هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
به همه‌ی گزاره‌هام واکنش نشون بده.
هیچ‌کدوم از عکس‌های قبر بوکوفسکی رو دوست ندارم. کاش خودم می‌تونستم ازش عکس بگیرم.
اعصابم خرد می‌شه توی این فراخوان‌ها می‌نویسن مسلط به فلان و بیسار و بهمان. مسلط یعنی چی؟ انسان به هیچی نمی‌تونه مسلط باشه.
بله، خسته‌ام. بله، دل‌خورم. بله، هنوز می‌تونم بخندم.
کاش فردا صبح که بیدار می‌شم خالی از هر تعلق نصفه‌ای باشم.
دلم برای «الآن زنگ نقاشی نیست اصلانی.» تنگ شده.
مداد رنگی‌های من اسباب بازی من هم بودن.
امروز زندگی روشن‌تر و آسون‌تر به نظر می‌آد.
حالا ترشی آلبالو از کجا بیارم؟
امیدوار بودن سخته.
امیدوار نبودن سخت‌تره.
ملاتونین هم ندارم.
توی اتاقم آتیش روشن کردم.
فرش سوخت. شب به خیر.
کاش یکی بیاد تقصیرها رو گردن بگیره.
کیوی خشک > کیوی تازه
بوسه بر آدم‌های بی‌ادعای جهان. بوسه‌های بسیار.
حالا حتی صدای گنجشک‌ها هم گریه‌داره.
«پریشون قشنگم»
که بعد کسی این‌طور ما رو برای دیگری تعریف کنه: «نتونستن ماه رو بدزدن، اما داستان قشنگی ساختن.»
نسبت به تقریباً همه‌چیز حالت تهوع دارم.