به نظر من خاطرات و اثرات تا وقتی بودنشون خوبه که رابطه در جریان باشه. و موضوع سهکلمهی اوله.
بهش میگم: «فکر میکنم آدمهایی که به نظرشون باهوشم رو فریب دادم و واقعاً باهوش نیستم.» میگه: «اگر اینطور که فکر میکنی باشه هم باهوشی.»
پیادهروی طولانی میتونه بهترم کنه. پیادهروی طولانی، نوشیدنی و احساس راحتی میخوام.
کافی دونستن عشق فارغ از نرسیدنها و رسیدنها، شکستها و پیروزیها، ناکامیها و کامیابیها نگاه خیلی قشنگ و شاعرانهایه. و چیزهای خیلی قشنگ و شاعرانه همونقدر که واقعیان، واقعی نیستن.
چهارده اسفند رو با خیال راحت از انجام دادن کارهام و برنامهریزی برای بقیهش، سعدی، ملکیان و پاهای یخ تموم کردم.
امروز هم دوام داشتم. خسته و خوشحالم و برای نیمساعت آخر به جز اتو کردن هیچ کاری و به جز خوندن و شنیدن هیچ تمایلی ندارم. پس یکچیزی بگو.
Forwarded from هرچی جز این.
دوست داشتم امشب ماه رو از جایی که من هستم ببینی.