هرچی جز این.
2.38K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
من توی بیداری هم خواب می‌بینم.
تمام جون و تنم دریا می‌خواد.
به نظر من خاطرات و اثرات تا وقتی بودنشون خوبه که رابطه در جریان باشه. و موضوع سه‌کلمه‌ی اوله.
گاهی از بی‌حوصلگی چیزی رو می‌پذیرم و این خوب نیست.
بهش می‌گم: «فکر می‌کنم آدم‌هایی که به نظرشون باهوشم رو فریب دادم و واقعاً باهوش نیستم.» می‌گه: «اگر این‌طور که فکر می‌کنی باشه هم باهوشی.»
سینه‌م تنگ شده برای قلبم.
پیاده‌روی طولانی می‌تونه بهترم کنه. پیاده‌روی طولانی، نوشیدنی و احساس راحتی می‌خوام.
کافی دونستن عشق فارغ از نرسیدن‌ها و رسیدن‌ها، شکست‌ها و پیروزی‌ها، ناکامی‌ها و کام‌یابی‌ها نگاه خیلی قشنگ و شاعرانه‌ایه. و چیزهای خیلی قشنگ و شاعرانه همون‌قدر که واقعی‌ان، واقعی نیستن.
حس بویاییم که کامل برگشت باید برم چوب فروشی.
بستگی داره.
خوشم می‌آد هوا تب و لرز می‌کنه.
«در چنان هنگامی بیا
که گذشتن از تو ممکن نباشد.»
دلم برای ماه تنگ شده.
چهارده اسفند رو با خیال راحت از انجام دادن کارهام و برنامه‌ریزی برای بقیه‌ش، سعدی، ملکیان و پاهای یخ تموم کردم.
هفت صبح.
امروز هم دوام داشتم. خسته و خوش‌حالم و برای نیم‌ساعت آخر به جز اتو کردن هیچ کاری و به جز خوندن و شنیدن هیچ تمایلی ندارم. پس یک‌چیزی بگو.
«همیشه درست نیستی ولی اجتناب‌ناپذیری.»
برای غمگین بودن خیلی خسته‌ام.
سفرهای کوتاه رو دوست دارم.
Forwarded from هرچی جز این.
دوست داشتم امشب ماه رو از جایی که من هستم ببینی.