هرچی جز این.
2.38K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
از فیلم‌های رمانتیک هم متنفرم الآن.
اگر پلک زدنم صدا داشت آهنگش قشنگ می‌شد.
یک‌جوری زیر بارون نفس می‌کشم که کم مونده درخت‌های اطرافم هم برن توی بینیم.
می‌ترسم تسبیحم پاره بشه.
دست نکشیدن. چنان دست نکشیدنی.
"But I don't know how I'm going to live with myself, if I don't stay true to what I believe."
نصف حمام‌های زندگیم برای این بوده که توقع داشتم حین اون بیست تا چهل‌دقیقه در دنیای بیرون حمام معجزه‌ای اتفاق بیفته.
دوست دارم خودم رو از حافظه‌ی همه پاک کنم.
دلم برای شونه بالا انداختن و گفتن «حالا قرار نیست فاجعه‌ای رخ بده.» تنگ شده.
امشب شناورم.
سوپ تند، نور زرد، پنجره‌ی نیمه‌باز، بینی سرد، موبایل خاموش، اسپونینگ هاگ، صدای ممتد هرچیزی و موهیتو. همین دیگه.
اون‌ها رو فراموش کنید. کارامل، کارامل، کارامل، کارامل، کارامل، کارامل، کارامل و کارامل.
هربار که من رو ببینید باید علاوه بر حالم، شغلم رو هم بپرسید.
خواب، خواب، خواب، خواب، خواب، خواب، خواب و خواب.
کاش دراگ داشتیم.
دلم می‌خواد برم جنوووب.
«بلندتر بخند یاد خونه بیفتُم.»
دارم فرو می‌رم.
دلم می‌خواد یکی دم گوشم حرف بزنه. بگه و بگه و بگه. و اگر یک‌هو زدمش هم ناراحت نشه.
نیاز دارم گوشیم رو خاموش کنم، به جهانیان پشت کنم و بخوابم.
اولین‌بارها چه‌قدر الکی توی ذهنم اهمیت داره.