Forwarded from "𝙁𝙪𝙘𝙠𝙖𝙤"
به طور کلی دو نوع غم در جهان داریم...غمهای حساس به بستنی و غمهای مقاوم به بستنی...
یادم نیست..
طلوع اولین گل سرخ بود
یا غروب آخرین نرگس زرد؟!
که پروانهها
تو را در من سرودند
یادم نیست
اولین شعرم را برای تو
که باران کجا میخواند
و پنجرهها فهمیدند
یادم نیست
کدام شببو
از خواب عطر تو پرید
که سیبها دانستند
یادم نیست
با جنون کدامین بید
نیمکتها را برای تو چیدند
یادم نیست
من تو را کی دیدهام
در ملاقاتهای شکسته
که من همیشه بودهام
و تو همیشه نیامدی
یادم نیست
ای عشق ناشناس
کدام گریه تو را
رو به روی من نشاند
که دست هیچ خیالی
جرأت نمیکند
ازگونههای عاشقم
تو را پاک کند
و میاندیشم
از کِی تو را خواستهام؟!
و من یادم نیست...
طلوع اولین گل سرخ بود
یا غروب آخرین نرگس زرد؟!
که پروانهها
تو را در من سرودند
یادم نیست
اولین شعرم را برای تو
که باران کجا میخواند
و پنجرهها فهمیدند
یادم نیست
کدام شببو
از خواب عطر تو پرید
که سیبها دانستند
یادم نیست
با جنون کدامین بید
نیمکتها را برای تو چیدند
یادم نیست
من تو را کی دیدهام
در ملاقاتهای شکسته
که من همیشه بودهام
و تو همیشه نیامدی
یادم نیست
ای عشق ناشناس
کدام گریه تو را
رو به روی من نشاند
که دست هیچ خیالی
جرأت نمیکند
ازگونههای عاشقم
تو را پاک کند
و میاندیشم
از کِی تو را خواستهام؟!
و من یادم نیست...
#پرویز_صادقی
من رو تو اقیانوس دفن کن، کنار اجدادم که از کشتی پریدن؛
چون اونها میدونستن مرگ بهتر از بردگیه.
چون اونها میدونستن مرگ بهتر از بردگیه.
- 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑷𝒂𝒏𝒕𝒉𝒆𝒓 ²⁰¹⁸
Forwarded from ࣪˖ ⋆ 𝐒𝐨𝐨𝐲𝐢'𝐬 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬 🌌 ִֶָ១
قبول دارم، منم اشتباه کردم؛ باید قبلش شغل مادرت رو میپرسیدم.
نمیدونم چیکار کردی ولی میدونم هنوز دارم تقاص تورو پس میدم.
Ojos Tristes
Selena Gomez & benny blanco
"El muchacho de los ojos tristes"
"Vive solo y necesita amor"
"Como el aire, necesita verme"
"Como al sol, lo necesito yo"
بعضی وقتها حس میکنم کائنات یک آدم مهربون رو سر راهم قرار میده تا امیدم به بشریت رو برگردونه؛ امشب همین اتفاق افتاد.
دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خَلقی والِه شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خَلقی والِه شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
#حافظ