نیاز به روشنی زیاد دارم. حتی طوری که اولش چشمم رو بزنه. این نورهای کوچیک و ضعیف کافی نیستن.
اینستاگرام، بادکنکهای رنگی، ناخنهای بلند، صدای زنگ تلفن و افکار بازدارنده بهم حالت تهوع میدن.
نیمساعت توی بغل مامان گریه کردم، موهام رو نوازش کرد، حمد خوند و این همون چیزیه که میخواستم.
"Life is very heavy to me, but it is so light to you. I can't bear this lightness, this freedom."