میتونیم آرشیو صداش کنیم یا tda یا تدا یا هر چی راحتین اصلا همون تیمارستانم میتونیم صداش کنیم فعلا.
” ۸ جولای ۱۹۹۴ A.R تو یه بازداشتگاه چشم باز میکنه در حالی که اتهام قتل بهش وارد شده. ولی اون نمیتونه باور کنه که این کارو کرده باشه حتی با وجود اینکه شب گذشته تو نوشیدن زیاده روی کرده. در حالی که A.R در انتظار یه بازجویی وحشتناک از سمت پلیس های بدخلق بود، تنها کسانی که در طول ۱۳ ساعت به اتاقش رفت و آمد کردن روانشناس هایی با لبخند های ترسناک بودن. در نهایت در ۹ جولای A.R به علت بیثباتیروانی برای امنیت جامعه یک خطر تلقی شد و برای درمان به یک مرکز پیشرفته رواندرمانی فرستاده شد. و این یک دروازه به سمت دنیای جدیدی بود که پسر به زندگی ابدی داخل اون محکوم شده بود. “
ریاکتا رو دیدم و از شادی رفتم هوا😭 عاشق تونم جدا ممنونم خیلی بهم لطف دارید وای خوشحالم که دوسش داشتید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصوراتم وقتی داشتم The foxhole court میخوندم:
همین الان من AFTG رو تموم کردم.... یکم تو شک هستم هنوز شاید بعدا دربارش حرف زدم.
افدگ درباره چیزای زیادی بود ولی اون چیزی که بیشتر از همه منو تحت تاثیر قرار داد و بارها اشکمو در آورد این بود که فاکسز چطور تبدیل به خونه نیل شدن. جوری که حمایتش میکردن و در عین حال به حریمش احترام میزاشتن. همه میدونستن نیل داره بهشون دروغ میگه ولی حتی یک نفر شون کنجکاوی نکرد. همه فقط پذیرفتنش.
من خیلی در موردش فکر کردم و صادقانه به این نتیجه رسیدم که اگه من اونجا بودم و نیل انقدر مشکوک بازی در میورد و جلوی بقیه لباس عوض نمیکرد کنجکاو میشدم ببینم چه خبره ولی فاکسز حتی وقتی فرصتش رو داشتن هم نگاه نمیکردننننن.
منی که برای بار ۴۵۸۶ ام در روز دارم میرم تیکتاک چون کاسپلی های خوشگل اندریل منتظرمن: