هرچی جز این.
2.37K subscribers
44 photos
5 videos
19 links
«سرگشته‌ی پابرجا»

یواش: کپی کار زشتیه.
Download Telegram
Why aren’t your fucking arms here?
آدم گاهی در مواجهه با دوست داشته شدن واقعاً نمی‌دونه چه کنه.
It’s time to cry.
زنی با سوزهای آشنای غربتی دل‌گیر
که از هرجا به سوی غربت خود می‌کشد دامن.
زنی که غم «سبدهای بهانه» می‌برد پیشش
که پنهانی برایش پر کند از گریه و شیون.
زنی با شعرهای هم‌چنان از عشق ناگفته،
زنی عاشق ولی با ده‌زبان خاموش چون سوسن.
زنی کز عشق می‌میرد ولی با حجب می‌گوید:
«نشان از عشق در من نیست، می‌بینید؟ اینک من!»
I want to die. That’s what life did to me.
هرجا بری خودت باهاته. آدم از خودش که نمی‌تونه فرار کنه.
Anyhow, for your information, buying me a book would make me happy.
دلم می‌خواد بادیه‌نشین بشم.
«خوشحالی موضوعیت نداره، غمگین بودن هم مهم نیست. اساس، رضایته.»
اون‌موقع که نیاز عاطفی غالب بود زندگی زیباتر بود.
چه‌جوری به هم اعتماد می‌کنن آدم‌ها؟
دلم دوست داشتن می‌خواد، اما خیلی امیدی بهش ندارم. ته وجودم شاید پیدا بشه کمی. نمی‌دونم.
بعضی وقت‌ها منظور خدا رو نمی‌فهمم.