونه به وجود می آید؟
بیشتر سرمایه داران در دل دولتهای فاسد
و مسئولین فاسد حکومت به وجود می آیند
که برای غارت سهم مردم ،
از سرمایه کشور تلاش بسیاری می کنند
کثیف ترین و پر سودترین حالت جمع آوری سرمایه برای سرمایه داران کلان
به راه انداختن جنگ و هدایت آن به طور غیر مستقیم است
با فروش جنگ افزار به طرفین جنگ
و چرخاندن رسانه ها به طرفی دیگر شروع به غارت منابع کشورها به سود خود میکنند
کثیف ترین حالت کشتار جمعی انسانها "جنگ" می باشد،
که به صورت خیلی راحت و آرام به تمامی ما خورانده شده و درگیر آن هستیم
جنگ آوردگاه کسانی ست که همدیگر را نمیشناسند اما يكديگر را مى كشند،
به نفع آنان که یکدیگر را میشناسند ولی همدیگر را نمیکشند .
📙 بورژوازی جنگ و سلطه سرمایه داری
🆑 @BookTop
👎1
هوا دلگير ، درها بسته ،
سرها در گريبان،دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است ...
#مهدی_اخوان_ثالث
🆑 @BookTop
سرها در گريبان،دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است ...
#مهدی_اخوان_ثالث
🆑 @BookTop
💔1
ابو حنیفه روزی می گذشت
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📙 تذکرة الاولیاء
✍🏻 #عطار_نیشابوری
🖋برگرفته از مقدمه کتاب "گزیدۀ منطق الطیر"
🆑 @BookTop
کودکی را دید که در گل بمانده.
گفت: گوش دار تا نیفتی
گفت: افتادن من سهل است، اگر بیفتم تنها باشم.
امّا تو گوش دار، که اگر پای تو بلغزد؛
همۀ مسلمانان که از پس تو آیند بلغزند.
📙 تذکرة الاولیاء
✍🏻 #عطار_نیشابوری
🖋برگرفته از مقدمه کتاب "گزیدۀ منطق الطیر"
🆑 @BookTop
❤1
📖 #برشی_از_یک_کتاب
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📙 خنده و فراموشی
✍🏻 #میلان_کوندرا
🆑 @BookTop
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی راداشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📙 خنده و فراموشی
✍🏻 #میلان_کوندرا
🆑 @BookTop
📖 #برشی_از_یک_کتاب
«اگر کسی مدعی باشد که برای دلش می نویسد یا نقاشی می کند یا مجسمه می سازد یا آواز میخواند و آنگاه هنرش را به دیگران ارایه کند ،واسم و امضایش را در پای اثرش بگذارد بی شک دروغ می گوید . چرا که دست کم میخواهد ردپایی ازخود بگذارد که پس از مرگش باقی بماند .اگر نویسنده کتاب سیره مسیح ناشناس است ازاین است که درپیِ جاودانگی روح بوده است و پروای نام و نشان نداشته است. هر ادیب و نویسنده ای که مدعی باشد از شهرت بیزار است ، شیادی دروغزن است! »
📙 درد جاودانگی
✍🏻 #میگل_د_اونامونو
🆑 @BookTop
«اگر کسی مدعی باشد که برای دلش می نویسد یا نقاشی می کند یا مجسمه می سازد یا آواز میخواند و آنگاه هنرش را به دیگران ارایه کند ،واسم و امضایش را در پای اثرش بگذارد بی شک دروغ می گوید . چرا که دست کم میخواهد ردپایی ازخود بگذارد که پس از مرگش باقی بماند .اگر نویسنده کتاب سیره مسیح ناشناس است ازاین است که درپیِ جاودانگی روح بوده است و پروای نام و نشان نداشته است. هر ادیب و نویسنده ای که مدعی باشد از شهرت بیزار است ، شیادی دروغزن است! »
📙 درد جاودانگی
✍🏻 #میگل_د_اونامونو
🆑 @BookTop
❤2
📜فیلترینگ تلگراف در عصر قاجار
💬میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
◽️من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
◽️عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
📙 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
✍🏻 #فريدون_آدميت
🆑 @BookTop
💬میرزا ملکم خان از رجال عصر قاجار نقل می کند:
◽️من برای آوردن تلگراف به ایران جنگیدم. در حالی که شهرها و قصبات اروپا دارای خطوط ارتباطی بودند عین الدوله، صدر اعظم ناصرالدین شاه اجازه نمی داد در شهرهای ایران، خطوط تلگراف احداث کنم.
◽️عین الدوله معتقد بود: اگر رعایا دارای تلگراف شدند در ولایات و ایالات مملکت محروسه ایران، در جلوی تلگرافخانه تجمع می کنند و از احوال یک دیگر با خبر می شوند و علیه سلطنت آشوب می کنند. من برای احداث تلگراف با عین الدوله جنگیدم....
📙 فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت
✍🏻 #فريدون_آدميت
🆑 @BookTop
بهترین معلم دنیا هم که باشم،
چه سود؟!
وقتی نمی توانم
"دوست داشتن" را
به تو بیاموزم ...
📙 خیابان بی انتهای زندگی
✍🏻 #زهرا_طراوتی
🆑 @BookTop
چه سود؟!
وقتی نمی توانم
"دوست داشتن" را
به تو بیاموزم ...
📙 خیابان بی انتهای زندگی
✍🏻 #زهرا_طراوتی
🆑 @BookTop
❤1