هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
وقتی دست‌هام از سرما سر می‌شن رو دوست دارم.
چه‌قدر دوست داشتن‌ها معیوبه.
گاهی فکر می‌کنم دل من عیب داره.
«از کجا که گنجشک‌های خشک شده
در طاقچه‌ها
دوباره نخوانند؟
از کجا که هیمه‌های زمستانی
در کوره‌ها
دوباره سبز نشوند؟
از کجا که من
دوباره باز نگردم؟»
گاهی یک‌ذره خواستن زورش از یک‌عالمه نخواستن بیش‌تره. خیلی بیش‌تر.
من رو به خودت ببخش عزیزترین من.
تعلقی که به جای پریشانی سامان بده به آدم.
شب‌هایی که وقتی می‌رسم همه خوابن رو دوست دارم.
من یادم می‌ره قشنگم.
امروز یک «نه»ی مرددم.
«آه ای خداوند!
جان فاخته‌ی خود را به جانور وحشی مسپار.»
بچه‌ها من از فراخوان دادن خیلی بیزارم. یعنی پیشنهاد سینما، کافه، پیاده‌روی یا هرکوفت دیگه‌ای به صورت عمومی. از گذاشتن عکس دونفره برای پروفایل هم بدم می‌آد. اگر زمانی چنین کاری کردم بهم یادآوری کنید.
Forwarded from هرچی جز این.
«دوست دارم رنگامون بازم پخش شه تو هم.»
دلم می‌خواست لباس گرم داشتم که تا غروب روی چمن کنار کتاب‌خونه بشینم، Old Money گوش بدم، به پرنده‌ها و ماشین‌ها نگاه کنم و بیش‌تر منتظر هیچی نباشم.
سپرم زیادی ضربه خورده. و خسته شدم از نگه داشتنش.
اولین سوالم درباره‌ی فضای کار این بود که نورش چه‌طوره.
ازم یک‌چیزی بخواه.
از چاوشی خوشم نمی‌آد، اما یک ویژگیش رو می‌ستایم. این‌که خوب کلمات رو ادا می‌کنه. می‌دونه چی رو کجا چه‌جوری تلفظ کنه و درست انجامش می‌ده. مثلاً طوری که «کوه» رو توی «چنگیز» می‌گه، یا «قادر» رو توی «گلدون» یا «قطار» رو توی «سال بی‌بهار» یا «زانوت» رو توی «زخم زبون».
بله، تا من تصمیم می‌گیرم درس بخونم پیشنهادهای کاری روانه می‌شه سمتم.
باید با تمام حواسم حفظت کنم.