انسان باید خیلی پرهیزکار باشه که وقتی نشسته داره توی ذهنش هستی رو زیر سوال میبره و یکی میآد بهش حرفهای زرد انگیزشی دوزاری میزنه با لگد لهش نکنه.
وسط خندیدن یکهو بغض کردم و احساس کردم دارم منفجر میشم. شروع کردم به دویدن سمت خالی صحنه. اونقدر دور شدم تا گرمای انفجار آدمها رو اذیت نکنه. و بعد بیدار شدم. گرمم بود.