کتابخونه
279K subscribers
2.27K photos
1.66K videos
4.18K files
207 links
Download Telegram
هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. این‌ها خطرات بیرونی‌اند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزدان واقعی، پیش‌داوری‌های ما هستند؛ آدم‌کشان واقعی نادرستی‌های ما هستند. مهالک بزرگ در درون مایند. چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه پولمان را تهدید می‌کند! نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می‌کند.
📚 بینوایان:
ویکتور هوگو
1
کجا رها کنم این بار غم که بر دوش است؟
- فریدون مشیری
2
پدر پولدار، پدر بی‌پول @Blue_library.pdf
6 MB
📚پدر پولدار، پدر بی‌پول : #رابرت_کیوساکی  
#رمان
👁‍🗨 ۲۴۸ صفحه


رابرت ادعا دارد که ثروتمندان آموزش‌های متفاوتی به فرزندانشان می‌دهند. آن‌ها در خانه و دور میز شام به بچه‌ها آموزش می‌دهند. شاید ایده‌هایی که در کتاب پدر پولدار پدر بی پول آورده شده‌اند از آن نوع چیزهایی نباشند که شما با فرزندانتان بخواهید در موردشان بحث کنید اما همین که حاضر شده‌اید نگاهی به آن‌ها بیندازید جای شکر دارد. باز هم در مورد ایده‌های مشابه به جستجو بپردازید. ما باید دانش و معلومات جدیدتری را به فرزندانمان توصیه کنیم.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند؟
- سعدی
3
انسان فقط روزی متولد نمیشود که از شکم مادر بیرون می آید، بلکه زندگی وادارش میکند چندین مرتبه دیگر از شکم خود بیرون بیاید و متولد شود.
📚 عشق سالهای وبا:
گابریل گارسیا مارکز
1
حق با تو بود هرچه بکوشد نمیرسد
شیر نفس بُریده به آهوی تیزپا...
- فاضل نظری
3
پاشه آهنین @Blue_library.pdf
4.6 MB
📚پاشنه آهنین : #جک_لندن  
#رمان
👁‍🗨 ۳۵۴ صفحه


رمان پاشنه آهنین جامعه خیالی آینده در آمریکا را به تصویر می کشد که در آن گروه های سلطه گر مالی به کنترل تمام امور جامعه و جهان می پردازند.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
بس لایق و در خوری تو ما را
- عراقی
دست از تو برندارم، تا عمر من سر آید
- بلند اقبال
دوتا ماهی داشتند با هم شنا می‌کردند که سر راه‌شان خوردند به یک ماهی پیرتر که داشت از آن‌ور می‌آمد و برایشان سر تکان داد و گفت «صبح به خیر بچه‌ها! آب چه‌طوره؟» بعد دوتا ماهی جوان کمی دیگر شنا کردند تا آخرش یکی‌شان به آن یکی نگاه کرد و گفت «آب دیگه چه کوفتیه؟»
📚 این هم مثالی دیگر:
دیوید فاستر والاس
1
با کسی از غمِ دل گو که خودش غم دارد
- هاتف حضرتی
بابا گوریو @Blue_library.pdf
4.6 MB
📚بابا گوریو : #اونوره_دوبالزاک  
#رمان
👁‍🗨 ۳۴۸ صفحه


این رمان جاودان، داستان تراژیک پدری را روایت می کند که عشق افراطی اش به دو دخترش، او را به ورطه ی نابودی می کشاند. رمان علاوه بر این موضوع، به نجیب زاده ای جوان اما فقیر می پردازد که برای به دست آوردن ثروت خود به پاریس آمده است. این جوان با گذشت داستان با گوریو دوست شده و وارد زندگی او و دخترانش می شود.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
ما در چشم به‌هم زدنی راهی را برمی‌گزینیم که باقی عمر باید تاوانش را پس بدهیم. آن تصمیم است که تعیین می‌کند چه آدمی قرار است بشویم؛ چه در چشم دیگران و چه در چشم خودمان.
شاید حق با الیزابت زاکل بود که می‌گفت کسی که احساس مسئولیت می‌کند آزاد نیست، چون مسئولیت یک وظیفه است، یک بار سنگین. اما آزادی یک میل است.
📚 ما در برابر شما:
فردریک بکمن
دوچرخه سواری سیستم ایمنی بدن را جوان می‌کند.
|
منبع
#دانستنی
💙
@Blue_library
تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد
- مولانا
3
بی واسطه روزی هوسِ دیدنِ ما کن
- اوحدی
هیچ می‌دانی چه درد بی درمانی است که انسان در تمام مدَّتِ عمرش از نظر ظاهری زشت باشد ولی خودش بداند که باطناً زیبا و خوش سیرت است؟
📚 طنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید:
ارنست همینگوی
🥰31
هیچ کس لیاقت اشک‌های تو را ندارد و کسی هم که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
📚 ساعت شوم:
گابریل گارسیا مارکز
5
آیدای خوب
آیدای مهربان، آیدای خودم!
بگذار این حقایق را برایت بگویم.
راستش این است. من نمی‌بایستی به تو نزدیک می‌شدم، نمی‌بایستی عشق پاک و بزرگ تو را متوجه خودم میکردم، نمی‌بایستی بگذارم تو مرا دوست بداری.
من مرده‌یی بیش نیستم و هنگامی که تو را دیدم آخرین نفس‌هایم را می‌کشیدم.
شرافتمندانه نبود که بگذارم تو مرده‌یی را دوست بداری.
📚 مثل خون در رگهای من:
احمد شاملو
3
life lessons @Blue_library.pdf
5.8 MB
📚درس‌های زندگی از راهبی که فراری‌اش را فروخت : #رابین_شارما  
#رمان_زبان_اصلی
👁‍🗨 ۳۳۴ صفحه


این کتاب درمورد مکالمه ی دو دوست، جولیان منتل و بهترین دوستش جان. جولیان داستان اینکه چگونه ماشین فراری و خانه ی تعطیلات خود را فروخت و به تنهایی به هیمالیا سفر کرد را برای دوستش تعریف می کند و در این حین درس های معنوی و روحانی بسیاری را گوشزد می کند. لازم است بدانید جولیان منتل شخصیت اصلی کتاب یکی از پرآوازه ترین و ثروتمندترین وکلای کشورش به شمار می آمد که تقریبا تمام زندگیش را مادیات فرا گرفته بود و نماد ابهت، قدرت و ثروت در کشورش بود تا اینکه بر اثر سکته ی قلبی پزشک ها از او قطع امید می کنند و تا دم مرگ می رود ولی باز می گردد و وقتی به زندگی عادی خود باز می گردد تصمیم عجیبی می گیرد.
#معرفی_کتاب
💙
@Blue_library
4💔1