با این میزان تنفری که به ai و.. دارم
آخر سر با یه ربات مزدوج میشم تبدیل به پلانکتون میشم
آخر سر با یه ربات مزدوج میشم تبدیل به پلانکتون میشم
👾1 1
🥀ℭ𝒓𝒊𝒎𝒊𝒏𝒂𝒓𝒕🩸
<unknown> – efce6a16d3c207f4
اگه تا اواسط مرداد نهایت تا اواخرش... یکی با محتوای این آهنگ اومد تو زندگیم
اون تصمیمو عملی نمیکنم
اون تصمیمو عملی نمیکنم
اون لحظه که فکر میکنی مو رو گوشیته...
و میبینی... اینبار... واقعا مو نیست :)
و میبینی... اینبار... واقعا مو نیست :)
Forwarded from -Challenge Answers-
··········•∘ʚ Criminart ɞ∘•···········
⋆صدا:
-صدای گامهای بلند روی سنگ فرش خیس،تو یه شب مهآلود؛همراه با صدای یه گیتار الکتریک تو دوردست که آهنگی از «The Cure» زمزمهوار روش نواخته میشه.
-صدای ضربان قلب آروم اما عمیق،تو یه اتاق تاریک
-صدای خشخش یه لباس مخملی مشکی
⋆مسیر:
مسیری که از یه گالری هنریِ نیمهتاریک شروع میشه با دیوارهایی پوشیده از نقاشی های گوتیک و مجسمه های سنگی تراشیده.بعدش،به یه کوچهی باریک میپیچه که توش بوی چرم و عود میآد.انتهای کوچه هم،یه بار کوچیک با چراغ های قرمز و آبی وجود داره که پشت میز چوبیش یکی با نگاهی خسته،اما عمیق، به یه لیوان شراب قرمز خیره شده.
⋆برند آرکتایپت(از ۱۲ کهن الگوی اصلی):
خالق و شاید عاشقِ خسته!
⋆هدیهی نمادین:
یه ماسک مخملی مشکی با حاشیه ی نقره ای ظریف و یه جفت گوشواره ی حلقهایِ نقرهای کهنه
چون:
•ماسک مخملی مشکی نمادیه برای نقابِ شب،راز پنهان،و هنر اجرا کردن؛درست مثل فضای گوتیک و خون آشامی چنل که همیشه یه لایهی پنهان داره.
•حاشیهی نقره ای اشاره داره به جریان داشتن اون هنر و جزئیات ظریف معمارگونهی چنل که باعث شده فضاسازی خاص و خوبی رو تو ذهنمون شکل بده.
•گوشواره های حلقهای کهنه هم نماد وایب راک و زیبایی سادهی چنله.
⟡از طرف:شهردارِ منتروپولیس
··········•∘ʚ Criminart ɞ∘•···········
⋆صدا:
-صدای گامهای بلند روی سنگ فرش خیس،تو یه شب مهآلود؛همراه با صدای یه گیتار الکتریک تو دوردست که آهنگی از «The Cure» زمزمهوار روش نواخته میشه.
-صدای ضربان قلب آروم اما عمیق،تو یه اتاق تاریک
-صدای خشخش یه لباس مخملی مشکی
⋆مسیر:
مسیری که از یه گالری هنریِ نیمهتاریک شروع میشه با دیوارهایی پوشیده از نقاشی های گوتیک و مجسمه های سنگی تراشیده.بعدش،به یه کوچهی باریک میپیچه که توش بوی چرم و عود میآد.انتهای کوچه هم،یه بار کوچیک با چراغ های قرمز و آبی وجود داره که پشت میز چوبیش یکی با نگاهی خسته،اما عمیق، به یه لیوان شراب قرمز خیره شده.
⋆برند آرکتایپت(از ۱۲ کهن الگوی اصلی):
خالق و شاید عاشقِ خسته!
⋆هدیهی نمادین:
یه ماسک مخملی مشکی با حاشیه ی نقره ای ظریف و یه جفت گوشواره ی حلقهایِ نقرهای کهنه
چون:
•ماسک مخملی مشکی نمادیه برای نقابِ شب،راز پنهان،و هنر اجرا کردن؛درست مثل فضای گوتیک و خون آشامی چنل که همیشه یه لایهی پنهان داره.
•حاشیهی نقره ای اشاره داره به جریان داشتن اون هنر و جزئیات ظریف معمارگونهی چنل که باعث شده فضاسازی خاص و خوبی رو تو ذهنمون شکل بده.
•گوشواره های حلقهای کهنه هم نماد وایب راک و زیبایی سادهی چنله.
⟡از طرف:شهردارِ منتروپولیس
Forwarded from -Challenge Answers-
خالق/Creator
·شعار:«اگه میتونی اون رو تصور کنی،میتونی بسازیش.»
·نیاز روانی:خلق چیزی با ارزش موندگار
·ترس:نداشتن خلاقیت،یا شکست در خلق
·استراتژی:پرورش بینش هنری و خودشناسی
·نقاط ضعف:کمالگرایی،عدم تمرکز،گاهی رها کردن پروژهها
·استعدادها:خلاقیت،تخیل و ابتکار
·شعار:«اگه میتونی اون رو تصور کنی،میتونی بسازیش.»
·نیاز روانی:خلق چیزی با ارزش موندگار
·ترس:نداشتن خلاقیت،یا شکست در خلق
·استراتژی:پرورش بینش هنری و خودشناسی
·نقاط ضعف:کمالگرایی،عدم تمرکز،گاهی رها کردن پروژهها
·استعدادها:خلاقیت،تخیل و ابتکار
Forwarded from -Challenge Answers-
عاشق/Lover
·شعار: «من عاشق هستم.»
·نیاز روانی:ارتباط عمیق با دیگران و دوستداشته شدن
·ترس:تنها موندن،یا عشق نافرجام
·استراتژی:جذابیت و تعهد عاطفی
·نقاط ضعف:وابستگی،غیرمنطقیبودن در احساسات
·استعدادها:اشتیاق،قدرشناسی و زیباییشناسی
·شعار: «من عاشق هستم.»
·نیاز روانی:ارتباط عمیق با دیگران و دوستداشته شدن
·ترس:تنها موندن،یا عشق نافرجام
·استراتژی:جذابیت و تعهد عاطفی
·نقاط ضعف:وابستگی،غیرمنطقیبودن در احساسات
·استعدادها:اشتیاق،قدرشناسی و زیباییشناسی
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
تدبیر به تقدیر خداوند نماند
بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند
حیله بکند لیک خدایی نتواند
گامی دو چنان آید کو راست نهادست
وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
استیزه مکن مملکت عشق طلب کن
کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر
کاین کام تو را زود به ناکام رساند
اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری
کاشکار تو را باز اجل بازستاند
چون باز شهی رو به سوی طبله بازش
کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
از شاه وفادارتر امروز کسی نیست
خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
زندانی مرگند همه خلق یقین دان
محبوس تو را از تک زندان نرهاند
دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست
تا هر که مخنث بود آناش برماند
حاشا ز سواری که بود عاشق این راه
که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند