بیزار شدهام از زار و زندگیزیر و رو شده بردگی و بندگی.
زمانه عجیب است و زبان قاصر.. ز حال جهان، ظالمان ناظر اند
زنان را چون رزی زیبا خواستندچو خار دیدند او را هرزه یافتند
ز رویا زاده شد یک شاهکارپس کو که بیند این شاه، کار؟