کتابخونه
279K subscribers
2.27K photos
1.65K videos
4.18K files
215 links
Download Telegram
شب ها پیش از آنکه به خواب برویم چقدر حرف داشتیم که بزنیم نگار حرف های ما تمامی نداشت چند بار پیش آمد که طلوع را دیدیم و رنگ خواب ندیدیم، آخر چه شد که حال دیگر می آییم و خسته و بیصدا میخوابیم؟ شب ها دگرگون شده؟ حرف‌ها تمام شده؟ یا ما تمام شده ایم.
📚یک عاشقانه آرام:
نادر ابراهيمی
برای عوض کردن زندگیمان،
برای تغییر دادن خودمان،
هیچ گاه دیر نیست
هر چند سال که داشته باشیم،
هرگونه که زندگی کرده باشیم،
هر اتفاقی را که از سر گذرانده باشیم،
باز هم نو شدن ممکن است..
حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد باید افسوس بخوریم، باید در لحظه و در هر نفسی نو شد، برای رسیدن به زندگی نو، باید پیش از مرگ‌ مُرد!

- الیف شافاک
2
هنگامی که آرزوی چیزی را دارید سراسر کیهان همدست می شود، تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی...!
📚 کیمیاگر:
پائولو کوئلیو
2
گاوها میتوانند ایستاده هم بخوابند اما فقط وقتی دراز می کشند میتوانند خواب ببینند.
|
منبع
#دانستنی
💙
@Blue_library
عاشق شده‌ام بر تو، تدبیر چه فرمایی؟
- نظامی
گر چنینی، گر چنانی، جانِ مایی جانِ جان
- مولانا
15
کشتن مرغ مینا @Blue_library.pdf
5.2 MB
📚کشتن مرغ مینا: #هارپر_لی
#رمان
👁‍🗨 ۴۱۶ صفحه


کشتن مرغ مینا، رمانی فراموش نشدنی درباره ی دوران کودکی است. دوران کودکی، در محله ای خواب زده در جنوب آمریکا که معصومیت هر لحظه در برابر بی عدالتی و تعصب نژادی، قربانی می شود.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
2
چه غریب؛ دیگر صدایش را، که آن‌قدر خوب می‌شناختم، نمی‌شنوم. همان چیزی که می‌گویند تار و پود خاطره است؛ افت و خیز دوست‌داشتنی صدایش، مانند ناشنوایی موضعی. آیا اینکه بدونِ کسی که دوستش داشته‌ای قادر به زندگی باشی، به معنای این است که او را کم‌تر از آن‌چه فکر می‌کردی دوست داشته‌ای؟
📚خاطرات سوگواری:
رولان بارت
💔1
در این مملکت همه حس ميكنند که سـرشان کلاه رفته، پس پیش خودشان فکر میکنند كه حق دارند سر ديگران کلاه بگذارند!

- صادق هدایت
3
زندگی عجیبه، نیست؟ چیز‌هایی که یه روزی درخشان و زیبا به‌نظرت میرسیدند و با دیدنشون از خود بیخود میشدی و حاضر بودی همه چیزت رو فداشون کنی، بعد یه مدتی و با مرور زمان، یا با تغییر دیدگاهت یدفعه از شدت گیراییشون کم میشه و با کمال تعجب دیگه زیبایی‌شون رو از دست میدن.

- هاروکی موراکامی
5💔1
ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می‌کنیم! همیشه آتش هست. همیشه خانه‌ها از دست می‌روند و زندگی‌ها گُم می‌شوند...ولی هیچکس چمدانش را نمی‌بندد و به چراگاهی امن‌تر نمی‌رود. فقط اشکشان را پاک می‌کنند و مردگانشان را دفن می‌کنند و بچه‌های بیشتری می‌آورند و جای پایشان را محکم‌تر می‌کنند...
📚جز از کل:
استیو تولتز
روزگاری شد که در تعبیر هیچ افتاده‌ایم
- بیدل دهلوی
2
کتاب : کتابخانه نیمه شب
به قلم : مت هیگ
#برش_کتاب
💙
@Blue_library
2
گمنامِ جهانیم، همین بس لقبِ ما
- طالب آملی
ما اغلب برای از یاد بردنِ درد و رنجِ خویش به آینده پناه میبریم در پهنه‌ی زمان، خطی تصور میکنیم که فراسوی آن خط درد و رنجِ‌ ما پایان خواهد یافت.
📚بار هستی:
میلان کوندرا
1
مردی که میخندند @Blue_library.pdf
2.4 MB
📚مردی که می‌خندد: #ویکتور_هوگو
#رمان
👁‍🗨 ۵۶۰ صفحه


داستان این کتاب، روایت کودکی است که توسط «کومپراچیکو»ها یا همان خریداران بچه، معلول شده و با زخمی که بر صورت دارد گویی همیشه می‌خندد. هوگو در اوج این رمان، با بیان خطابه‌ای از قهرمان داستان، پیام اصلی کتاب را این‌گونه بیان می‌دارد که بلایی که سر وی آمده در حقیقت سر بشریت آمده است. مردمی که در ظاهر می‌خندند و باطناً رنج می‌برند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
تو همه‌ی امید‌های من هستی
- غلامحسین ساعدی
هیچ چیز لذت بخش‌تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمد، بدون اینکه مجبورش کنی.
📚مثل همه‌ی عصرها:
زویا پیرزاد
2
نگاه میکنم به آقا جان
و کتی که چفت تنش نیست!
میبینم و شنیده هایم تایید میشود:
حسابی لاغر شده!
عزیزجان دستهایمان را خیس میکند با آب پاکی وقتی میگوید: از پیریست!

گوش هایم به، اذان؛
صدای پاچیده شدن آب،
و ذکر گفتن آقاجان تیز میشود
و چشمهایم تار، وقتی سجاده بی قاعدگی میکند و روی میز پهن میشود!

پدر عینک را کنار میزند، انگشتان به چشمهایش حمله میکنند تا اشکهایش از پیری آقاجان نچکد.
و من چروک هایی را میبینم که سالها
زیر قاب عینک پدر، دور از چشم من و نزدیک به چشم او جا خشک کرده اند.
پدر هم قرار است پیر شود‌؟
و تمام منی که میلرزد از ترس روزی که دخترک زیبای هیچ مردی نباشم.

- دنیا کاف
1
خواب‌هایم بوی تن تو را می‌دهند
نکند آن دورترها
نیمه ‌شب
در آغوشم می‌گیری؟

- فدریکو گارسیا لورکا