هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
دلم تسک نداشتن و آروم خوابیدن زیر آفتاب می‌خواد.
دلم نمی‌خواد برم خونه.
سیب زمینی سرخ شده می‌خوام و تنها نبودنی که مجبور نباشم حرف بزنم.
امشب شهر چه‌قدر قلب‌فروش داره.
محبت داشتن به آدم‌ها صرفاً به خاطر نسبت خونی هم مسخره‌ست.
در حالی که داشتم فکر می‌کردم ممکنه به جورج کلونی پیشنهاد بدم و قبول کنه، اما ممکن نیست یک‌ربع به چهار صبح بشه از این‌جا اسنپ گرفت، درخواست دادم و بلافاصله یکی پیدا شد.
با هزاران سختی چیزی رو به دست می‌آری و بعد با هزاران سختی باید نگهش داری. این‌شکلیه دنیا.
عکس غیر سلفی می‌خوام.
نیاز به روشنی زیاد دارم. حتی طوری که اولش چشمم رو بزنه. این نورهای کوچیک و ضعیف کافی نیستن.
Where is my latte?
با سیاهی‌هام بغلم می‌کنی؟
«احساس می‌کنم که مرا
از عمق جاده‌های مه‌آلود
یک آشنای دور صدا می‌زند.»
«تو چی دیدی تو من که من ندیدم خودم؟»
برای امشب نیاز داشتم در یک ارتباط امن جولان بدم.
روزهای بی‌اتفاق غمگینم می‌کنن.
صبحانه و سیگار.
دلم مراسم خاک‌سپاری می‌خواد.
کاش می‌شد فردا نهم اردیبهشت باشه.
اینستاگرام، بادکنک‌های رنگی، ناخن‌های بلند، صدای زنگ تلفن و افکار بازدارنده بهم حالت تهوع می‌دن.
نیم‌ساعت توی بغل مامان گریه کردم، موهام رو نوازش کرد، حمد خوند و این همون چیزیه که می‌خواستم.