هرچی جز این.
2.38K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
بی‌درد مردم ما خدا، بی‌درد مردم...
نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم...
از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم.
زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم.
چون بیوه‌گان ننگ سلامت ماند بر ما...
تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما.
بَعِدْتُ مِنْكَ وَ قَدْ صِرْتُ ذائباً كَهِلالٍ...

#حافظ
نمی‌شه که دعا نکنید، بعد منتظر استجابتش باشید!
از این‌که گاهی خودم رو به نفهمی می‌زنم عذاب وجدان می‌گیرم.
دل چو پرگار به هرسو دورانی می‌کرد...
وندر آن دایره سرگشته‌ی پابرجا بود!

#حافظ
دلم می‌خواد از زیر پتو بیرون نیام و به هیچ‌کس و هیچ‌چیز فکر نکنم.
ولی نمی‌شه آدم به هیچ‌چیز فکر نکنه.
به نظرم بالاخره یه‌روز باید برم و به هیچ‌کس نگم که کجا می‌رم.
با این‌که عاشق نور و پنجره‌ی بزرگ و خونه‌ی روشنم، به نظرم یه اتاق باید باشه که هرموقعی از روز بری توش و درشو ببندی، تاریکه.
آیا دوست داشتن کافی‌ست؟
کی‌ام من؟ آرزو گم‌ کرده‌ای تنها و سرگردان...

#رهی_معیری
دلم رو به دریاست...
باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم‌ها را می‌خواند...
اصغر پورحسین؟
پاسخ آمد: حاضر.
قاسم هاشمیان؟
پاسخ آمد: حاضر.
اکبر لیلازاد؟
پاسخش را کسی از جمع نداد.
بار دیگر هم خواند:
اکبر لیلازاد!
پاسخش را کسی از جمع نداد.
همه ساکت بودیم.
جای او اینجا بود...
اینک اما، تنها
یک سبد لاله‌ی سرخ
در کنار ما بود.
لحظه‌ای بعد، معلم سبد گل را دید،
شانه‌هایش لرزید.
همه ساکت بودیم...
ناگهان در دل خود زمزمه‌ای حس کردیم،
گل فریاد شکفت.
همه پاسخ دادیم:
حاضر، ما همه اکبر لیلازادیم.

#قیصر_امین‌پور