دارک ترین سایدم اینه که میتونم دنیارو بهت بدم و به همون سرعت ازت پس بگیرم جوری که انگار از اول نبودی و انگار حتی نمیشناسمت. وفاداری من عمیقه ولی سلف ریسپکتم عمیق تر.
بچه تر که بودم فکر میکردم جذب آدمی میشم که مغرور باشه و کم توجه باشه و اینا' الان جدی بنظرم مرد واقعی اونه که به در و دیوار بزنه تورو مال خودش کنه' این الکی مغرورا نه تنها واسم جذاب نیستن دیگه' بلکه اصلا حس مردونگیم بهم نمیدن.
«از دست دادن» هیچ وقت برام عادی نمیشه. جای خالی کسی که نیست' هر بار مثل دفعههای قبل درد میگیره. هر چقدرم تجربه تکراری یا قدیمیای باشه' باز همون جوری میسوزه' زق زق میکنه' تیر میکشه و به خودت میپیچونتت.