هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
از این‌که آه بکشم بدم می‌آد. از افسوس بدم می‌آد.
«ما را بستان از این ولوله‌بازار.»
یکی از کارهایی که بلد نیستم منتظر بودنه.
امروز برکه‌ام.
دلم چمدون بستن می‌خواد.
نیاز به مکالمه‌ای دارم که لازم نباشه مدیریتش کنم.
دعا موقع بارون رو خیلی دوست دارم.
«دل صنوبری‌ام هم‌چو بید لرزان است.»
«فکرم به همه جهان بگردید
وز گوشه‌ی صبر بهترم نیست.
با بخت جدل نمی‌توان کرد!
اکنون که طریق دیگرم نیست
بنشینم و صبر پیش گیرم،
دنباله‌ی کار خویش گیرم.»
حالت تهوع دارم نسبت به جهان.
نیاز دارم امروز و فردا توی اتاق بمونم و در رو هم قفل کنم.
یا که برم سفر.
اومدم بیرون و چه‌قدر قاصدک برای فوت نکردن این‌جا هست.
چه‌قدر درخت برای تکیه ندادن.
چه‌قدر آدم برای نبوسیدن.
برای فرو رفتن خیلی خسته‌ام. خواهش می‌کنم نه.
احساس می‌کنم امروز نمی‌تونم از کلیشه‌ها فرار کنم.
«عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم.»
دارم کش می‌آم.
حق دل‌تنگی هم نمی‌دم به خودم.
کاش می‌شد به مغزم شلیک کنم.