بچه بودم یهبار با مامانم دعوام شد، با موبایلش زنگ زدم به تلفن خونه ساعتها همون گوشه بود تا پول قبضش زیاد شه. کفش بابامو هم بعد دعوا بردم انداختم تو جوب. خداروشکر بزرگ شدم:))..
هر وقت آخر ماه ميشه و بى پول ميشم ياد اون ٣٥٠ هزار تومن دنگ ناهارى كه ٢ ماه پيش با همكارم خورديم و يادش رفت بده ميفتم🙂
امروز داشتم فکر میکردم زودتر ازدواجکنمکه ازونور زودتر طلاق بگیرم به کار زندگیم برسم
شد شد نشد یه یاعلی میگم و پشت کمرم don't stop تتو میکنم. کار که عار نیست
هر روز میگن امروز خیلی روز مهمیه باز دوباره فردا میشه هیچ خبری نیست
شد شد نشد یه یاعلی میگم و پشت کمرم don't stop تتو میکنم. کار که عار نیست
بزرگسالی اونجایی برات اتفاق میوفته که دیگه فست فوت برات جالب نیست، فقط کباب.!!
وضعیت یه جوریه انگار هی پنبه الکلی میمالن رو کونمون ولی آمپول نمیزنن.
اصلا باید دم در این هایپرمارکتا یه تراپیستم بذارن موقع خروج يكم باهات صحبت کنه از شوک قيمتا کم کنه بگه تقصیر تو نیست، می فهمم همه چی گرون شده، همه همینیم، حالا یه دویست دیگم کارت بکش
اگر بخوام یه لیست از چیزایی که ازشون متنفرم درست کنم
اولین گزینه هفت صبحه.
اولین گزینه هفت صبحه.
بچه بودم مامانم دمپای دستش بود میگفت بیا کاریت ندارم
داستان مذاکره ایران و آمریکاست.
داستان مذاکره ایران و آمریکاست.
وضعیت یه جوریه انگار هی پنبه الکلی میمالن رو کونمون ولی آمپول نمیزنن.