آیا تا به حال برایتان پیش آمده که کسی حرفی نامربوط یا برخورنده به شما بزند و بلافاصله عبارت "شوخی کردم" را به کار میبرند؟ این گونه افراد اغلب میخواهند توجه شما را به خود جلب کنند.
📓 #آدمهای_سمی
✍🏻 #لیلیان_گلاس
📚 @BookTop
📓 #آدمهای_سمی
✍🏻 #لیلیان_گلاس
📚 @BookTop
❤3
ما بی ایمان نبودیم،
منتها میخواستیم به باورهای خودمان و نه باورهایی كه برای ما مقرر شده بود ایمان داشته باشیم...
📓 #درک_یک_پایان
✍🏻 #جولین_بارنز
📚 @BookTop
منتها میخواستیم به باورهای خودمان و نه باورهایی كه برای ما مقرر شده بود ایمان داشته باشیم...
📓 #درک_یک_پایان
✍🏻 #جولین_بارنز
📚 @BookTop
❤1
کتابخانه
🎧 #کتاب_صوتی رمان به شکل اول شخص از زبان راوی روایت میشود و به شکلی حیرتآور و روانشناختی، گرسنگی و فلاکت را به توصیف میکشد. از این رمان درخشان، تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شدهاست. 📚 @BookTop
🎧 #کتاب_صوتی
رمان به شکل اول شخص از زبان راوی روایت میشود و به شکلی حیرتآور و روانشناختی، گرسنگی و فلاکت را به توصیف میکشد. از این رمان درخشان، تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شدهاست.
📚 @BookTop
رمان به شکل اول شخص از زبان راوی روایت میشود و به شکلی حیرتآور و روانشناختی، گرسنگی و فلاکت را به توصیف میکشد. از این رمان درخشان، تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شدهاست.
📚 @BookTop
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.
برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :
"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"
و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"
📓 سینوهه پزشک فرعون
✍🏻 #میکا_والتاری
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.
برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :
"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"
و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد"
📓 سینوهه پزشک فرعون
✍🏻 #میکا_والتاری
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
❤9👍2🕊1
موفقیت، محصول عادتهای روزانه است، نه یک دگرگونی بزرگ و یکباره در کل زندگی.
ایجاد عادتهای ماندگار، دشوار است. مردم تغییرات کوچک اندکی ایجاد میکنند و چون نتیجهٔ قابل توجهی مشاهده نمیکنند، متوقف میشوند. فکر میکنید «یک ماه است که هر روز میدوم، پس چرا هیچ تغییری در بدنم نمیبینم؟» زمانی که اینگونه فکرها غلبه کنند، خیلی راحت عادتهای مثبت به آخر خط میرسند.
📕 #خرده_عادتها
✍🏻 #جیمز_کلییر
📚 @BookTop
ایجاد عادتهای ماندگار، دشوار است. مردم تغییرات کوچک اندکی ایجاد میکنند و چون نتیجهٔ قابل توجهی مشاهده نمیکنند، متوقف میشوند. فکر میکنید «یک ماه است که هر روز میدوم، پس چرا هیچ تغییری در بدنم نمیبینم؟» زمانی که اینگونه فکرها غلبه کنند، خیلی راحت عادتهای مثبت به آخر خط میرسند.
📕 #خرده_عادتها
✍🏻 #جیمز_کلییر
📚 @BookTop
❤3
بزرگترین گناهانی که جامعه مدرن را می آزارند افزایش دروغ و سکوت است.
گستاخانه دروغ میگوییم و بعد زبانمان را قورت میدهیم ...
📓 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @BookTop
گستاخانه دروغ میگوییم و بعد زبانمان را قورت میدهیم ...
📓 #به_آواز_باد_گوش_بسپار
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @BookTop
👍2
#کتاب_صوتی 🎧
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
❤1
هر لذتی که میپوشم!
یا آستینش دراز است یا کوتاه یا گُشاد
هر غمی که میپوشم!
دقیق، انگار برای من بافته شده
هر کجا که باشم!
#شیرکو_بیکس
📚 @BookTop
یا آستینش دراز است یا کوتاه یا گُشاد
هر غمی که میپوشم!
دقیق، انگار برای من بافته شده
هر کجا که باشم!
#شیرکو_بیکس
📚 @BookTop
👍4
آنچه ذهن انسان میتواند به آن بیاندیشد و باور داشته باشد،
مطمئناً میتواند به آن دست یابد ...
📓 #بیاندیشید_و_ثروتمند_شوید
✍🏻 #ناپلئون_هیل
📚 @BookTop
مطمئناً میتواند به آن دست یابد ...
📓 #بیاندیشید_و_ثروتمند_شوید
✍🏻 #ناپلئون_هیل
📚 @BookTop
❤2
کتابخانه
#کتاب_صوتی 🎧 "«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است." 📚 @BookTop
#کتاب_صوتی 🎧
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
کتابخانه
#کتاب_صوتی 🎧 "«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است." 📚 @BookTop
#کتاب_صوتی 🎧
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
از حیله و دسیسه نترس. اگر کسانی دامی برایت بگسترانند تا صدمه ای به تو بزنند خدا هم برای آنان دام می گستراند. چاه کن اول خودش ته چاه است. این نظام بر جزا استوار است. نه یک ذره خیر بی جزا میماند نه یک ذره شر. تا او نخواهد برگی از درخت نمیافتد. فقط به این ایمان بیاور.
📓 #ملت_عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @BookTop
📓 #ملت_عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @BookTop
کتابخانه
#کتاب_صوتی 🎧 "«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است." 📚 @BookTop
#کتاب_صوتی 🎧
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
"«جشن بی معنایی» دربارهی دوستی چهار مرد پاریسی است که کوندرا به صورت جداگانه به زندگی و دغدغههای آنها میپردازد. یکی از موضوعات اصلی که کوندرا در این رمان به آن پرداخته، پوچی روابط میان افراد است."
📚 @BookTop
❤1