هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
خیلی وقت بود برای چیزی ذوق نداشتم.
خوبی تنها قدم زدن اینه که لازم نیست سرعتت رو با دیگری تنظیم کنی. چه‌قدر خوش‌بینم من.
نیاز دارم قهر کنم.
یک‌چیز زیاد می‌خوام. چیزی که در برم بگیره. و در صورتی که در برم گرفته، هیچ فشاری بهم وارد نشه.
حماقت‌های زنانه.
اندوه‌های زنانه.
امشب کوهم.
کمی صراحت و بی‌رحمی.
امشب خیلی لالایی‌خون بی‌خواب بودم.
انحنای ملایم.
نیاز دارم درس‌خون باشم.
«چه‌جوری برم؟ با کی برم؟ کجا برم؟»
من بهم برمی‌خوره. و نمی‌گم که بهم برخورده. و گریه می‌کنم. و از این‌که گریه می‌کنم هم بهم برمی‌خوره.
از خواستن منقطع خسته‌ام.
سختمه چیزی رو با کسی شریک بشم. راحت می‌بخشم، تمام چیزی رو راحت تقدیم می‌کنم به دیگری، اما شریک شدن برام دشواره.
«تنم به پیله‌ی تنهایی‌ام نمی‌گنجید.»
دیشب اگر از نجیب‌زادگان Victorian era بودم، امشب از جنبندگان Sexual revolution هستم.
هیجان در بستر امن لطفاً.
خوابیدن زیر آفتاب، روی چمن.
گاهی از حدس‌های درستم می‌ترسم.
«بیگانگی رسالت ما بود.»