هرچی جز این.
2.38K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
دیشب اگر از نجیب‌زادگان Victorian era بودم، امشب از جنبندگان Sexual revolution هستم.
هیجان در بستر امن لطفاً.
خوابیدن زیر آفتاب، روی چمن.
گاهی از حدس‌های درستم می‌ترسم.
«بیگانگی رسالت ما بود.»
Don’t let me drift too far.
باز کردن در قوطی نوشیدنی، زبون کشیدن روی دندون‌های تمیز، نگاه کردن به آتیش، از حمام آب گرم اومدن توی اتاق سرد، جویدن تکه‌های گردوی کیک، خوابیدن زیر آفتاب، مرتب کردن کتاب‌خونه، نشستن روی کابینت و لذت‌های کوچیک دیگه.
دلم برای شعر گفتن تنگ شده.
Forwarded from هرچی جز این.
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
-غرورت زیر خاک بره ایشالا.
+بمیرم یعنی؟
-غرورت.
+بمیرم یعنی.
من اکثر مواقع دوست دارم تنها قدم بزنم و اقل مواقع که دوست ندارم تنها قدم بزنم خیلی دوست ندارم تنها قدم بزنم.
از زمین هم خسته شدم، دلم می‌خواد روی ماه قدم بزنم.
دلم می‌خواست کسی رو داشتم که به خاطر شکستن لیوان مورد علاقه‌م با هم سوگ‌واری کنیم.
دست و پام داره از دنیا می‌زنه بیرون امشب.
دیگه برای ناراحت بودن خسته‌ام.
امروز دوست دارم پرنده‌ای باشم که شکارچی پیش چشم معشوقش بهم شلیک می‌کنه.
قلبم فشرده‌ست و شامم شکلاته. شب به خیر.
دست‌کش‌های ظرف‌شویی هم به نظرم غم‌انگیزن. خصوصاً اگر زرد باشن.
عادت به معشوق بودن خوب نیست. فقط معشوق بودن. معشوق بودن با صد اگر و اما.
محبت باید سیال باشه.
«ماجراهای بی‌قیدی‌ات را، گوشه‌ی حرمت من نیاور.»