کتابخونه
279K subscribers
2.26K photos
1.65K videos
4.18K files
205 links
Download Telegram
برای وقتی نتتون قطع شد:
این رو هم داشته باشید
پنجره را گشودم
شب بوی غم می‌داد
- احمدرضا احمدی‌
آنچه جرأت می‌خواهد، دوام آوردن است.
- فرانتس کافکا
و آبیِ مایل به درد چشمانت را
من می‌شناختم.
- بیژن الهی
از هر جا عبور می‌کنی دنباله‌ عطر تنت را می‌گیرم تا با خط‌های پیکرت در فضا یکی شوم.
- غزاله علیزاده
کتابخانه سلطنتی گپنهاگ که با نام الماس سیاه نیز شناخته می‌شود، یکی دیگر از شگفت انگیزترین کتابخانه های اروپا به شمار می‌رود. این کتابخانه یک جواهر نئومدرن است که در مرکز تاریخی شهر گپنهاگ دانمارک و مشرف به تنگه اورسوند قرار دارد. این کتابخانه که در سال 1999 ساخته شد، در واقع توسعه یک کتابخانه قدیمی است و یکی از زیباترین ساختمان های شهر به شمار می‌رود. داخل این کتابخانه مکعب شکل که سرتاسر با شیشه های سیاه رنگ طراحی شده است، اشکال پیچ‌خورده‌، فضاهای گسترده و پله‌برقی‌های متعدد به چشم می‌خورد.
#معرفی_کتابخانه
💙
@Blue_library
او رفت
تا بدانم
شروع شب
هیچ ربطی به تاریکی ندارد
- حمیدرضا شکارسری
همه‌ی مشکلات، مشکلات اجتماعی هستند، زیرا انسان موجودی اجتماعی است.
- رودولف درایکورس
هر آن ممکن است زندگی را از ما بگیرند، بی هیچ علتی...
- پل استر
عصیان @Blue_library .pdf
2.3 MB
📚عصیان : #یوزف_روت
👁‍🗨 ۲۱۹ صفحه

داستان «عصیان» که به شکل سوم شخص روایت می‌شود داستان یک سرباز اتریشی به نام «آندریاس» است که در جنگ اول پای خود را از دست داده است ولی ایمان و وفاداری‌اش به دولت و عدالت حاکم بر حکومت پابرجاست. عدالتی که چون عدل الهی عادلانه است. در شروع داستان نیز، که در یک بیمارستان صحرایی است، آدم‌های زیادی هستند که نابینا و فلج شده‌اند و یا منتظر عمل جراحی‌اند و تقریبا همه آن‌ها ناله و شکایت دارند اما در این میان آندریاس بسیار آرام است و حتی از مخالف صحبت‌های دیگران است.

#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
فقط عشق می‌تواند ما را که آغشته‌ی نفرتیم نجات دهد.
- سوتلانا آلکسیویچ
آنچه در اطراف ماست قالی پُرنقش‌و‌نگاری از انواع دروغ‌هاست که بر آن نشسته‌ایم و غذا می‌خوریم.
- هارولد پینتر
و تنهایی من
شبیخونِ حجم تو را پیش‌بینی نمی‌کرد.
و خاصیت عشق این است.
- سهراب سپهری
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!
- احمد شاملو
‏یک روزهایی هستند که دورند، دورند، خیلی دورند... اما می‌رسند... بالاخره از راه می‌رسند.
- گلی ترقی
مثل دیگِ آب‌جوش که یکهو سر برود، دلم سر می‌رود. می‌خواهم بلند شوم و فریاد بکشم.
- احمد محمود