هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
مکیده شدن اندوه از شب‌ها.
الآن باید کوه می‌بودم.
امروز یکی باید گردنم بگیره.
نعم النصیر کار خودته.
صورتی پلک‌هام و آبی دریا.
از بیست و چهارسالگی هم می‌ترسم.
دلم می‌خواد مثل اون تبلیغ بربری با فاصله‌ی کم از زمین و همون‌قدر سبک پرواز کنم.
روند زشت ناراحتی، خشم، سکوت و نهایتاً انزجار.
حرف بزن.
با قرص، تسبیح سفید و آلبوم Solitude می‌خوابم.
تلاش برای با گریه نخوابیدن بی‌فایده‌ست.
«این‌قدر گریه کن که صبح با گریه بیدار نشی دیگه.»
و می‌دونی؟ دوست دارم صبح‌ها پیام «صبح به خیر.» داشته باشم یا بشنومش. چیزی که قبل برام مهم نبود و حتی مسخره هم بود.
امروز دوست داشتم نزدیک مرغ‌های دریایی باشم. خیلی نزدیک.
زندگیم ورم کرده عزیز من.
امشب دلم شکستن می‌خواد. دلم می‌خواد ابراهیم باشم که تبر روی دوششه و مصممه.
آستین‌هام رو می‌زنم بالا، شونه‌های سوپرایگوم رو ماساژ می‌دم و ازش می‌خوام کمی استراحت کنه.
معیارم برای دوست داشتن آدم‌ها شده رحم و حیا.