روح
از لابهلای انگشتان دستم
آرام
بیرون میآید
انگار
ساعتهاست
که من مردهام..
-کورش رنجبر
از لابهلای انگشتان دستم
آرام
بیرون میآید
انگار
ساعتهاست
که من مردهام..
-کورش رنجبر
بعضی از آنها قسمتهایی از کلیپ مصاحبههای قبلی مرا فرستادند که در آن گفته بودم:« زندگی خانوادگی؟ فراموشش کن. اصلا برای من مناسب نیست.» و «فکر نمیکنم از بچه بزرگ کردن خوشم بیاید ولی فکر میکنم میتوانم روزی مادرخواندۀ خوبی بشوم. کسی که بتوانید راحتی او را به مسابقۀ فوتبال یا نمایش شوی لباس ببرید.» حالا این خوانندگان زیرکانه با مچگیری، میخواستند بدانند چه چیزی تغییر کرده است. تنها پاسخی که میتوانستم به آنها بدهم یک کلمه بود: عشق. من عاشق شوهرم هستم و همیشه در کنارش شادی و آرامش عجیبی احساس میکنم.
-شیر سیاه
-شیر سیاه
من دربارهی تو به آنها نگفتهام
اما تو را دیدهاند که در چشمانم شنا میکنی
من دربارهی تو به آنها نگفتهام
اما تو را در کلماتم دیدهاند
عطرِ عشق،
نمیتواند پنهان بماند!
-نزار قبانی
اما تو را دیدهاند که در چشمانم شنا میکنی
من دربارهی تو به آنها نگفتهام
اما تو را در کلماتم دیدهاند
عطرِ عشق،
نمیتواند پنهان بماند!
-نزار قبانی
میخواهمت
و اگر از من
بعد از سالها
جنازهای بماند
با همان جنازه دوستت خواهم داشت
و با همان استخوانهای نمناکم
تو را
در آغوش خواهم گرفت
چُنان کودکی عریان
که در ویرانههای جنگ ویتنام، مادرش را
در آغوش میکشد..
-کوروش رنجبر
و اگر از من
بعد از سالها
جنازهای بماند
با همان جنازه دوستت خواهم داشت
و با همان استخوانهای نمناکم
تو را
در آغوش خواهم گرفت
چُنان کودکی عریان
که در ویرانههای جنگ ویتنام، مادرش را
در آغوش میکشد..
-کوروش رنجبر
