به قول عباس معروفی در کتاب «فريدون سه پسر داشت»:
به آلمانی که حرف میزنی حالتی در صدات نيست، نه غمی، نه غمبادی، نه … ای مرده شور اين حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان مادری حرف میزند، همه هستی اش می آيد بالا. آدم رو میشود. حرف که میزنی خودت را تعريف میکنی، همين که دهنت باز شود میفهمند کی هستی و چند مَرده حلاجی ...
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
به آلمانی که حرف میزنی حالتی در صدات نيست، نه غمی، نه غمبادی، نه … ای مرده شور اين حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان مادری حرف میزند، همه هستی اش می آيد بالا. آدم رو میشود. حرف که میزنی خودت را تعريف میکنی، همين که دهنت باز شود میفهمند کی هستی و چند مَرده حلاجی ...
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی وقتها به دیگران فرصت میدهی که شادی تو را فراهم کنند و گاهی نیز آنها اینکار را آنچنان که تو میخواهی نمیکنند، چرا؟
زیرا فقط یک نفر مسئول شادی و سعادتمندی تو است و آن کسی نیست جز خود تو. بنابراین والدین، فرزندان یا همسرت بر شادمانی و سعادت تو کنترلی ندارند. آنها خیلی ساده فرصت این را دارند که در خوشیهای تو سهیم باشند.
شادی تو در درونت قرار دارد.
تمام شادی تو در فرکانس عشق، بلندترین و قدرتمندترین فرکانس جهان قرار دارد.
📓 #راز
✍🏻 #راندا_برن
📚 @BookTop
زیرا فقط یک نفر مسئول شادی و سعادتمندی تو است و آن کسی نیست جز خود تو. بنابراین والدین، فرزندان یا همسرت بر شادمانی و سعادت تو کنترلی ندارند. آنها خیلی ساده فرصت این را دارند که در خوشیهای تو سهیم باشند.
شادی تو در درونت قرار دارد.
تمام شادی تو در فرکانس عشق، بلندترین و قدرتمندترین فرکانس جهان قرار دارد.
📓 #راز
✍🏻 #راندا_برن
📚 @BookTop
نگاه او به من کفايت می کرد برای سرمستی وصف ناپذيرم اگر چشمان عالمی حتی نسبت به من کور می شد ...
📙 #سلوک
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @BookTop
📙 #سلوک
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @BookTop
از کتابی که واقعا لذت میبرم کتابیست که آدم موقع خواندن آن آرزو کند که کاش نویسندهی آن رفیق او باشد و هر وقت که آدم دلش بخواهد او را پای تلفن بخواهد.
📙 #ناطور_دشت
✍🏻 #جی_دی_سلینجر
📚 @BookTop
📙 #ناطور_دشت
✍🏻 #جی_دی_سلینجر
📚 @BookTop
تمام زندگی ما آلوده به دروغ است ؛ چگونه انتظار داریم دیگران راز ما را نگاه دارند، در حالی که ما خودمان نتوانستهایم آن را نگاه داریم.
📙 #فاجعه_بزرگ
✍🏻 #سارتر
📚 @BookTop
📙 #فاجعه_بزرگ
✍🏻 #سارتر
📚 @BookTop
مردم اغلب از اهمیت زندگى در لحظهى اکنون حرف مىزنند و غبطه مىخورند به اینکه کودکان بى اینکه به گذشته فکر کنند یا نگران آینده باشند از لحظات شاد اکنونشان لذت مىبرند. باشد! موافقم. اما این تجربه -تحربهى زندگىِ سپرى شده – است که به ما امکان مىدهد لحظات شاد را به خاطر بیاوریم و دوباره احساس شادى کنیم. این از توانایىهاى ماست که لحظهاى را که به ما قدرت و توان مىدهد دوباره زندگى کنیم. بقاى ما به توانایى به خاطر آوردن بستگى دارد (کدام نوع توت را نخوریم، از حیوانات بزرگ درنده دور بمانیم، نزدیک آتش چمباتمه بزنیم ولى به آن دست نزنیم.) اما نجات ما از خود درونىمان به خاطرهها بستگى دارد.
📙 #تولستوی_و_مبل_بنفش
✍🏻 #نینا_سنکویچ
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
📙 #تولستوی_و_مبل_بنفش
✍🏻 #نینا_سنکویچ
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
پدر هیچ وقت جلوی چشم ما گریه نمی کرد گاهی شبها اما از پسِ روزهایی که زیاد سیگار کشیده بود قبل از آن که به رختخواب برود دور از چشم همه ، حتی مادرم می رفت سراغ چمدان توی انباری پیراهن پولکی سبز رنگ همیشگی را بیرون می کشید طوری در آغوش می گرفت که گویی شانه هایی هنوز توی آن استوار است گویی صاحبش هنوز توی آن نفس می کشد دردش را می فهمد و قفسه ی سینه اش برای غم ها و دلتنگی هایش بالا پایین می شود آنقدر که محکم آن پیراهن را به سینه اش می چسباند من هم اغلب دزدکی نگاه می کردم که مرد خانه مان چگونه در آغوش یک پیراهنِ خالیِ کهنه اشک می ریزد
یک بار لای در مرا دید پیش خود نشاند و پیراهن را دستم داد گفت بو بکش بوی خاصی نمی داد اما به روی خودم نیاورد
آن را از دستم گرفت و داخل چمدان گذاشت عکسی را بیرون کشید ، بوسید و نشانم داد پسری توی حوض ، آب تنی می کرد و پیر زن مهربانی توی لباس سبز رنگ پولکی لبِ یک حوض که دورتا دورش پر بود از گلهای شمعدانی حوله به دست ، با لبخندی ملیح نشسته بود
گریه امانش را برید گفت:می خواستم عطر تنش لابلای گلبرگ گل های روی پیراهنش لانه کند
گفت می خواستم چمدان را که باز کردم تمام انباری بوی مادرم را بگیرد
فردای آن شب قُلکم را شکستم و با تمام پولش برای مادرم چند پیراهن گلدار خریدم تا هر روزِ خدا یک لباس گل گلی به تن کند.
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
یک بار لای در مرا دید پیش خود نشاند و پیراهن را دستم داد گفت بو بکش بوی خاصی نمی داد اما به روی خودم نیاورد
آن را از دستم گرفت و داخل چمدان گذاشت عکسی را بیرون کشید ، بوسید و نشانم داد پسری توی حوض ، آب تنی می کرد و پیر زن مهربانی توی لباس سبز رنگ پولکی لبِ یک حوض که دورتا دورش پر بود از گلهای شمعدانی حوله به دست ، با لبخندی ملیح نشسته بود
گریه امانش را برید گفت:می خواستم عطر تنش لابلای گلبرگ گل های روی پیراهنش لانه کند
گفت می خواستم چمدان را که باز کردم تمام انباری بوی مادرم را بگیرد
فردای آن شب قُلکم را شکستم و با تمام پولش برای مادرم چند پیراهن گلدار خریدم تا هر روزِ خدا یک لباس گل گلی به تن کند.
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
👍2
ما آدمیان نقطه ضعف بسیار شناخته شدهای داریم که وقتی چیزی را از دست میدهیم، به گونهای اغراقآمیز عزیزش میداریم و چشم پوشی از آن را غیرممکن میدانیم ...
📙 #سفر_به_شرق
✍🏻 #هرمان_هسه
📚 @BookTop
📙 #سفر_به_شرق
✍🏻 #هرمان_هسه
📚 @BookTop
👍1
#یک_جرعه_کتاب 📚
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻤﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ … ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺗﺒﺎﻩ ﺷﻮﺩ ، ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ … ﺑﺎ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...
ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﮔﻮﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻮﺭﺷﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺍﺻﻠﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺎﺭﺽ .. ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ : ﺁﻓﺮﯾﻦ ! ﺁﻓﺮﯾﻦ ! ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺩﯾﻢ ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻥ ، ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﻣﺎﻥ ، ﻭ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﻣﺎﻥ ...
📙 ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
✍🏻 #ﺁﻧﺎ_ﮔﺎﻭﺍﻟﺪا
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻤﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ … ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺗﺒﺎﻩ ﺷﻮﺩ ، ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ … ﺑﺎ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...
ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ، ﮔﻮﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻮﺭﺷﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺍﺻﻠﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺎﺭﺽ .. ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ : ﺁﻓﺮﯾﻦ ! ﺁﻓﺮﯾﻦ ! ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺩﯾﻢ ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻥ ، ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﻣﺎﻥ ، ﻭ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﻣﺎﻥ ...
📙 ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ
✍🏻 #ﺁﻧﺎ_ﮔﺎﻭﺍﻟﺪا
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
❤1
چه توانسوز و غمانگیز است وقتی انسان نسبت به کسی که دوست میدارد کینه پیدا میکند.
📙 #همه_میمیرند
✍🏻 #سیمون_دوبووار
📚 @BookTop
📙 #همه_میمیرند
✍🏻 #سیمون_دوبووار
📚 @BookTop
👍1
هیچ آدمی زندگی اش آن نیست که دقیقاً می خواهد؛ برای همین در ذهنش آن چیزی که نیست را بازسازی می کند.
این زمینه پیدایش هنر است. در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.
عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات. عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد ...
عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست!
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
این زمینه پیدایش هنر است. در این ناتمامی زندگی، تنها چیزی که منجی آدمی است، عشق است.
عشق خیلی تفاوت دارد با علاقه، با اشتیاق، با نیاز، با شور و هیجانات. عشق پدیده بسیار پیچیده ای است که بسیار به ندرت اتفاق می افتد ...
عشق تنها عامل نجات آدمی است از معضلات حیات و هستی.
خوشا روزگاری که عشق به سراغ آدم می آید، چون عشق، آمدنی است، جستنی نیست!
📙 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
گاهی به طور غیرمنتظره خودتان را در مکانی می یابید که برای تان تازگی دارد و در آنجا با آدم هایی آشنا می شوید و مطالبی را از آنها یاد می گیرید که شاید به شدت مورد نیازتان باشد. این، اتفاقی بود که یک شب در جاده ای تاریک، خلوت و دورافتادهد برایم رخ داد.
📙 #کافه_ای_به_نام_چرا
✍🏻 #جان_پی_استرلکی
📚 @BookTop
📙 #کافه_ای_به_نام_چرا
✍🏻 #جان_پی_استرلکی
📚 @BookTop
#کتاب_صوتی 🎧
کتاب برفهای کلیمانجارو، اثر نویسندگانی چون ارنست همینگوی، آلبر کامو، سی اس فورستر، پل گالیکو، فرانسیس تاورز و تاس ولف، شامل پنج داستان کوتاه کلاسیک از زیباترین قصههای ادبیات انگلیس، است.
📚 @BookTop
کتاب برفهای کلیمانجارو، اثر نویسندگانی چون ارنست همینگوی، آلبر کامو، سی اس فورستر، پل گالیکو، فرانسیس تاورز و تاس ولف، شامل پنج داستان کوتاه کلاسیک از زیباترین قصههای ادبیات انگلیس، است.
📚 @BookTop
در زندگی، همیشه غمگین بودن،
از شاد بودن آسان تر است،
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که
آسان ترین راه را انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی،
هر کاری از دستت بر می آید،
انجام بده ...
📙 35 کیلو امیدواری
✍🏻 #آنا_گاوالدا
📚 @BookTop
از شاد بودن آسان تر است،
ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که
آسان ترین راه را انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی،
هر کاری از دستت بر می آید،
انجام بده ...
📙 35 کیلو امیدواری
✍🏻 #آنا_گاوالدا
📚 @BookTop
👍1
#یک_جرعه_کتاب 📚
دنیا زندان نیست ؛
دنیا مدرسه است، و ما دانش اموزان خُردِ بی خردی هستیم که هر روز، هر ماه و هرسال بعد از تحمل رنج خواندن و دانستن، آزمایش می شویم. و هرگز نپنداریم که، دنیا کلافی سر در گم و مغشوش است!
اما به قول " مارک تواین " باید هوشیار باشیم که از هر تجربه، فقط حکمتی را که در ان نهفته است کسب کنیم و درک کنیم که تقدیر یعنی، مجموعه ای از حوادث برای نوعی یادگیری.
📙 #لطفا_گوسفند_نباشید
✍🏻 #محمود_نامنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
دنیا زندان نیست ؛
دنیا مدرسه است، و ما دانش اموزان خُردِ بی خردی هستیم که هر روز، هر ماه و هرسال بعد از تحمل رنج خواندن و دانستن، آزمایش می شویم. و هرگز نپنداریم که، دنیا کلافی سر در گم و مغشوش است!
اما به قول " مارک تواین " باید هوشیار باشیم که از هر تجربه، فقط حکمتی را که در ان نهفته است کسب کنیم و درک کنیم که تقدیر یعنی، مجموعه ای از حوادث برای نوعی یادگیری.
📙 #لطفا_گوسفند_نباشید
✍🏻 #محمود_نامنی
📚در اینستاگرام هم ما رو دنبال کنید👇
https://www.instagram.com/Academic_Library
📚 @BookTop
👍2
#معرفی_کتاب 📚
داستان رویای بابل، در مورد یک کارآگاه خصوصی فقیر و ناموفق است که بعد از مدتها دوباره یک مشتری پیدا کرده است. این کارآگاه در رویاهای خود در شهر بابل قدیم به همراه دختری به نام نعنا-دیرت ماجراهای مختلفی را پشت سر میگذارد و از شانس بد خود در تمام نقاط مهم زندگیش به این رویا فرو رفته و سر رشته امور را از دست میدهد.
📙 #در_رویای_بابل
✍️🏻 #ریچارد_براتیگان
📚 @BookTop
داستان رویای بابل، در مورد یک کارآگاه خصوصی فقیر و ناموفق است که بعد از مدتها دوباره یک مشتری پیدا کرده است. این کارآگاه در رویاهای خود در شهر بابل قدیم به همراه دختری به نام نعنا-دیرت ماجراهای مختلفی را پشت سر میگذارد و از شانس بد خود در تمام نقاط مهم زندگیش به این رویا فرو رفته و سر رشته امور را از دست میدهد.
📙 #در_رویای_بابل
✍️🏻 #ریچارد_براتیگان
📚 @BookTop