هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
گفتن بعضی واقعیت‌ها از باور کردنشون سخت‌تره.
منتظرم خنکی و پوکی جهان رو حس کنم دیگه.
تا امروز کسی بهم نگفته بود سچوریشنت بالاست.
نیاز دارم برم دشت.
این‌قدر حالت تهوعم شدیده که کمی دیگه خودم رو بالا می‌آرم.
Don’t talk to him.
خیلی نازک شدم.
چشم‌هام و ریه‌هام چه گناهی دارن؟
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند نمی‌تونن ما رو لاغر کنن؟
لباس‌هایی با پترن بابونه و لیمو می‌خوام. و لباس‌های بیش‌تری با پترن پروانه.
احساس بی‌تعلقی می‌کنم به همه‌جا.
ماه امشب کمی صورتی به نظر می‌رسه.
از تفریحات مورد علاقه‌م قدم زدن توی قبرستون و خوندن اسم روی قبرهاست.
غم سیر و بی‌میلم می‌کنه، خشم گرسنه و حریص. و وقتی هردو هم‌زمان شدت دارن حالت تهوع می‌گیرم.
پرده‌ی آخر: پذیرش.
امشب شب دفن کردن باشه؟
صدای چرخ چمدون می‌خوام. یک چمدون سنگین.
خیلی بده که مجبوریم غذا بخوریم.
فردا بیست و ششمه.
دلم برای آغوش مامان تنگ شده.
اگر چای نبود نمی‌دونم چی می‌شد.