هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
نور اذیتم می‌کنه.
مثل خونه‌ی بعد مهمونی‌ام. به هم ریخته و آروم.
گفتی هیچ‌وقت واضح نمی‌شه؟
«دلم می‌خواهد از چشم‌های همه به دست‌هایم برگردم.»
«آن‌قدر آرام شده‌ام که احساس می‌کنم همه‌چیز را شسته‌اند.»
Forwarded from هرچی جز این.
موقع خواب احساس می‌کنم دست‌هام اضافه‌ان. واقعاً نمی‌دونم چه‌کارشون کنم.
از صحنه‌های مورد علاقه‌م وقتیه که دختربچه‌ای پای پدرش رو بغل می‌کنه.
خستگی‌ای که بیارزه.
شدت ندارم امشب.
انگار غصه‌ها جمع می‌شن توی کتف‌های آدم.
«دوست دارم رنگامون بازم پخش شه تو هم.»
فشار پای یک‌فیل روی بازوم می‌تونه دردش رو آروم کنه.
آواز صبح‌گاهی امروز غمگین نبود.
هوم. این‌جوری کم‌تر لذت می‌برم ولی خیالم راحته.
لاس حین سفارش هم اتفاق عجیبیه.
نور نحیف این ساعت از روز شخصیت و فعلیت داره برام.
می‌شه اگر گربه دارید با من دوست بشید؟
نمی‌دونم چه‌قدر فرصت بدم به خودم برای حل کردنش.
بدترین فحش‌های مامانم بی‌خرد و مذبذب و یاغیه.
از وقت‌هایی که دیوار می‌شم خوشم می‌آد. نه خوش‌حالم، نه ناراحت. هیچی. فقط دیوارم.
چراغ قوه داری؟