هرچی جز این.
2.38K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
وسط فیلم حوصله‌م سر می‌ره و متوقفش می‌کنم. بعد یک‌کتاب باز می‌کنم و بعد از چندصفحه خوندن می‌بندمش. بعد یک‌چیزی می‌نویسم و دو بند که می‌شه رهاش می‌کنم. بعد می‌رم چای می‌ریزم و فقط نصفش رو می‌خورم. بعد سعی می‌کنم روی افکارم تمرکز کنم و قبل از این‌که به نتیجه برسم کلافه می‌شم. بعد موسیقی پخش می‌کنم و یک‌دقیقه ازش نگذشته می‌زنم بعدی. بعد همه‌ی کارهای نصفه‌م دونه دونه یادم می‌آد. بعد گریه می‌کنم، کامل.
Forwarded from هرچی جز این.
دلم گرمای آتیش می‌خواد.
از صبح خانم فروغ در من می‌خونه:
«من از تصویر بیهودگی این‌همه دست
و از تجسم بیگانگی این‌همه صورت می‌ترسم.»
مهمه که آدم ده‌دقیقه‌ی آخر روز احساس خوبی داشته باشه.
مهمه؟ خوبه که داشته باشه و اگر نداره هم فدای سرش.
به پرایوسی آدم اهمیت نمی‌دن.
مهم نیست چندتا تی‌شرت سفید دارم، باز هم می‌خرم.
ماه امشب خوش‌عکس نبود عزیز من.
من اگر کل فردا خونه موندم حق دارید بهم توهین کنید.
بازی تازه می‌خوام. این‌طوری نمی‌شه.
الویه، تی‌شرت‌های سفید و گربه‌ها.
من نمی‌تونم زندگی عادی داشته باشم. «عادی» به نظر خانواده‌م.
ابتذال هم جزئی از زندگیه عزیز من.
از سوال «مطمئنی؟» بدم می‌آد.
امروز روز رخت خواب و افسردگیه.
شنیدنی‌های زیبا بفرستید برام لطفاً.
تکه‌هام رو جمع کن، قول می‌دم دیگه نشکنم.
معلومه که نه.