راهنمای مردن با گیاهان دارویی.
Photo
«آن روز بوی خوشبختی میداد. بوی خانواده میداد.»
«میدانیم که خندهدار نیست، اما اگر نخندیم، گریهمان میگیرد.»
Forwarded from گرامافون.
به شیوه راه رفتن شتر در جنوب ایران لُکّه رفتن میگویند. لُکّه رفتن استعارهای است از آدمی خسته و ناامید که با همه فرسودگی، هنوز در جستوجوی آب است.
«سرما همهچیز را بیحس میکند، دست و پاها و غم و غصه را.»
«امیدوارم همچنان در برابر اقیانوس، کودکی که لبخند میزند، شکل یک ابر و فیلمی زیبا شگفتزده شوی.»
«امیدوارم در جایی زندگی کنی که دوست داری. در خانه خودت یا جای دیگر، به شرطی که احساس خوبی داشته باشی.»
«امیدوارم در مسیر زندگی، از شر ترس خلاص شده و آن را پشت سرت جا گذاشته باشی.»
«امیدوارم عشق را شناخته باشی. عشق بزرگ، همان که همیشه آرزویش را داشتی.»
«امیدوارم که خوشبخت باشی. به پشت سرت با حق شناسی و به پیش رویت با اشتیاق بنگری.»
«صورتم را توی گردنش میبرم، بوی عطر شانل شماره ۵ و کودکیام را میدهد.»
«کلمات در گلویش گیر کردهاند، باید دردآور باشد، اما بیرون نمیآیند.»
«میدانی بابا، بیشتر از همه دلم برای خاطراتی تنگ میشود که با هم نساختیم.»