کتابخونه
279K subscribers
2.27K photos
1.65K videos
4.18K files
218 links
Download Telegram
جایی_که_خرچنگ‌ها_آواز_می‌خواندند_@Blue_library.pdf
34.5 MB
📚جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خواندند: #دلیا_اونز
#رمان
👁‍🗨 ۴۱۸ صفحه


این کتاب، داستان جنایی و جذاب دختری است که اعضای خانواده‌اش او را در سنین خردسالی رها کرده‌اند تا تنهایی، در دل طبیعت بکر کارولینای شمالی، با پدر کج خلقش زندگی کند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
👌2
قصر آبی @Blue_library.pdf
61.2 MB
📚قصر آبی: #لوسی_مود_مونتگمری
#رمان
👁‍🗨 ۳۵۲ صفحه


کتاب قصر آبی، داستان به یادماندنی دیگری از خالق آن شرلی است که از ماجرای عاشقانه‌ی دختری به نام والنسی می‌گوید که زندگی خشک و بدون عشقی داشته و تصمیم می‌گیرد این روند را تغییر دهد.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
1🥰1
نمی‌گذارم_کسی_اعصابم_را_بهم_بریزد_@Blue_library.pdf
28.3 MB
📚نمی‌گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد: #آلبرت_آلیس
#روانشناسی
👁‍🗨 ۲۸۸ صفحه


حتما برای شما هم پیش آمده که با افرادی برخورد داشته‌اید که به اصطلاح روی اعصابتان پیاده‌روی کرده‌اند. گاهی اوقات یک همکار یا مافوق این نقش را به عهده می‌گیرد و گاهی ممکن است این فرد از اعضای خانواده‌تان باشد. خب در چنین شرایطی قرار گرفتن اصلا راحت نیست و شما باید بدانید که چکار باید انجام دهید. کتاب نمی‌گذارم کسی اعصابم را به‌هم بریزد، برای کمک به شماست.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
🥰1
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻦ!
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﮔﻔﺖ: ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ‌ی ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍم می‌گذﺍﺭﯼ، ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ می‌پرﺳﯽ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻧﻤﺮﺍﺕ ﺍﻭ نمی‌رﻭﯼ، ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻉ ﻏﺬﺍ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﺍ می‌پرسی، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ‌ی ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ می‌کنی، ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺟﻮﯾﺎ می‌شوی، ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺩﻋﻮﺍ نمی‌کنی!
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ‌ی ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﯾﮑﯽ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ...
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ، ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ‌ﺁﻓﺮﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ!

- پروفسور حسابى
3🙏2
نفسی عمیق می‌کشم
و گوش می‌سپارم
به هق‌هقِ کهنه‌ی قلبم:
من
هستم
من
هستم
من
هستم

- سیلویا پلات
2
تا حالا یه سوزن توی تخت خوابت گم کرده­‌ای؟ شک همون­‌قدر ذهن آدم رو آزار می‌ده.
📚 سومین پلیس:
فلن اویراین
6
Forwarded from کتابخونه
نمی‌دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آن‌قدر به تنهایی خود عادت کرده‌ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می‌کنم. تا دور هستم دلم می‌خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می‌شوم می‌بینم اصلاً استعدادش را ندارم.


- از نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
3
‏سیاستمداران و پوشک بچه‌ها
باید زود به زود عوض شوند،
هر دو به یک دلیل!

- مارک تواین
👏4
چراغ‌ها من خاموش می‌کنم @Blue_library.pdf
3.8 MB
📚چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم: #زویا_پیرزاد
#رمان
👁‍🗨 ۲۹۳ صفحه


داستان این رمان در جنوب ایران می گذرد و ماجرای مشکلات یک زن خانه دار ایرانی-ارمنی در برآورده کردن توقعات خانواده اش را روایت می کند. کلاریس که همسر و مادری نمونه است، زندگی بسیار معمولی و بی اتفاقی دارد. او تمام چیزی که همیشه می خواسته را دارد: شوهری موفق و سه فرزند که همگی با هم در محله ای خوب و آرام در آبادان زندگی می کنند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
2👏1
دارم گوش می‌‌دهم. من گاه با چشمان بسته بهتر می‌‌بینم.
📚 وقتی نیچه گریست:
اروین یالوم
3
جهان های موازی @Blue_library.pdf
8.6 MB
📚جهان‌های موازی: #میچیو_کاکو
#علمی
👁‍🗨 ۴۸۰ صفحه


کسب اطلاعات درباره ی چگونگی خلق و سرنوشت نهایی جهان هستی، یکی از داستان های علمی جذاب در قرن بیستم بود. در قرن بیست و یکم اما، این داستان در حال گسترش و دربرگرفتن جهان های متعدد است. این کتاب بسیار خواندنی از «کاکو»، همین داستان جدید را برای مخاطبین روایت می کند. او با استفاده از آخرین تحقیقات علمی، به کاوش در «بیگ بنگ»، «تئوری همه چیز» و آینده ی انسان ها در فضا می پردازد.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
4
ما در سراغِ غم نه، که غم در سراغِ ماست
- طالب آملی
1
Forwarded from کتابخونه
من می‌دانستم نومیدی هست، اما نمی‌دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می‌کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می‌کشد. پوست تنم درد می‌کند، سینه‌ام، دست و پایم. سرم خالی است و دلم به هم می‌خورد. و از همه بدتر این طعمی است که در ذهنم است. نه خون است، نه مرگ، نه تب، اما همۀ اینها با هم. کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه بشود و از همۀ موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه سخت است انسان بودن...

- البر کامو
5
Forwarded from کتابخونه
بادام @Blue_library.pdf
52.7 MB
📚بادام : #وون_پیونگ_سون  
#رمان
👁‍🗨 ۲۴۴ صفحه


این داستان به طور خلاصه درباره ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است. یکی از هیولاها من هستم. یون جه با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمد که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت می‌کند. او هیچ دوستی ندارد - دو نورون بادام شکلی که در اعماق مغزش قرار گرفته‌اند این کار را با او کرده‌اند - اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایت‌بخشی را برای او فراهم می‌کنند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
تو را زِ خویش جدا می‌کنند؛ درد اینجاست.
- هوشنگ ابتهاج
1👌1
دونكِ أنا في عبث.
بی تو، من در بیهودگی‌ ام.

- غسان كنفانی
آندریا: « سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد. »
گالیله: « نه آندریا ، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد. »

- برتولت برشت
آری، زندگی مملو از نشاط و سعادت است و حتی در زیر زمین هم می‌توان به نیک بختی نایل شد. آلیوشا تو نمی‌توانی تصور کنی تا چه اندازه اکنون به زندگی دلبستگی دارم و چه عطشی برای وجود‌داشتن و شناختن درمیان این دیوارهای خاموش در دل من به وجود آمده است، تمام رنج‌ها و دشواری‌ها را از میان خواهم برد به شرط آن‌که درهر لحظه بگویم من هستم، اگر چه بی‌یار و یاورم ولی با وجود این هستم و آفتاب را می‌بینم و اگر هم نبینم با این همه می‌دانم که وجود دارد.

- فئودور داستایوسکی
به قدری ساکتم حالا؛
که انگاری؛
درونم حکم؛ آتش‌ بس،
و حالِ چشم‌هایم خوب و آرام است.
به قدری ساکتم انگار؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد شعر می‌گوید..
ببین من ساکتم، این بغض و این آشوب، از من نیست...
دلم تنگ است؟ اصلا نیست
کسی را دوست می‌دارم؟ نمی‌دارم
رها، آرام و معمولی؛ شبیه کلّ آدم‌ها
میان موج‌ها چون قایقی؛ بی سرنشینم، بی سرانجامم
نه فکری در سرم دارم،
نه عشقی در دلم،
آرامِ آرامم...

- نرگس صرافیان طوفان
شب ز نورِ ماه
رویِ خویش را
بیند سپید
من شبم
تو ماهِ من
بر آسمان بی‌من مَرو

- مولانا
2