اما درد بر جای مانده بود _ همان درد و همان ترسی که همه چیز را از تنوع میانداخت و شبیه هم میکرد، نه چیزی دشوارتر و نه چیزی آسانتر میشد. این بدتر از آن و آن بدتر از این.
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.
باز هم دقیقه به دنبال دقیقه و ساعت از پس ساعت میرفت. همان آش بود و همان کاسه، و تمامی هم نداشت. پایان ناگریز این اوضاع هم دمبدم وحشتناکتر میشد.
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ୧ ‧₊˚ 🕯 ⋅
سلام عزیزم
امیدوارم حالت خوب باشه✨
من یه چنل برای فروش کتاب هام زدم
امکانش هست توی چنلتون بزارین لطفا؟
https://t.me/mybooksforselling
امیدوارم حالت خوب باشه✨
من یه چنل برای فروش کتاب هام زدم
امکانش هست توی چنلتون بزارین لطفا؟
https://t.me/mybooksforselling
بعضی چیزها از دل آدم نمیرن. فقط یک مدت زیر کارها، مسئولیتها و روزهای تکراری پنهان میشن.
با خود تکرار کرد: «چه میخواهی؟ چه میخواهی؟»
جواب داد: «چه میخواهم؟ میخواهم زندگی کنم و رنج نکشم.»
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.
جواب داد: «چه میخواهم؟ میخواهم زندگی کنم و رنج نکشم.»
- مرگ ایوان ایلیچ. | لئو تولستوی.