هرگاه که تغییر اجتماعی آغاز گردد، دیگر نمیتواند به عقب بازگردد. آنکه را خواندن آموخته، نمیتوانید بیسواد کنید. کسی را که احساس غرور کرده، نمیتوانید تحقیر کنید. نمیتوانید مردمی را که دیگر ترسی ندارند، سرکوب کنید. ما آینده را دیدهایم و آینده از آنِ ماست.
- سزار چاوز
- سزار چاوز
- خلاصه
این اپ که کتابها را بهصورت خلاصه در دسترس کاربر قرار میدهد، بهعنوان یکی از اپلکیشنهای کتابخوان صوتی شناخته میشود.
فایل صوتی کتاب که در اپ خلاصه در اختیار کاربران قرار میدهد بین ۲۰ دقیقه تا ۱ ساعت هستند که برای گوشدادن به آنها باید اشتراک تهیه کنید. این اپلیکیشن هر روز یک کتاب رایگان از محبوبترین کتابهای روز دنیا را در اختیار کاربران خودش قرار میدهد.
#اپلیکیشن_کتابخوانی
💙@Blue_library
این اپ که کتابها را بهصورت خلاصه در دسترس کاربر قرار میدهد، بهعنوان یکی از اپلکیشنهای کتابخوان صوتی شناخته میشود.
فایل صوتی کتاب که در اپ خلاصه در اختیار کاربران قرار میدهد بین ۲۰ دقیقه تا ۱ ساعت هستند که برای گوشدادن به آنها باید اشتراک تهیه کنید. این اپلیکیشن هر روز یک کتاب رایگان از محبوبترین کتابهای روز دنیا را در اختیار کاربران خودش قرار میدهد.
#اپلیکیشن_کتابخوانی
💙@Blue_library
Forwarded from کتابخونه
اثر مرکب.pdf
28.1 MB
تو اما وارد رگهایم شدی.
همه چیز تمام شد و خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم.
- منسوب به غسان کنفانی
همه چیز تمام شد و خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم.
- منسوب به غسان کنفانی
من جویده شدم
و ای افسوس که به دندانِ سبعیتها
و هزار افسوس بدان خاطر که رنجِ جویده شدن را بهگشادهرویی تن در دادم
چرا که میپنداشتم بدینگونه، یارانِ گرسنه را در قحطسالی اینچنین از گوشتِ تنِ خویش طعامی میدهم
و بدین رنج سرخوش بودهام
و این سرخوشی فریبی بیش نبود؛
یا فروشدنی بود در گندابِ پاکنهادیِ خویش
یا مجالی به بیرحمیِ ناراستان.
و این یاران دشمنانی بیش نبودند
ناراستانی بیش نبودند.
- شاملو
و ای افسوس که به دندانِ سبعیتها
و هزار افسوس بدان خاطر که رنجِ جویده شدن را بهگشادهرویی تن در دادم
چرا که میپنداشتم بدینگونه، یارانِ گرسنه را در قحطسالی اینچنین از گوشتِ تنِ خویش طعامی میدهم
و بدین رنج سرخوش بودهام
و این سرخوشی فریبی بیش نبود؛
یا فروشدنی بود در گندابِ پاکنهادیِ خویش
یا مجالی به بیرحمیِ ناراستان.
و این یاران دشمنانی بیش نبودند
ناراستانی بیش نبودند.
- شاملو
❤1
نادیا @Blue_library .pdf
2.3 MB
📚نادیا : #آندره_برتون
#رمان
👁🗨 ۱۶۵ صفحه
نادیا که ویراست نخست آن در 1928 و ویراست دومش در 1962 انجام گرفت اولین رمان سورئالیستی و شاید زیباترینش باشد، کتابی که موضع این جنبش را در قبال زندگی روزمره آشکا رمی سازد. خط اصلی داستان شرح آشنایی و رابطه نویسنده با دختری جوان در پاریس است قضه حضوری وسوسه انگیز که به خوره ای ذهنی بدل می شود و هستی برتون را به تسخیر خود در می آورد. این روایت اول شخص با بیش از پنجاه عکس تکمیل شده است که جز لاینفک اثرند.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
#رمان
👁🗨 ۱۶۵ صفحه
نادیا که ویراست نخست آن در 1928 و ویراست دومش در 1962 انجام گرفت اولین رمان سورئالیستی و شاید زیباترینش باشد، کتابی که موضع این جنبش را در قبال زندگی روزمره آشکا رمی سازد. خط اصلی داستان شرح آشنایی و رابطه نویسنده با دختری جوان در پاریس است قضه حضوری وسوسه انگیز که به خوره ای ذهنی بدل می شود و هستی برتون را به تسخیر خود در می آورد. این روایت اول شخص با بیش از پنجاه عکس تکمیل شده است که جز لاینفک اثرند.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
به جز حضور تو، هیچ چیز این جهان بی کرانه را جدی نگرفته ام..
حتی عشق را !
- حسین پناهی
حتی عشق را !
- حسین پناهی
آیا تابهحال کسی را در زندگیتان داشتهاید که عکسش را باز کرده و تا ریزترین جزئیات صورتش را با دقت نگاه کنید؟
- جمال ثریا
- جمال ثریا
روزی به سلام یا پیامی
آن یار نکرد یاد ما را
دانست که در غمیم بی او
از لطف نکرد شاد ما را
- عراقی
آن یار نکرد یاد ما را
دانست که در غمیم بی او
از لطف نکرد شاد ما را
- عراقی
بگو به شیخ زِ باریکیِ صراط غمم نیست،
اگر تو هُل ندهی من سرِ عبور ندارم!
- حسین جنتی
اگر تو هُل ندهی من سرِ عبور ندارم!
- حسین جنتی
لبخند زد و با قلم مویی که در دست داشت، خورشیدی بر پیشانیام نقاشی کرد.
- واهه آرمن
- واهه آرمن