کتابخانه
341K subscribers
8.72K photos
80 videos
2.1K files
7.16K links
📚 بزرگترین مرجع کتاب‌های صوتی و PDF

.


سفارش تبلیغات:
@Library_ad

.


اینستاگرام ما:
https://www.instagram.com/Academic_Library

.


کانال دوم ما:
@Academic_Library

.


انتقاد و پیشنهاد:
@libraryy









.

















.




















.
Download Telegram
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

چرا بعضی ها نمی خواهند احساس بهتری داشته باشند

برای بشر ثابت شده است که می تواند از طریق اعمال و رفتار مختلف، روحیه بهتری پیدا کند. قدم زدن ساده روزانه و ورزش، خواب کافی و غذای سالم، تمرین تمرکز ذهن و بخصوص معاشرت، از کارهای ساده و قابل اجرایی است که سهم موثری در آرامش ما دارند. اما چرا بعضی از ما، نمی خواهیم احساس بهتری داشته باشیم؟

بر اساس یک تئوری رفتاری: «تغییر وقتی اتفاق می افتد که افراد حس کنند ادامه رنج و ناراحتی غیرممکن است. به عبارت دیگر، بعضی افراد برای آرامش و راحتی خود تلاش نمی کنند چون قادر به تحملِ رنج در وضع موجود هستند»

این نوع افراد معتقدند کاری برای مشکل خودشان نمی توانند انجام دهند و سعی می کنند مثل یک مشکل مزمن، با آن کنار بیایند. چون برای شان، تغییر، عملی غیرممکن است. برای همین، خود را ناگزیر می یابند که بسوزند و بسازند.

بعضی ها هم هستند که نه تنها رنج شان، به اندازه کافی عذاب دهنده نیست بلکه از رنج و دردی که می برند سود نیز می برند. در مفهوم روانشناسی سودی که به دست می آورند به معنی این است که از توجه و حمایت دیگران برخوردار می شوند.

این گروه از افرادی که مشکل روحی و یا حتی جسمی دارند با به دست آوردن محبت، توجه و حتی عشق، به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه، بهای رنج زندگی شان را با محبت و دلسوزی که نصیب شان می شود به دست می آورند.

دلیل دیگر برای نپذیرفتن تغییر و تلاش برای حل مشکل، مربوط است به سیستم دفاع روانی انسان ها… آدم های که مشکل روحی دارند یا از یک مشکل رفتاری رنج میبرند به شدت از تغییر وضعیتی که در آن به سر می برند می ترسند.

آنها با وجود ناراحتی ها، تلاشی برای بهبود وضعیت خود نمی کنند چون فکر می کنند موقعیتی که در آن به سر می برند تا حدودی قابل کنترل است و برای همین ریسک به هم زدن موقعیت و وضعیت شان را به جان نمی خرند. آنها به سیستم دفاع روانی خود گوش می دهند و تحمل اوضاع را به تغییر و بهبود، ترجیح می دهند. شاید منطق و شعورشان خواهان بهبود و تغییر باشد ولی سیستم دفاعی روانی بدن شان به آنها این اجازه را نمی دهد.

بعضی افراد هم هستند که فکر می کنند می توانند تاثیر مثبت از رنج و غم و عذاب حاصل شود. این نوع آدم ها معتقدند با درد و رنج روزانه شان، قادر به تدارک یک زندگی با معنا خواهند بود. این افراد فکر می کنند زندگی شان مفهوم و هدفی خواهد یافت. برای همین، تلاشی برای حل بحران فردی شان نمی کنند.

🆑 @BookTop
2
حتی اگر پنجاه میلیون نفر هم
به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند،
آن چیز همچنان احمقانه است!

#آناتول_فرانس

🆑 @BookTop
1
📖 #برشی_از_یک_کتاب

از خودم می پرسم با چه حالی برگردم خانه رو به آسمان میکنم حتی یک ستاره هم در آسمان نیست. گریه ام بیش تر و بیش تر می شود. امیدم از همه جا نا امید شده. کاش کسی جایی منتظرم باشد... این آرزوی زیادی است؟


📙 کاش کسی جایی منتظرم باشد
✍🏻 #آنا_گاوالدا

🆑 @BookTop
و گفت: عبادت ده جزء است؛ نه جزء گريختن از خلق است و يك جزء خاموشی ...


📙 تذكرة الاولياء
✍🏻 #عطار

🆑 @BookTop
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه

ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :

ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ .

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ .

ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺴﺖ .

ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :

ﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ .

ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ :

ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .

ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺴﺖ...


🆑 @BookTop
تا 40 سالگی که مغزم خوب کار میکرد به ریاضیات پرداختم، از 40 تا 60 سالگی به فلسفه و در اواخر که به کلی مغزم کار نمیکرد به سیاست پرداختم.

#برتراند_راسل

🆑 @BookTop
2
خیلی عجیب است که این‌همه خیابان و رستوران و دکان مزین و بناها که در پاریس است دو تا شبیه هم نیستند.


راستی بیسمارک چه خوب گفت که پاریس قهوه‌خانه و تماشاگاهِ دنیاست
(ظهیرالدوله)


🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

دلم می خواهد یک دختر داشته باشم.
دختری با موهای بلند مشکی و چشم های درشت خندان.
اسمش را بگذارم "گیسو" و هر وقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم و گیسهایش را ببافم تا قلبم آرام بگیرد. حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد "باران" هم داشته باشم. دختری لاغر و قد بلند که با صدایی مخملی برایم شعر بخواند. یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم. اسمش را بگذارم "آلما" و موهایش را با شامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش "گندم" را نکند. آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی می تواند بگذارد. معلوم است، "خورشید"! اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد و هر صبح که چشمهایش را باز می کند ببیند خواهرش "شبنم" زودتر از او سماور را روشن کرده، "شادی" را بیدار کرده و به "نسترن" رسیده.
دلم میخواهد در حیاط خانه م "ترانه" بخواند و "بهار" برقصد. "نگار"م خودش را لوس کند و من به هیچ کدام نگویم که روز تولد خواهرشان "الهه" مجذوب چشم هایش شده م. دلم چقدر دختر می خواهد.
روزهایم بی "سحر"، شبهایم بی "مهتاب"، آسمانم بی "ستاره" و زندگی بدون "افسانه" ممکن نیست. تازه یک "ساقی" هم میخواهم تا سرم را گرم کند و "همدم" تا درد دل هایم را برایش بگویم. "رویا" می خواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم. دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.
دختری که خودم را توی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.
هیچ اسمی توصیفش نکند. همه چیز باشد و هیچ نباشد. از هر قیدی آزاد باشد و در هیچ ظرفی جا نشود. رهای رها باشد! آری، انگار دلم می خواهد دخترم "رها" باشد ...

📙 به همین سادگی
✍🏻 نشر نازلی

🆑 @BookTop
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

چرا مردان به آرامش نمی رسند؟!

از وقتی که خودم را می شناسم در این فکر بودم که بالاخره روزی فرا می رسد که آرام می گیرم. روزی که دست از هیاهو و شیطنت برخواهم داشت و وسوسه و تمنا، مرا به در و دیوار نخواهند کوبید. روزی از دوران پیری.

خودم هنوز به آن مرحله از پیری نرسیدم ولی در طی ده سال گذشته، زندگی ام طوری رقم خورد که مدام با مجموعه ایی از مردان خیلی مسن می گردم. تجربه آشنایی و همصحبتی مداوم آنها، نشان داد که متاسفانه خبری از آرامش نخواهد بود.

اوایل برایم باورنکردنی بود که چرا این مردان در آخزین سال های عمرشان، همچنان مسحور زیبایی زنان، پول و قدرت هستند، چرا خبری از کشف شهود و خرد نیست؟ چرا بیش از هفتاد سال تجربه زندگی، آنها را به مرحله ایی از تحول فردی و شخصیتی نرسانده است که بی نیاز از دغدغه های زمینی گردند؟

فرقی هم نمی کرد که چقدر با همدیگر در مقدار پول یا تجربه جنسی یا میزان اعتبار، تفاوت دارند. همگی شان همچنان مملو از نیاز بودند.

برای مدتی فکر کردم شاید این خصیصه پیری است و بازگشت به دوران معصومیت کودکانه و تبدیل شدن این پیرمردان به پسران بازیگوش …

مدتی نیز به این نتیجه رسیدم که زنده بودن، اصلا تعریفش همین نیازها و امیدواری برای رسیدن به آنها است. با این میل و نیازها است که پیرمردان می توانند انواع درد و بیماری، خستگی بدن و کند شدن مغزشان را تحمل کنند.

شاید مشکل برای اغلب پیرمردان این است که همه عمرشان، در حال تلاش و تکاپو بودند تا مردانگی خود را به کمک تجربه جنسی بیشتر، پول بیشتر و اعتبار، به اثبات برسانند.

فرق نمی کند اگر در خانه سالمندان باشند یا در خانه مجلل شان، ولی کار اصلی شان مرور ثروت، درجه اعتبار و زنانی است که دوست شان داشتند. برای همین، بدشان نمی آید اگر هم رمقی مانده باشد بلیط بخت آزمایی بزرگی را ببرند یا به شکل های مختلف از آنها تجلیل به عمل آید یا لبخند زنی نصیب شان شود. تا همچنان مرد بودن شان را ثابت کنند.

من هنوز امیدوارم به اینکه اولا شانس بیاورم و پیری را تجربه کنم. دوم اینکه بتوانم بی نیاز و آرام باشم.

🆑 @BookTop
1
از کسی که به کار بد شما
پاسخی نمی دهد بترسید؛

او نه شما را می بخشد و نه می گذارد خودتان را ببخشید.


#برنارد_شاو

🆑 @BookTop
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه

به نظر شما چه چیزی عوام را به میدان اعدام می کشاند؟ سنگدلی؟ اشتباه می‌کنید، مردم سنگدل نیستند و اگر زورشان می‌رسید این بدبختی را که روی سکوی اعدام احاطه‌اش کرده‌اند از چنگال عدالت بیرون می‌کشیدند. اینان اگر به میدان اعدام می‌روند برای آن است که وقتی به محله‌یشان برمی‌گردند مطلبی برای تعریف کردن داشته باشند، حالا صحنه‌ی اعدام باشد یا هر اتفاق دیگری فرق نمی‌کند، فقط می‌خواهند دارای نقشی باشند، همسایه‌ها را دور خود جمع کنند و آنها به حرفهایشان گوش بدهند. کافی است در خیابان جشن و سرور به‌پا شود، خواهید دید میدان اعدام خالی می‌شود. مردم تشنه‌ی نمایش‌اند و اگر نمایش جالب باشد همانقدر لذت می‌برند که برگردند و آن را برای دیگران تعریف کنند. مردم اگر خشمگین شوند ترسناک‌اند. اما خشمشان دیرپا نیست. بدبختی‌هایی که متحمل شده‌اند آنها را دلرحم کرده است؛ آنها چشم از صحنه‌ی فجیعی که به تماشایش رفته‌اند برمی‌گردانند. دل می‌سوزانند و با چشم گریان برمی‌گردند.

📙 ژاک قضا و قدری و اربابش
✍🏻 #دنی_دیدرو

🆑 @BookTop
اكثر مردان موفقيتشان را
مديون همسر اولشان

و همسر دومشان را
مديون موفقيتشان هستند!


#لورن_باكال

🆑 @BookTop
عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش می‌کنند،
اگر همین انرژیشان را صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنند،
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مرد...!

#هلن_کلر

🆑 @BookTop
3
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ۵ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ۵ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ: ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.

ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭم: ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﺮﺩﻡ.

ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ: ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.

ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭم: ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ.

ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ: ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻰ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.

🆑 @BookTop
3💔1
مراقب باشیم اعتقاداتمون از ما یه احمق نسازه شاید خودمونم خیلی متوجه آزاردهنده بودنمون نشیم اما چنین چیزی هست ...

📙 پرنده خارزار
✍🏻 #کالین_مکالو

🆑 @BookTop
1
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!
کسانی که چند کتاب محدود خوانده‌اند به متوهم‌ترین و خطرناک‌ترین انسان‌ها‌ تبدیل می‌شوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا می‌کنند!

#کارل_سیگن

🆑 @BookTop
فرانسوی‌ها یک عادت خوب دارند به نام بوک کراسینگ (کتاب در گردش). وقتی کتابی که دارن می‌خونن تموم میشه، هر جایی باشند رهایش می‌کنند تا یکی دیگه برداره بخوندش.

🆑 @BookTop
👍3
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

🔅 هشت راه برای افزایش خوشبینی

۱) حداقل یک اتفاق خوب را در هر روز پیدا کنید.

۲) به اتفاق یا اتفاق‌های خوشایند روزانه‌ی خود فکر کنید و یا با فردی دیگر پیرامون آن(ها) صحبت کنید.

۳) روز خود را با قلبی قدردان و شکرگزار آغاز نمایید.

۴) فهرستی از توانایی‌های خود را آماده و چگونگی استفاده از آن‌ها را بررسی کنید.

۵) هدف دست‌یافتنی خود را مشخص و فرایند رسیدن به آن را یادداشت نمایید.

۶) عوامل استرس‌زا را شناسایی کنید و به‌دنبال راه‌های کنترل آن‌ها باشید.

۷) لبخند بزنید و با اطرافیان خود مهربان باشید.

۸) در لحظه زندگی کنید و به‌جای افسوس بر گذشته و نگرانی از آینده، بر حال تمرکز کنید.

- پروفسور Moskowitz و همکاران.

"دانشگاه فینبرگ شیکاگو"

🆑 @BookTop
1👍1
📖 #یک_دقیقه_مطالعه

"بورژوازی و سرمایه داری"

نظام سرمایه داری را میتوان کثیف ترین نوع حکومت بر کشورها دانست
تمام کشورهای دنیا شاخه ی از این کثافت را دارا هستند و برایش احترام خاصی قائل هستند
زیرا وابسته به سرمایه و کنترل طبقه پایین جامعه از طریق این نظام هستند
حال سرمایه دار چگونه به وجود می آید؟
بیشتر سرمایه داران در دل دولتهای فاسد
و مسئولین فاسد حکومت به وجود می آیند
که برای غارت سهم مردم ،
از سرمایه کشور تلاش بسیاری می کنند
کثیف ترین و پر سودترین حالت جمع آوری سرمایه برای سرمایه داران کلان
به راه انداختن جنگ و هدایت آن به طور غیر مستقیم است
با فروش جنگ افزار به طرفین جنگ
و چرخاندن رسانه ها به طرفی دیگر شروع به غارت منابع کشورها به سود خود میکنند
کثیف ترین حالت کشتار جمعی انسانها "جنگ" می باشد،
که به صورت خیلی راحت و آرام به تمامی ما خورانده شده و درگیر آن هستیم
جنگ آوردگاه کسانی ست که همدیگر را نمی‌شناسند اما يكديگر را مى كشند،
به نفع آنان که یکدیگر را می‌شناسند ولی همدیگر را نمی‌کشند .

📙 بورژوازی جنگ و سلطه سرمایه داری

🆑 @BookTop
👎1
بی فرهنگ‌ها رفتارهای متنوعی دارند:

یکی آشغال میریزه، یکی حموم نمیره، یکی متلک میگه، یکی آلودگی صوتی ایجاد میکنه.
اما همگی یک ویژگی مشترک دارند:
کتاب نمیخونند !!


🆑 @BookTop
👍1💔1
هوا دلگير ، درها بسته ،
سرها در گريبان،دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است ...

#مهدی_اخوان_ثالث

🆑 @BookTop
💔1