کتابخونه
279K subscribers
2.27K photos
1.66K videos
4.18K files
211 links
Download Telegram
گفتند دعای خسته دلان میشود روزی مستجاب!
اتفاقا خسته دل بودم؛
غبار بر تنم بود...
راه رفته بودم؛
سنگ روی دوشم بود...
تقلا میکردم؛
زنجیر به دستم بود...
درد میکشیدم؛
نمک روی زخمم بود...
زمین میخوردم؛
صدای خنده ها آشِنا بود...
میجنگیدم؛
ضربه ها الحق که کاری بود...
ادامه میدادم؛
راه بسته بود...
تنها بودم؛
تاریکی بی نام و نشان و پَست بود...
خسته بودم؛
هیچکس نبود!
صدایی آمد؛
گفتند دعای خسته دلال روزی مستجاب شود!
- آیدا بیات
1
وطنم تابوت جوانان تو
این‌گونه بر دوش پیاده‌روها
غرق می‌شود.
- بکتاش آبتین
من وجود مملکتی را که منکر من است، انکار خواهم کرد.
- سارتر
و ما در رقص مردیم…
ای تاریخ ما را به یاد داشته باش!
- هوشنگ بادیه‌نشین
برای برادرم؛ خدانور لجه‌ای
👌1💔1
جانِ من! از دوری‌ات جانم به لب نزدیک شد
- خالد نقشبندی
اعترافات @Blue_library .pdf
31.9 MB
📚اعترافات : #ژان_ژاک_روسو
#رمان
👁‍🗨 ۸۵۰ صفحه


کتاب اعترافات، اثری نوشته ی ژان ژاک روسو است که در سال 1782 به رشته ی تحریر در آمد. روسو در این کتاب بسیار شناخته شده و تأثیرگذار، داستان زندگی خود را روایت می کند: از تجارب سازنده ی خود در دوران کودکی در ژِنو گرفته، تا دستیابی به شهرتی جهانی به عنوان فیلسوف و رمان نویس در پاریس و ماجرای تبعید و دورافتادگی اش از جهان تمدن های مدرن. روسو در تلاش برای توضیح این که چه کسی بود و چگونه به فردی مورد تحسین و همچنین مورد آزار و اذیت تبدیل شد، با بینشی منحصر به فرد به تحلیل رابطه ی میان یک «خویشتنِ درونیِ» گریزان اما حیاتی، با هویت ها و نقاب های اجتماعیِ اجتناب ناپذیر می پردازد. علاوه بر این ها، کتاب اعترافات به گونه ای تلاش روسو با بهره گیری از تمامی ابزارهای زبان است برای انتقال مفهومی که در کلام نمی گنجد: کیفیتِ منحصر به فرد و شخصیِ هستیِ هر فرد.

#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
آدم رفته رفته بیش از حد صبور میشود،
آگاهانه و تعمدا صبور میشود؛
این مصیبت است.
- کارلوس فوئنتس
در سینه ات یک درد نا آرام می پیچد
مثل صدای تیر، در ساعات خاموشی
در خاطراتت مثل بادی سرد می لرزی
تنهایی ات را مثل شیری گرم می نوشی

- حامد ابراهیم‌ پور
‏شما میتوانید تمام گل هارا بچینید،
اما نمیتوانید از آمدن بهار جلوگیری کنید.
- چگوارا
لطفا اشتباه بیندیشید اما خودتان بیندیشید!
- دوریس لسینگ
‌جان ببر آنجا
که دلم برده ای..
- مولانا
غروب خورشید در سیاره ی مریخ به رنگ آبی است.
| منبع
#دانستنی
💙
@Blue_library
چه شب‌ها رفت و آغوشم تهى ماند.
- هوشنگ‌ ابتهاج
👌1
رویای دیدنت، خواب را از چشمانم می گیرد. می شود خودم را به خواب بزنم بیایی؟
- آیدین دلاویز
زمانیکه خوشبختی را پیدا کردید،
از آن زیاد پرس و جو نکنید!
- چارلز بوکوفسکی
من زنی هستم
که از کوه‌های زندگی بالا رفته‌ام
و تخته‌سنگ‌ها را برداشته‌ام
و به جایشان
گُل کاشته‌ام..
- کورا کورالینا
ابر اندوهی در من پیچید
آه در خانه‌ی خود ویرانه‌ام.
- هوشنگ ابتهاج
👌1
برگزیده‌ی‌آثاربزرگ_علوی_@Blue_library.pdf
12.5 MB
📚برگزیده‌ی آثار بزرگ علوی : #محمد_بهارلو
#رمان
👁‍🗨 ۵۵۶ صفحه


این مجموعه به برگزیده‌ای از داستان‌های کوتاه بزرگ علوی اختصاص دارد .در ابتدای کتاب، گردآورنده شرحی از زندگی سیاسی و فعالیت ادبی نویسنده به دست می‌دهد ;همچنین ویژگی‌های آثار او را برمی‌شمارد و سرانجام برخی داستان‌های بزرگ علوی را نقد و بررسی می‌کند که از آن جمله است: ((چمدان))، ((چشمهایش))، و ((ورق پاره‌ها)) .در این مجموعه، علاوه بر نوشته‌ای از علوی تحت عنوان ((می‌خواستم نویسنده شوم)) اغلب داستان‌های کوتاه او فراهم آمده و در پایان، سال‌شمار زندگی بزرگ علوی، گزیده مقالات و ترجمه‌ها، گفت‌وگوها، نامه‌ها و گزیده مقاله‌شناسی و کتاب‌شناسی علوی به طبع رسیده است.

#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
و غم
بشکه های سنگینی را
در دلم جا‌به‌جا می‌کند.
- بروسان
1
چشمهایش همه‌ آن چیزی را که صدایش نمی‌ توانست، به من گفت. ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم بی‌ آنکه واژه‌ای گفته باشیم...
- میا شریدن
1