این هم که آدم خیال کنه وقتی میخوابه خدا یک خوشآتشی رو میفرسته بیاد غمش رو برداره ببره توقع زیادیه.
من همونم که یهروز میخواستم دریا بشم، میخواستم بزرگترین دریای دنیا بشم، ولی دارم میمیرم فعلاً.
Forwarded from هرچی جز این.
هیچجا نمیگنجم. همهجا معذبم. اینجوری نمیشه.
«رابطهی درست رابطهایه که آدم بتونه دربارهی هرچیز خجالتآوری حرف بزنه و احساس نکنه که ممکنه سرزنش بشه.»
آقای بیژن الهی عزیز! خوش به حالتون که کلید این خزان پیش شماست، برف دارید و مرغابی، اشک دارید و او را دارید.
از اینکه در حال حاضر هیچکسی و هیچچیزی نمیتونه حواسم رو از درد پرت کنه ناراحتم.