برای هر کسی، یه اسم توی زندگیش هست که تا ابد هر جایی اونو بشنوه، ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت! یا از روی ذوق یا از روی حسرت یا از روی نفرت!
📚 کافکا در کرانه:
هاروکی موراکامی
📚 کافکا در کرانه:
هاروکی موراکامی
💔1
وقتی که به تو عشق میورزم،
از تنام بارانی سبز میبارد؛
بارانی آبی
بارانی سرخ
بارانی به همه رنگ.
در پلکهایم،
گندم جوانه میزند.
انگور میروید؛
انجیر
لیمو
و ریحان.
- نزار قبانی
از تنام بارانی سبز میبارد؛
بارانی آبی
بارانی سرخ
بارانی به همه رنگ.
در پلکهایم،
گندم جوانه میزند.
انگور میروید؛
انجیر
لیمو
و ریحان.
- نزار قبانی
طبیعت، یک عاشق کامل واقعی است چرا که هرگز خود را تکرار نمیکند دو پاییز همرنگ، دو بهار همسان، دو تابستان همگون، دو زمستان مثل هم، هرگز، در تمام طول حیات انسان پیش نیامده است.
📚یک عاشقانهی آرام:
نادر ابراهیمی
📚یک عاشقانهی آرام:
نادر ابراهیمی
چیزیکه تحملناپذیر است حس میکردم از همه این مردمی که میدیدم
و میانشان زندگی میکردم دور هستم
ولی یک شباهت ظاهری،
یک شباهت محو و دور
و در عین حال نزدیک
مرا به آنها مربوط میکرد
- صادق هدایت
و میانشان زندگی میکردم دور هستم
ولی یک شباهت ظاهری،
یک شباهت محو و دور
و در عین حال نزدیک
مرا به آنها مربوط میکرد
- صادق هدایت
چیزهایی هست که نباید گفت، مگر برای دوستان!
چیزهایی هست که نباید گفت، حتی برای دوستان!
و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت، حتی برای خویش!
📚رویای آدم مضحک:
داستایفسکی
چیزهایی هست که نباید گفت، حتی برای دوستان!
و بالاخره چیزهایی هست که نباید گفت، حتی برای خویش!
📚رویای آدم مضحک:
داستایفسکی
👏1
@Blue_library فراسوی سرمایه.pdf
7.6 MB
📚فراسوی سرمایه : #ایستوان_مزاروش
#رمان
👁🗨 ۳۰۸ صفحه
کتاب فراسوی سرمایه اثر ایستوان مزاروش فیلسوف مجارستانی تبار، استاد بازنشسته دانشگاه ساسکس انگلستان است که در سال 1995 برای اولین بار در لندن منتشر شده است. این کتاب به بررسی نظام سرمایه و بحران ساختاری آن به صورت اجمالی میپردازد.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
#رمان
👁🗨 ۳۰۸ صفحه
کتاب فراسوی سرمایه اثر ایستوان مزاروش فیلسوف مجارستانی تبار، استاد بازنشسته دانشگاه ساسکس انگلستان است که در سال 1995 برای اولین بار در لندن منتشر شده است. این کتاب به بررسی نظام سرمایه و بحران ساختاری آن به صورت اجمالی میپردازد.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
باید یاد بگیرم
مادامی که از عشق کسی
مطمئن نشده ام، با او خاطره ای نسازم
چرا که تاوان خاطرات جنون است
و بس..!
- گابریل گارسیا مارکز
مادامی که از عشق کسی
مطمئن نشده ام، با او خاطره ای نسازم
چرا که تاوان خاطرات جنون است
و بس..!
- گابریل گارسیا مارکز
یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز "خودت" بوده ای!
📚یادداشت های مرد فرزانه:
ریچارد باخ
📚یادداشت های مرد فرزانه:
ریچارد باخ
👏1
معدود فعالیت هایی در زندگی هستند که از کل مغز استفاده می کنند و یکی از آن ها موسیقی می باشد.
| منبع
#دانستنی
💙@Blue_library
| منبع
#دانستنی
💙@Blue_library
من عاشقانه دوستش میداشتم
و او عاقلانه طردم کرد؛
منطق او،
حتی از حماقت من، احمقانهتر بود..!
- احمد شاملو
و او عاقلانه طردم کرد؛
منطق او،
حتی از حماقت من، احمقانهتر بود..!
- احمد شاملو
من و تو خوشبختیم هلنا چون ما فقط برای چیزی که هستیم عاشق همیم. میدانی چقدر کمیاب است!
📚راز مادرم:
جی ال ویتریک
📚راز مادرم:
جی ال ویتریک
❤1
عصیان @Blue_library.pdf
2.3 MB
📚عصیان : #یوزف_روت
#رمان
👁🗨 ۲۴۸ صفحه
داستان «عصیان» که به شکل سوم شخص روایت میشود داستان یک سرباز اتریشی به نام «آندریاس» است که در جنگ اول پای خود را از دست داده است ولی ایمان و وفاداریاش به دولت و عدالت حاکم بر حکومت پابرجاست. عدالتی که چون عدل الهی عادلانه است. در شروع داستان نیز، که در یک بیمارستان صحرایی است، آدمهای زیادی هستند که نابینا و فلج شدهاند و یا منتظر عمل جراحیاند و تقریبا همه آنها ناله و شکایت دارند اما در این میان آندریاس بسیار آرام است و حتی از مخالف صحبتهای دیگران است.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
#رمان
👁🗨 ۲۴۸ صفحه
داستان «عصیان» که به شکل سوم شخص روایت میشود داستان یک سرباز اتریشی به نام «آندریاس» است که در جنگ اول پای خود را از دست داده است ولی ایمان و وفاداریاش به دولت و عدالت حاکم بر حکومت پابرجاست. عدالتی که چون عدل الهی عادلانه است. در شروع داستان نیز، که در یک بیمارستان صحرایی است، آدمهای زیادی هستند که نابینا و فلج شدهاند و یا منتظر عمل جراحیاند و تقریبا همه آنها ناله و شکایت دارند اما در این میان آندریاس بسیار آرام است و حتی از مخالف صحبتهای دیگران است.
#معرفی_کتاب
💙@Blue_library
زمین بوی نفرت میدهد، خورشید شکایت پیش خدا برده است: خداوندا میخواهم خاموش شوم.
"از این گندیدگی جانم به لب رسیده است." هر چه گرمترش میکنم بوی گندش بلندتر میشود.
📚شیطان و خدا:
ژان پل سارتر
"از این گندیدگی جانم به لب رسیده است." هر چه گرمترش میکنم بوی گندش بلندتر میشود.
📚شیطان و خدا:
ژان پل سارتر
❤1