شمارمو داری، بلاکت نکردم، قِلقمو بلدی، میدونی از چه راهی باید بیای، میدونی دلم برات تنگ شده، اما کاری نمیکنی. چون یه دم دستی تر و easy تر میخوای که لازم نباشه واسش بجنگی.
ولی یه نفر هست که توش گیر میکنی، حتی بعد از رفتنش. شاید بهترین آدم زندگیت هم نبوده، حتی شاید بیشتر از همه بهت آسیب زده، اما بازم اون فرق داره. مووآن کردی حتی ولی انگار بخشی از تورو با خودش برده.
از اینستا دیگه خوشم نمیاد. یجوریه. مصنوعیه. و همش اینطوری ام که میبینم ادما موقع جنگ ازدواج کردن، ورزش کردن، تو کارشون پروموت گرفتن، من چی؟ فقط زنده موندم.
یه جوری اینترنتو «وصل» کردن که آدم دلش برای دورانِ قطع بودن تنگ میشه. اون موقع حداقل تکلیف روشن بود که اینترنت نداری! الان هر پنج دقیقه یه بار امیدوار میشی، بعد دوباره هیچی باز نمیشه. شکنجهی روانی رو اسمشو گذاشتن اینترنت!