هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
«برات داغ می‌کردم شیر و نوتلا با تست.» یا «صبح زود پا شه، دستش نون باشه.»
صبحانه موضوع مهمیه.
من خیلی عذر می‌خوام، اما عجالتاً باید رید سر اون عاشقیتی که شاملو و آیدا نمونه‌ش باشن.
لوکیشن «خدا نزدیک است.» رو می‌خوام.
نمی‌دونم برم کوه، قبرستون یا امام‌زاده.
اصلاً دلم کافه نمی‌خواد امروز.
Forwarded from هرچی جز این.
کسی که امروز برام موسیقی زیبا بفرسته رو بسیار عزیز می‌دارم.
بوی جنگل بعد بارون.
وقتی دست‌هام از سرما سر می‌شن رو دوست دارم.
چه‌قدر دوست داشتن‌ها معیوبه.
گاهی فکر می‌کنم دل من عیب داره.
«از کجا که گنجشک‌های خشک شده
در طاقچه‌ها
دوباره نخوانند؟
از کجا که هیمه‌های زمستانی
در کوره‌ها
دوباره سبز نشوند؟
از کجا که من
دوباره باز نگردم؟»
گاهی یک‌ذره خواستن زورش از یک‌عالمه نخواستن بیش‌تره. خیلی بیش‌تر.
من رو به خودت ببخش عزیزترین من.
تعلقی که به جای پریشانی سامان بده به آدم.
شب‌هایی که وقتی می‌رسم همه خوابن رو دوست دارم.
من یادم می‌ره قشنگم.
امروز یک «نه»ی مرددم.
«آه ای خداوند!
جان فاخته‌ی خود را به جانور وحشی مسپار.»
بچه‌ها من از فراخوان دادن خیلی بیزارم. یعنی پیشنهاد سینما، کافه، پیاده‌روی یا هرکوفت دیگه‌ای به صورت عمومی. از گذاشتن عکس دونفره برای پروفایل هم بدم می‌آد. اگر زمانی چنین کاری کردم بهم یادآوری کنید.