Blue in summer (without you)
1 subscriber
26 photos
2 links

"و به راستی، میگویید خونِ جاری در رگ‌های آبی‌ام، قرمز نبود؟"

-چرا که
اگر زمستان بودی
همیشه
بی‌صدا برف می‌آمد..

-03230
Download Telegram
آن روز بازار پر از بوی سوسن و ستاره و شب‌بو بود
من خودم دیدم دعای تو بر بالِ پرنده از پهنه‌ی طاقی گذشت
چه شوقی شبستان رویا را گرفته بود،
دعای تو و آن پرنده‌ی بی‌قرار
هر دو پرپر زدند، رفتند
بر قوس کاشی شکسته نشستند.
حالا بیا برویم
برویم پای هر پنجره
روی هر دیوار و
بر سنگ هر دامنه
خطی از خواب دوستت‌دارم تنهایی را
برای مردمان ساده بنویسیم
مردمان ساده‌ی بی‌نصیب من
هوای تازه می‌‌خواهند
ترانه‌ی روشن، تبسم بی‌سبب و
اندکی حقیقتِ نزدیک به زندگی...
یادت هست؟
گفتی نشانی میهن من همین گندم سبز
همین گهواره‌ی بنفش
همین بوسه‌ی مایل به طعمِ ترانه است؟:)
ها ری‌را …
من به خانه برمی‌گردم،
هنوز هم یک دیدار ساده می‌تواند
سرآغاز پرسه‌ای غریب در کوچهْ‌باغ باران باشد.
-سید علی صالحی
من نخواهم ایستاد روبه روی تو !
جز برای بوسه دادن …


-هوشنگ ابتهاج
كل المنافي لا تبدد وحشتي
ما دام منفاي الكبير بداخلي

تنهایی‌ام نیافزوده تبعید گشتنم
چون ،
اندرون من است تبعیدگاه من...


-نزار قبانی
دوباره باران گرفت
باران معشوقه‌ی من است
به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم
می‌گذارم صورتم را و
لباسهایم را بشوید
اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو برمی‌گردی
شعر بر می گردد...

-نزار قبانی