کتابخونه
279K subscribers
2.27K photos
1.66K videos
4.18K files
211 links
Download Telegram
وقت عزا نیست که هنگامه‌ی خشم است!
-حامد اسماعیلیون
تکه‌هایی از یک کل منسجم @Blue_library.pdf
1.5 MB
📚تکه‌هایی از یک کل منسجم : #پونه_مقیمی
#روانشناسی
👁‍🗨 ۳۶۰ صفحه


کتاب «تکه هایی از یک کل منسجم» را می توان چکیده ا ی از کتاب های هنر خوب زندگی کردن، هنر شفاف اندیشیدن، شفای زندگی و پروژه شادی در نظر گرفت اما بر خلاف کتاب هاب معمول که نوعی مثبت اندیشی کاذب را توصیه می کنند، این کتاب در فضایی کاملا واقع بینانه سیر می کند. کتاب اساسا غیر داستانی است اما ردپای قصه ها و داستان هایی را که نویسنده از تجربه بیمارانش گرفته است، می توان در آن دید. این کتاب در نه فصل و حول محور خودشناسی و نگاه به درون نوشته شده است که هر کدام به بخش های کوتاه یک تا سه صفحه ای تقسیم شده اند. از شناساندن بالاترین سطح روابط انسانی شروع می شود و در آخر به تنهایی بشر می رسد، و نشان می دهد که با خودشناسی می توان صمیمیت و روابط پایدارتری را ایچاد نمود. کتاب با واقع نگری از شما می خواهد خودتان را بپذیرید و در نهایت، آرامش را بیابید.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
3🥰3
چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم.
- مولانا
2
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
- سعدی
«نزدیک‌تر از جانی و دوری ز بر ما.»
- حسرت اصفهانی
دردناک ترین چیز
آن است که انسان حقش را آرزو کند.
-جورج اورل
می‌بینم من
آن شکفتن شادی را
پرواز بلند آدمیزادی را
آن جشن بزرگ روز آزادی را
- هوشنگ ابتهاج
2👌1
اگر در سفر لوازم مشتعل کننده نداشتید، کمی شکر روی چوب بریزید تا راحت‌تر آتش بگیرد.
|
منبع
#دانستنی
💙
@Blue_library
قصدِ من از حیات
تماشای چشمِ توست!
- فاضل نظری
گویند که هر تیره شبی را سحری هست...
- طبیب اصفهانی
محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی
گر همه مژکان ‌گشود آغوش دانستم تویی

حرف غیرت راه می‌زد از هجوم ما و من
بر در دل تا نهادم ‌گوش دانستم تویی

غفلت روز وداعم از خجالت آب‌ کرد
اشک می‌رفت و من بیهوش دانستم تویی

بیدل امشب سِیر آتشخانه‌ی دل داشتم
شعله‌ای را یافتم خاموش، دانستم تویی

- بیدل دهلوی
شرابِ مرگ خورم بر سلامتیِ وطن.
- میرزاده عشقی
تمامِ بوسه‌هایم بی تو سُر خورد از دهان افتاد...
- حامد ابراهیم پور
پاستیل‌های بنفش @Blue_library .pdf
20.6 MB
📚پاستیل‌های بنفش : #کاترین_اپلگیت
#داستان
👁‍🗨 ۱۸۰ صفحه

رمان جذاب و دوست‌داشتنی پاستیل‌های بنفش درباره‌ی جکسون و خانواده‌اش است که روزهای سختی را سپری می‌کنند؛ چراکه پدر خانواده به بیماری ام اس دچار شده و به همین دلیل کار خود را از دست داده است. این خانواده دیگر هیچ پولی برای پرداخت اجاره خانه و خرید غذا ندارند. اوضاع به قدری وخیم است که در آینده‌ی نزدیک تمام اعضای خانواده یعنی جکسون، خواهرش، والدین و سگشان مجبور خواهند شد در مینی ون زندگی کنند، البته والدین نهایت تلاش خود را می‌کنند تا فرزندان خود را از این مسائل دور نگه دارند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم.
- مولانا
روا بُوَد که چنین بی حساب دل ببری‌؟
- سعدی
غم‌گساران فرو شدند افسوس...
- خاقانی
در امتداد هر شب
من هستم و تمامت، با خویشتن نشستن،
در خویشتن شکستن
- حميد مصدق