من دوستت دارم، ژولیا. از ته دل دوستت دارم و هرگز نمیتونم دوستت نداشته باشم. اما یه چیزی شکسته. تو من رو ناامید کردی، و نمیدونم که یه روزی درست میشه یا نه.
- خانه تاماریس. | ویرژنی گریمالدی.
- خانه تاماریس. | ویرژنی گریمالدی.
«اگر قرار بود دوباره زندگی کنم، چیزی را تغییر نمیدادم؛ فقط چشمهایم را کمی بیشتر میگشودم.»
- احساس تنهایی میکنین؟
+ احساس تنهایی نمیکنم، احساس ناکامل بودن میکنم.
+ احساس تنهایی نمیکنم، احساس ناکامل بودن میکنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«به میان بازوهایش پناه میبرم. دختربچهای بیش نیستم. مامان.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دندانهایم را روی هم فشار میدهم. محکم. باید صبر کنم که به اتاق برسم تا بتوانم گریه کنم.»
«دندانهایم را فشار میدهم. دندانهایم را فشار میدهم. دندانهایم را فشار میدهم.»