Blue in summer (without you)
1 subscriber
26 photos
2 links

"و به راستی، میگویید خونِ جاری در رگ‌های آبی‌ام، قرمز نبود؟"

-چرا که
اگر زمستان بودی
همیشه
بی‌صدا برف می‌آمد..

-03230
Download Telegram
و تو جبران نمی‌شوی، حتی با گریه‌های عمیق. تو را به رسم امانت به آسمان داده‌ام.
-به من دل ببند-
باورم کن...
و هیچگاه گمان نکردم که غم و اندوه من از نبودِ آدم‌ها در اطرافم و یا احساس تنهایی باشد.
درد من نبودِ تو و علاجِ من تو بودی.
هیچکس اما هیچگاه نخواهد فهمید که بودنِ تو به صلاح من است و نه نبودت.
چیزی که مرا زنده نگه میدارد تو خواهی بود و بی تو دلیلی برای ادامه‌ی زندگی نخواهم داشت مگر دیدار تو در روزی، زیر باران، پایین تر از ایستگاه اتوبوس سرویس برق.
Blue in summer (without you)
Photo
ستاره دوردست!
نورافشانی کن
تا شباهنگام به تماشایت بنشینم
پرتوهایت
به نبرد تاریکی می‌شتابند
و آرزوهای دل بیمارم را
بر دوش میکشند
و روحم بسوی تو بال می‌گشاید
تا اوج
و سینه‌ام از بار اندوه میرهد
و سبکبار میشود
من آن نگاه آتش افروز را دیدم.
و سال‌هاست که آن چشم‌ها بر من فرو بستند..
به من برس
من از رسیدن به تو سبز می‌شوم...
معانقه، یعنی در آغوش گرفتن.
عنق به معنای گردن است. معانقه یعنی گردن به گردن. آغوشی چنان عمیق و درهم فرو رفته، که گردن به گردن تماس پیدا کند.🍂